printlogo


سریال‌هایی که در بخشی از روایت خود فعالیت‌های یک گروهک تروریستی را به تصویر کشیدند
ثبت جنایات منافقین در قصه‌های تلویزیونی
گفته بود 48 ساعته به تهران می‌رسد اما در نهایت بعد از چهار روز و شکست عملیات مرصاد، مجبور شد به شکست خود اعتراف کند. مسعود رجوی آن زمان تهدیدها‌ی بسیاری کرده بود و تلاش کرد در سال‌هایی که ایران هنوز درگیر جنگ با عراق بود، از فرصت به نفع خود استفاده کند.

اوایل مرداد بود که سازمان منافقین تلاش کرد با عملیاتی که نامش را فروغ جاویدان گذاشته بود، مناطقی از ایران را در دست بگیرد؛ عملیاتی که در نهایت با مقابله ایران روبه‌رو و به شکست نیروهای منافقین منجر شد. عملیات مرصاد تاکنون سوژه بسیاری از فیلم و سریال‌ها بوده تا اتفاقی که در گرماگرم تابستان 1367 افتاد، برای مخاطبان مرور شود. به طور کلی ماهیت گروهک منافقین به‌واسطه جنایت‌هایی که در دل تاریخ داشت، دستمایه آثار تلویزیونی بسیاری شده که هرکدام از یک زاویه متفاوت، فعالیت تروریستی این گروهک را به نمایش گذاشته است. در آستانه سالگرد عملیات مرصاد در هفته پیش رو  در این گزارش، به برخی سریال‌های تلویزیونی اشاره کرده‌ایم که به نوعی به مسأله منافقین پرداخته‌ اند. 

روایتی عاشقانه در ارمغان تاریکی
در میان سریال‌هایی که یک واقعه تاریخی را روایت می‌کند، ملودرام‌ها به‌واسطه درگیر کردن حس مخاطب، بیشتر از دیگر گونه‌ها با مخاطب ارتباط برقرار می‌کند. سریال «ارمغان تاریکی» از جمله این مجموعه‌هاست که در خلال روایت یک قصه عاشقانه، فعالیت‌های منافقین را در دهه 60 روایت کرده است. قصه اصلی این سریال، داستان پسر با استعدادی به نام مجید است که عکاسی خوانده و سازمان مجاهدین خلق او را جذب کرده است. جدال میان عشق، عقل و باورهای مجید، او را درگیر اتفاقای غیرقابل پیش‌بینی می‌کند. او در ادامه نقشی که در سازمان دارد، ناچار به ارتباط با دختری به نام سارا بهروزی می‌شود؛ دختری که تمام باورهای مجید را به چالش می‌کشد. مجید در ادامه درگیر یک ماجرای عاشقانه می‌شود و باورهایش تحت‌تاثیر این عشق، دگرگون می‌شود. ارمغان تاریکی با هنرمندی بازیگرانی مثل آرش مجیدی، امیر آقایی، لیلا زارع و سودابه بیضایی روی آنتن رفته بود. 
 
زیرخاکی‌های یک منافق 
سریال «زیرخاکی» باوجود تمام محتوای طنزی که داشت، روایتگر بخشی از حوادثی بود که بعد از جنگ اتفاق افتاد. ماجرای روبه‌رو شدن فری‌زیرخاکی و سادگی‌های همیشگی‌اش با منافقینی که قصد داشتند از این سادگی او استفاده کنند و دیالوگ‌هایی که او درباره جهان اول و سوم می‌گفت، روایت درستی از مبارزه ابزاری منافقین در آن سال‌ها بود. کلیت قصه زیرخاکی مربوط به اواخر دهه 60 بود و بیشتر حول زندگی یک فرد ساده و طمعی بود که برای پیدا کردن زیرخاکی داشت. با این حال، هر بار یک گره در زندگی او رخ می‌داد و در کنار ماجراهای طنز، واقعیت‌هایی را هم روایت می‌کرد. زیرخاکی روایتگر ماجراهای دهه‌های ۵۰ و ۶۰ است که فردی به نام فریبرز باغ‌بیشه معروف به فری‌زیرخاکی با آن روبه‌رو می‌شد. فریبرز بهترین سوژه برای همراه شدن با منافقین است، چون همیشه از همه‌جا بی‌خبر است و به‌راحتی در تور آنهایی قرار می‌گیرد که از او سوءاستفاده می‌کنند. 

