printlogo


مشخصات حماسه مقدس‏
حماسه مقدس آن کسی است که روحش برای خود موج نمی‌زند، برای نژاد خود موج نمی‌زند، برای ملت خود موج نمی‌زند، برای قاره یا مملکت خود موج نمی‌زند؛ او اساسا چیزی را که‏ نمی‌بیند شخص خود است، او فقط حق و حقیقت را می‌بیند و اگر خیلی کوچکش بکنیم باید بگوییم بشریت را می‌بیند. پس یک جهت که این حماسه مقدس می‌شود این است که هدفش مقدس و پاک و منزه است؛ مثل خورشید عالمتاب است که بر همه مردم و بر همه جهانیان می‌‏تابد.

دومین جهت تقدس این‌گونه قیام‌ها و نهضت‌ها این است که در شرایط خاصی که هیچ‌کس گمان نمی‌برد قرار گرفته‌اند؛ یعنی یکمرتبه در یک فضای بسیاربسیار تاریک و ظلمانی یک شعله روشن می‌شود، شعله‌‏ای در یک ظلمت مطلق؛ فریاد عدالتی است در یک استبداد و ستم مطلق، جنبشی است در یک سکون و درحالی که همه ساکن و مرعوبند، کلام و سخنی است در یک خاموشی مرگبار.
به‌عنوان مثال نمرودی پیدا می‌شود که یک مرد باقی نمی‌گذارد و در همین زمان نهضت مقدس ابراهیم صورت می‌گیرد. یا فرعونی پیدا می‌شود و در همین عصر موسایی پیدا می‌شود یا در عصر بعثت خاتم‌الانبیاء(ص) که تمام دنیا در ظلمت و خاموشی و هرج‌و‌مرج و فساد فرو رفته است ناگهان فریاد «قولوا لا الهَ الَّا ا...تُفْلِحوا» بلند می‌شود.
دولت اموی است، تمام نیروها را به نفع خودش تجهیز کرده است حتی نیروی مذهب را، به این ترتیب که محدثین از خدا بی‌خبر را استخدام کرده و به آنها پول‏ می‌دهد تا به نفع او حدیث جعل کنند. می‌گویند یک عالم اموی گفته است: «انَّ الْحُسَینَ قُتِلَ بِسَیفِ جَدِّهِ» حسین با شمشیر جدش کشته شد و منظور او این بوده است که حسین(ع) به حکم دین جدش کشته شد، ولی من می‌گویم این حرف به معنی دیگری درست است و آن این‌که بنی‌امیه توانسته بودند اسلام را آنچنان استثمار و استخدام و منحرف کند که یک عده مردم از خدا بی‌خبر به‌عنوان جهاد و خدمت به اسلام، به جنگ حسین بیایند. بعد از شهادت اباعبدا...(ع) به شکرانه این عمل چندین مسجد ساخته شد. ببینید ظلمت و تاریکی چقدر بوده است.
آن وقت شعله‌‏ای مانند شعله حسینی در یک چنین شرایطی پیدا می‌شود، شرایطی که نوشته‌اند اگر یک نفر می‌خواست یک جمله درباره علی(ع) روایت بکند مثلا بگوید من ازپیغمبر(ص) چنین چیزی را درباره علی(ع) شنیدم یا می‌خواهم فلان قضیه یا فلان خطبه را از علی نقل بکنم، می‌رفتند در صندوقخانه‌ها، درها را ازپشت می‌‏بستند،بعد کسی که می‌خواست جمله را نقل کند، طرف را قسم‌های مؤکد می‌داد که من به این شرط برای تو نقل می‌کنم که آن را برای احدی نقل نکنی مگر برای کسی که به اندازه خودت قابل اعتماد باشد و تو هم او را به همین اندازه قسم بدهی که برای شخص غیرقابل اعتماد نقل نکند. سومین جهت تقدس نهضت حسینی این است که در آن یک رشد و بینش نیرومند وجود دارد؛یعنی این قیام وحماسه ازآن جهت مقدس است که قیام‌کننده چیزی را می‌بیند که دیگران نمی‌بینند، همان مثل معروف: «آنچه را که دیگران در آینه نمی‌بینند او در خشت خام می‌بیند»، اثر کار خودش را می‌بیند، منطقی دارد مافوق منطق افراد عادی، مافوق منطق عقلایی که در اجتماع هستند. ابن‌عباس، ابن‌حنفیه، ابن‌عمر و عده زیادی در کمال خلوص نیت، حسین‌بن‌علی(ع) را از رفتن به کربلا نهی می‌کردند. آنها روی منطق خودشان حق داشتند، ولی حسین (ع) چیزی را می‌دید که آنها نمی‌‏دیدند. آنها نه به اندازه حسین‌بن‌علی(ع) خطر را احساس می‌کردند و نه می‌توانستند بفهمند که چنین قیامی در آینده چه آثار بزرگی دارد اما او به‌طور واضح می‌دید.

برگرفته از کتاب حماسه حسینی  - استاد شهید مرتضی مطهری