جاده شک به یقین عشق تو شد
مصرعی که زندهیاد افشین یداللهی درباره تلاقی جاده شک به یقین سرود و با صدای گرم و گیرای علیرضا قربانی پس از تماشای هر قسمت سریال «شب دهم» به گوش جانمان رسید، چکیدهای از قصه زندگی حیدر خوشمرام است.
مردی از تبار لوطیان تهران قدیم که به پای رفاقت جان میداد. او که سر پر سودایی داشت، برای رهایی برادر رفیق از بند، ناخواسته تن به دزدی از خانه اعیانی دو شازده قجری میدهد.در حین ارتکاب جرم گرفتار میشود و این آغازمسیر او برای رستگاری در راه آزادگی است.مسیری که از عشق زمینی میگذرد اما راه به آسمان میبرد.جایی که اودیگر نه به عشق فخرالزمان، بلکه به یاد ارباب آزادگان جهان، جانبازی میکند. احتمالا بیننده این سریال بودهاید یا این شبهای محرمی مجدد آن را از شبکه آیفیلم دنبال کردهاید.حیدر با بازی حسین یاری که در ماجرای دزدی از خانه شازده قجری زیر دین آنان میرود، همزمان دلباخته دختر جوان این خانه نیز میشود.دختری که خواستگاران بسیاری از اعیان واشراف دارد.دختر به خیال بازی با دل این مرد وهم برای ادای نذری قدیمی از او میخواهد که در دوره رضاخانی که برگزاری هرگونه تعزیه ممنوع اعلام شده، 10شب درملأعام تعزیه اجرا کند.حیدر میپذیرد، اول برای هوای دل و دلبستگی به محبوب زمینی اما در ادامه مسیر، دلش پیش صاحب شبهای محرم گیر میکند و دیگر نه برای فخرالزمان، بلکه در ادامه راه آزادی و آزادگی وباوجودهمه خطرها پا به میدان میگذارد ودرآخرین شب،خود شبیهپوش حسین(ع)میشود.شب دهم با کارگردانی حسن فتحی با پیوند تاریخ، عشق و عرفان تصویری از دگرگونی شخصیتهای قابل باوری را به نمایش میگذارد که هنوز برایمان ملموس و دوستداشتنی هستند. شخصیتهایی که دربزنگاههای شک ویقین که درطول تاریخ هماره تکرارمیشود،ناگزیربه انتخاب وعمل هستند.
نوشین مجلسی - سردبیر قاب کوچک