 پروانه‌ای درگیر منافقین 
«پروانه» را باید از دیگر مجموعه‌هایی دانست که رنگ و بویی از ظلم منافقین را در قصه خود داشت. قصه مجموعه فوق، در اواخر دهه 50 می‌گذرد و روایتگر داستان جوانی است که با گروهی مبارز همراه شده و زندگی پرحادثه‌ای را تجربه می‌کند. پروانه، دختر یک سرهنگ متمول بود که درگیر عشق یک پسر با باورهای متفاوت می‌شود. این مجموعه مقطعی از فعالیت سازمان مجاهدین خلق در سال‌های دهه ۵۰ و تغییر گرایش در میان برخی اعضای آن را به تصویر می‌کشد که با یک قصه عاشقانه همراه شده است. پیچ و خمی که در قصه پروانه رخ می‌دهد، روند تغییر باور میان منافقین و آنهایی را نمایش می‌دهد که به مرور مسیر خود را از این سازمان جدا کردند. این سریال به کارگردانی جلیل سامان تولید شده بود. جلیل سامان، کارگردان این اثر تلویزیونی پیش‌تر درباره این سریال گفته بود: قصدم از ساخت پروانه این بود که حرفی بزنم که به درد امروز مردم هم بخورد. پروانه به پیوند خرد و عشق می‌پردازد. در این سریال جایی به سیاست می‌پردازد که لازمه قصه است.‌
 
قطع شاهرگ منافقین 
اگر در برخی سریال‌ها سوژه فعالیت‌های منافقین به صورت کلی بیان شده، سریال «شاهرگ» به شکل کامل و در قامت سوژه اصلی خود، سراغ آن رفته است. این مجموعه روایتگر بمب‌گذاری‌های منافقین در دهه 60 بود که خرده‌روایت‌هایی در خلال آن بیان می‌شد. بر این اساس گروه ویژه‌ای تشکیل می‌شود تا مسئولیت شناسایی و خنثی‌کردن بمب‌گذاری‌های فوق را به عهده بگیرد. در این سریال، بازیگرانی همچون نیما رئیسی، عباس غزالی، مهدی سلوکی، فریده سپاه‌منصور، مسعود فروتن، امید روحانی، عطا عمرانی، محسن بهرامی، افسانه کمالی و زنده یاد سیروس گرجستانی به نقش‌آفرینی پرداخته بودند. نوع جنایت‌های منافقین به درستی در شاهرگ به نمایش گذاشته شد.‌
 
روایت عشقی نافرجام در نفس 
سریال «نفس» از دیگر مجموعه‌هایی است که روایت خود را بر فعالیت منافقین گذاشته بود. قصه نفس مربوط به زندگی دختر دانشجویی به نام ناهید بود که با روزبه از اعضای منافقین آشنا می‌شود. این روایت در میانه وقایع انقلاب است و ناهید برای پی بردن به حقیقتی در زندگی خود، حوادث پیچیده‌ای را پشت سر می‌گذارد. نقطه قوت این مجموعه، روایت یک قصه واقعی با بازی‌های باورپذیر بود که توانست بخشی از تاریخ را به درستی روایت کند. ناهید تمام تلاش خود را می‌کرد تا بتواند راهی برای زندگی با روزبه پیدا کند اما اتصال روزبه با منافقین، این ارتباط را دور و دورتر می‌کرد. نفس به کارگردانی جلیل سامان و از جمله کارهای پرمخاطب در این حوزه بود. برخی معتقدند که قسمت‌های پایانی و ترسیم فضای خانه‌های تیمی، نقطه قوت این مجموعه بود که توانست با فضای رعب‌آلود و دسیسه‌آلود، محل‌های اسکان و سازمان‌دهی عملیات‌های ترور که از آنها معمولا با عنوان «امکان» یاد می‌‌شد را به تصویر بکشد.‌
 
