printlogo


 بازی‌درمانی و مشاوره کودک
دنیای کودکان با بازی گره خورده است. بازی، مفهومی است که معناهای مختلفی را دربر دارد.  بازی ماهیتا ارتباط نزدیک‌تری با کودکان دارد تا بزرگسالان. گرچه بازی‌های بزرگسالان نیز مهم است اما بزرگسالان تلاش زیادی کرده‌اند تا بازی‌های‌شان را رسمی، جدی و واقعی نشان دهند. ولی کودک و بازی او عدم رسمیتی دارند که مورد پذیرش بزرگسالان است.

ازهمین رو افراد غیربزرگسال آسان‌تر می‌توانند با تلقی غیررسمی بودن بازی از سوی بزرگسالان، بازی را دنبال کنند. کودکان که چنین امری را به‌خوبی درک می‌کنند، ترجیح می‌دهند زمان بیشتری از اوقات خود را به بازی اختصاص دهند و خود را از فشارهای رسمی دور نگه دارند. کودک، لذت و معصومیت خود را در بازی متبلور می‌کند و در عین حال مشکلات خود را بازمی‌نمایاند. نظر به اهمیت بازی، بسیاری ازمربیان ودرمانگران بر آن شدند تا ازبازی برای درمان و تربیت استفاده کنند. تصور می‌شود که اگر بازی را بتوان به گفت‌وگو به عنوان خصلت انسان پیوند داد، آن‌گاه می‌توان آن را در خدمت فرآیند درمان و تربیت قرار داد. از آنجایی که بخش‌هایی از آنچه در بازی بروز داده می‌شود، آگاهانه نیست،گفت‌وگوی سقراطی می‌تواند به افراد آگاهی دهد و درک آنهارا نسبت به آنچه در بازی رخ داده، عمیق‌تر کند. کتاب پیش رو بازی، کودکی و درمان مشاوره‌ای را باهم ترکیب کرده است.جنبه نوآوری کتاب بازی‌درمانی و مشاوره کودک در درجه اول مربوط به استفاده از روش سقراطی است که هم به درمانگر کمک می‌کند تا از طریق آن مشکلات را تشخیص داده و به درمان آنها کمک کند و هم به کودکان به عنوان مراجع در پرورش معنا و مفهوم‌یابی کمک‌کننده است.

برشی از کتاب
این کتاب دارای چهار بخش بوده که نویسنده در هشت فصل به مفاهیمی از قبیل بازی، اهمیت و اهداف آن، بازی‌درمانی، تاریخچه، اهمیت و اهداف آن، برخی از نظریه‌های بازی‌درمانی، هنردرمانی و شن‌بازی پرداخته است و در ادامه توضیحاتی از بیش‌فعالی - کم‌توجهی و لالی گزینشی و شیوه‌های تشخیص و درمان آنها ارائه نموده است. در فصول نهم، دهم و یازدهم نویسنده بازی‌هایی را معرفی کرده که ایده بازی درمانگران مطرح بوده و استفاده از آنها بسیار سودمند تشخیص داده شده است. این بازی‌ها صرفا جنبه لذت و تفریح را نداشته، بلکه برای تشخیص، درمان یا آغازی برای گفت‌وگو مورد استفاده قرار می‌گیرد. به‌علاوه شیوه ارائه بازی‌ها نیز متفاوت و نوآورانه است.
دربخشی ازکتاب بازی‌درمانی ومشاوره کودک می‌خوانیم:دورا کالف ذکر می‌کند باخانمی که مشاوره داشتم، ابتدا درمان را با گفت‌وگو پیش می‌بردم. به ذهنم رسید که خوب است با شن‌بازی این کار را ادامه دهیم، ولی او راضی نبود و بیشتر تمایل داشت از طریق صحبت کردن درمان ادامه یابد اما از نظر من مهم بود که از این روش هم استفاده کنیم تا شاید بهتر بتواند برخی مسائلش را ابراز کند. دلیل مراجعه او این بود که با همسرش مشکل داشت. در شروع بازی با شن از او خواستم تا دو اسباب‌بازی را انتخاب کند، یکی نماد همسرش و دیگری خودش.
عروسکی که نماد همسرش بود، عروسکی از داستان بت‌من بود و چهره‌ای دو قسمتی داشت؛ طرفی خوب و طرفی دیگر بد. زمانی که این عروسک را انتخاب کرد با خشم و محکم در شن کوبید. احتمالا این عروسک نمادی از این بود که همسرش دورو دارد، گاهی خوب و گاهی بد. عروسکی که نشانه نماد خودش بود را برداشت. عروسکی که ظاهرش شبیه دختری کوچولو بود. از او پرسیدم چرا این عروسک را انتخاب کردی؟ پاسخ داد، بعضی مواقع شبیه دختربچه‌های کوچولو هستم و هیچ گزینه‌ای برای انتخاب صحیح ندارم. گاهی می‌توانم به همسرم اعتماد کنم و زمانی دیگرنه. زمانی که به اواعتماد می‌کنم، هیچ‌گاه نتیجه خوبی نمی‌گیرم. پس از آن تمرکزش را بر روی عروسک کوچک هدایت کردم. به من بگو این عروسک کوچک اکنون چه احساسی دارد؟ زن عروسک را برمی‌دارد، سرش را با فروبردن در شن دفن می‌کند و ادامه می‌دهد: این عروسک زمین‌گیر شده و دقیقا مثل من که در ازدواجم زمین‌گیر شدم. فقط ازدواجم نیست، بین دوستانم، کارم و...فشاری که بر من وارد می‌شود، دفن شده‌ام.

امیر علوی - چاردیواری