مهدی زمینپرداز در گفتوگو با «جامجم»:
واقعه عاشورا را زنان معنا بخشیدند
مهدی زمینپرداز، بازیگر نقش عبدالرحمان فیلم «شور عاشقی» در کارنامه هنری خود بیشترین همکاری را با محمدحسین مهدویان ثبت کرده و نقشهای متعددی در فیلمهای تاریخ معاصر به عهده داشته است.
طول و عرض نقش هیچگاه برای این بازیگر اهمیت نداشته و بیشتر نقشهایش مکمل بوده و چند سالی است که در نقشهای اصلی هم ظاهر میشود و بهخوبی تأثیر خود را روی مخاطب میگذارد. او در رابطه با همکاری با فیلم شور عاشقی و داریوش یاری یادآوری کرد این فیلم را با دلش بازی کرده است.
شما هم تجربه کار درفیلمهای تاریخ معاصربا فضای ملتهب امنیتی واجتماعی رادارید و هم فیلمهایی مثل شور عاشقی که به مصائب اهلبیت امامحسین(ع) بعد از واقعه عاشورا میپردازند. تجربه حضور در این فیلمها چه کمکی به بازی شما در شور عاشقی کرد؟
قبل از همکاری با آقای یاری فیلم «کربلا، جغرافیای یک تاریخ» را دیده بودم و این اولین تجربه همکاریام با ایشان بود. وقتی فیلمنامه را خواندم، احساس کردم میتوانم تجربه جدیدتر و مفیدتری در بازیگری داشته باشم. هر کاری تجربهای برای پختهشدن در کار بعدی شماست، اما قضیه قرارداد بستن در شور عاشقی بیشتر به خوبشدن حال مادرم برمیگشت، چون درگیر یک بیماری و در بیمارستان بستری بود. مادرم عاشق این فضاهاست و عشق من برای همکاری بهخاطر مادرم بود. شاید کارهای قبلیام با مشورت بیشتری شکل میگرفت، اما شور عاشقی نسبت به بقیه کارها برایم خیلی دلی بود. به نظرم این فیلم براساس عقل و عشق شکلگرفت و در عشق هم تسلیمشدن اهمیت دارد. زمانی که براساس عشق مثل کار در شور عاشقی حرکت میکنید، باید تسلیم شوید. عبدالرحمانی که در شور عاشقی است، تسلیم خواستههای زنی به نام سلما میشود، چون دوستش دارد. این عشق زمینی بهتدریج به اندازهای پیش میرود که تبدیل به عشق آسمانی میشود و سلما را کنار میگذارد. در حقیقت، شخصیت عبدالرحمان در صحبتهایی که سلما درباره امامحسین(ع) میکند شکل میگیرد و نوعی پالایش فکری درون عبدالرحمان بهوجود میآید.
درواقع میتوان گفت که عبدالرحمان هم حر دوم است؟
اگر بخواهیم به گرایش او جهت دهیم، جواب مثبت است و عبدالرحمان هم حر دومی نسبت به سلماست. به نظرم واقعه جنگ را زنان معنا میدهند و قهرمانان اصلی واقعه عاشورا زنان هستند. وقتی سربازان در جنگ کشته میشوند، یک مادر میتواند این ماجرا را برای بچهاش به زیبایی روایت کند. در این فیلم هم زنان نقش اصلی را به عهده دارند. چه کسی واقعه عاشورا را ماندگار کرد؟ ما همیشه درباره حضرتعباس(ع)، امامحسین(ع) و علیاکبر(ع) صحبت میکنیم، اما درباره شخصیت زنی چون بانو زینب(س) کمتر صحبت کردیم. در این فیلم چون امکان نشاندادن بانو زینب(س) نیست، سلما را نشان میدهیم که نمایندهای برای بانوست. اینجاست که قهرمان اصلی جنگ خود بانو زینب(س) است. سلما نماینده تفکر و شخصیتی است که این فیلم بیان میکند. اولین بار که فیلم نام «پس از واقعه» را داشت، میخواستیم یادآور روز واقعه و تأثیرش باشیم اما این از زیرکی آقای یاری بود که تبدیل به شور عاشقی شد. این شور عاشقی در فیلم دیده میشود و جلا و رنگ میگیرد. قشنگی شخصیتهای فیلم در این است در موقعیتی قرار میگیرید که مرگ است. همیشه به این فکر میکنم که چرا در قرآن روی شهادت و جهاد تأکید ویژهای میشود و در آیه 74 سوره انفال هم آمده است: «و کسانى که ایمان آورده و هجرت کرده و در راه خدا به جهاد پرداخته و کسانى که [مهاجران را] پناه داده و یارى کردهاند، همان مؤمنان واقعىاند. براى آنان بخشایش و روزى شایستهاى خواهد بود.» تجلی این آیه در سلما و عبدالرحمانی که در فیلم وجود دارد مصداق پیدا میکند؛ یعنی او که نمیخواست بمیرد و میخواست به زندگیاش برسد، حاضر میشود جانش را فدا کند. اساس عالم بر عشق و عقل بنا شده که عقل میگوید از مرگ دوری کن و عشق موجب میشود که از بسیاری مسائل بگذری.
چقدر بازی در نقش عبدالرحمان برای شما با ریسک همراه بود؟
ما در جامعهای زندگی میکنیم که متأسفانه بیان بسیاری از اعتقادات ترس دارد و عده زیادی به اعتقادات درونی ما حمله میکنند. در حال حاضر نیز کار کردن چنین فیلمهایی به نظرم ترسناک شده اماآقای یاری اینطورنیست،اعتقاداتش رابهصراحت بیان ومارا مجبور میکند درباره امام حسین(ع) و کاری که انجام داده، فکرکنیم.همچنین میتوانیم به این فکر کنیم که حرکت او چه تأثیری در جامعه و جوانان امروزی میتواند بگذارد؟... اگر دنبال نمادها بگردیم، بسیاری از آدمها رادرواقعه کربلا پیدا میکنیم که به وقایع امروز مرتبط هستند. علیاکبر عاشورا را میتوانیم با جوانان و نوجوان جامعه امروز تطبیق دهیم. همانطور که گفتم، از طرفی کار کردن در این حوزه مقداری ترسناک است و از طرفی توجه به اعتقادات در بازیگری لذتبخش است.
چه صحنهای در فیلم، شما را بیشتر از دیگر صحنهها تحتتأثیر قرار داد؟
فیلم لحظات قشنگ بسیاری در روابط عبدالرحمن و سلما دارد اما صحنهای از بازی شمر که تمام اسرا را جمع کرد و موی دختری را با خنجر برید، بیشتر روی من تأثیر گذاشت. البته پیام احمدنیا هم خیلی این صحنه را خوب بازی کرده. این وضعیت به حال حاضر که بچههای زیادی در حال کشته شدن در جنگ هستند، شباهت دارد. وقتی بچهها را در این وضعیت میبینیم، با تمام وجود میلرزیم، چون همیشه جزو قربانیان جنگ هستند. بدون هیچگونه لذتی در شرایطی قرار میگیرند که نه بچگی کردهاند و نه تفریح داشتهاند.