رنج پنهان یک جوان 
سریال «رنج پنهان» در ادامه مجموعه‌های دیگر، روایتگر زندگی فردی به نام یوسف در دهه پنجاه که به واسطه برخی اتفاق‌ها، درگیر مبارزه‌های مسلحانه و در نهایت اتصال با منافقین می‌شود. داستان این سریال، در دهه 50 و در اوج مبارزات و سال‌های منتهی به پیروزی انقلاب می‌گذرد. در دوره‌ای پر التهاب و پر‌تنش که با هر زاویه نگاهی امکانی برای پرداخت و روایت آن وجود دارد، کاراکترهای متفاوت و بازی‌های ساختارشکن، از جمله ویژگی‌های این مجموعه است. درست مثل بهنام تشکر که برخلاف رویه بازی در مجموعه‌های طنز، در نقش یک مامور ساواک بازی کرده و توانست تضادخوبی رابه نمایش بگذارد.یوسف از شخصیت‌های اصلی است که مسیر قصه حول زندگی او روایت می‌شود. پدرش او پزشکی است که پیش از این طرفدار مصدق بوده اما در جریان شلوغی‌های قبل از انقلاب، ارتباطش را با دولتی‌ها کم کرده. پدر نامزد یوسف هم سرهنگ‌ بانفوذ دولتی است. همه اینها باعث می‌شود روایت رنج پنهان، متفاوت باشد. این مجموعه به کارگردانی بیژن میرباقری و تهیه‌کنندگی رضا جودی روی آنتن رفته بود. دراین سریال بروجه مبارزه مسلحانه گروهک منافقین به عنوان مانیفست این گروه پس ازتغییر به سمت مارکسیسم تاکیدشده بود. 
 
میعادی تاریخی در سپیده دم
از جمله قدیمی‌ترین آثاری که با حال و هوای منافقین روی آنتن رفته بود، مجموعه «میعاد در سپیده دم»به کارگردانی سعید سلطانی بود. داستان این مجموعه تلویزیونی سال 57 و در زمان شکل‌گیری انقلاب اتفاق می‌افتد.حامد، مبارز مسلمان ایرانی جهت انجام مأموریتی ویژه به ایران می‌آید و همزمان با او الیاس یک مأمور مخفی اسرائیلی نیز واردایران می‌شود و درگیری میان این دو و نیز اتفاقات دیگر، قصه مجموعه تلویزیونی را تشکیل می‌دهند. از جمله بازیگران این مجموعه می‌توان به مجید مظفری، جمشید جهانزاده و محمود عزیزی اشاره کرد.
 
تا صبح جوانان
«تا صبح» را هم باید از دیگر مجموعه‌های تلویزیونی با حال‌و‌هوای سال‌های فعالیت منافقین دانست. این سریال محصول سال 1385 به کارگردانی مجید جوانمرد و محمدعلی باشه‌آهنگر بود که عباس نعمتی آن را نوشته بود. این مجموعه در ۲۹ قسمت ۴۵ دقیقه‌ای تهیه شد و روایتی عاطفی با زمینه سیاسی از زندگی فردی و اجتماعی چند جوان از سال ۱۳۵۰ تا ۱۳۸۵ شمسی در بستر جریانات تاریخ معاصر ایران بود. مستانه با بازی مرحوم عسل بدیعی، یک پزشک جوان بود که در مبارزات انقلابی، فعالیت داشت. او با عمویش تیمسار بدر از تیمسارهای عالی‌رتبه شاهنشاهی، زندگی می‌کرد. سیاوش، پسر تیمسار بدر که در خارج از کشور اقامت دارد با پایان تحصیلات دانشگاهی‌ به ایران بازمی‌گردد و به صف مبارزان انقلابی می‌پیوندد. گره‌خوردن روایت‌های مختلف به هم، تا صبح را به یک مجموعه تماشایی بدل کرده بود.
 
واقعی مثل دولت مخفی 
مجموعه تلویزیونی «دولت مخفی» روایتی داستانی داردوفیلمنامه آن براساس خاطرات مستندبرخی آزاده‌ها نگاشته شده‌ که اشاره‌هایی هم به فعالیت منافقین دارد. بعضی شخصیت‌های این مجموعه تلویزیونی، حقیقی هستند و از آنها می‌توان به علی‌اکبر ابوترابی اشاره کرد. کاراکتر سعید با بازی پژمان بازغی با شروع جنگ، پدر خود را از دست می‌دهد. در واقع پدر او مفقود می‌شود و سعید برای نجات جان بقیه اعضای خانواده، آنها را به شمال کشور می‌آورد اما خودش در این منطقه نمی‌ماند و بین جبهه و شمال در رفت و آمد است تا این که در یکی از عملیات‌ها به اسارت درمی‌آید و بعد از اسارت اوست که ادامه داستان مجموعه تلویزیونی در اردوگاه‌های عراقی روایت می‌شود. در این سریال، چند روایت مجزا بیان می‌شود و در نهایت به هم گره می‌خورند. دولت مخفی با بازی پژمان بازغی، لاله اسکندری و کاوه خداشناس، در زمره مجموعه‌هایی است که با یک درام، توانسته بخشی از تاریخ را روایت کند.
 
منافقین به روایت رادیو 
اما در کنار مجموعه‌های تلویزیونی، باید به آثار دیگری هم اشاره کرد که توانستند فعالیت منافقین را روایت کنند. نمایش«بالگردهای معلق روز خون» از جمله این آثار است که توسط ایوب آقاخانی تولید و از رادیو نمایش و رادیو تهران پخش شد. قصه این اثر رادیویی، مربوط به زمانی است که جنگ تمام شده اما منافقین هنوز خیال تسخیر ایران را دارند. احمدرضا در عملیات مرصاد جانباز می‌شود. او درگیر یک داستان قدیمی است.
 
مستندهایی از دل تاریخ 
برخی مستندهای تولید شده برای پخش در تلویزیون هم، روایتی مستندگونه از فعالیت منافقین داشته و توانسته‌اند واقعیت‌هایی در دل تاریخ را بیان کنند. مثل مجموعه مستند «به نام خلق» که به روایت اعضای سابق سازمان مجاهدین خلق از ابتدای شکل‌گیری تاکنون می‌پرداخت و از شبکه مستند روی آنتن رفته بود. مستند دیگر، ماجرای اسلام‌آباد بود که توانست روایتی از جنایات منافقین و مقاومت مردم اسلام‌آباد غرب را روی آنتن ببرد. پس از پذیرفته‌شدن قطعنامه 598، منافقین با حمایت ارتش بعث وارد خاک ایران شده و موفق به اشغال شهر اسلام‌آباد غرب کرمانشاه شدند اما در ادامه پس از رسیدن به تنگه چهارزبر، در مواجهه با نیروهای ایرانی به‌ویژه هوانیروز ارتش قرار گرفته و تقریبا تمام آنان کشته شدند. مستند فوق، این تکه‌ای از تاریخ را روایت کرده بود. با وجود همه این آثار، هنوز هم بخش‌های روایت نشده‌ای از این گروهک باقی مانده است.

سپیده اشرفی - روزنامه‌نگار