نگاهی به مجموعه داستان «ناشناس» به قلم پژند سلیمانی
ایده مرکزی؛ رنج
دکتر پرویز ناتلخانلری در کتاب «نقد بیغش» به این مهم اشاره دارد که وقتی میخواهیم درباره سبک نویسندگی کسی گفتوگو کنیم باید به چگونگی بیان مطلب، ترتیب و توالی مضامین و معانی و مسائلی که برای بهتر فهماندن مقصود و تاثیر بیشتر در ذهن خواننده به کار میرود، از قبیل آوردن اوصاف خاص، تشبیهات، استعارات و نظایر آنها، توجه کنیم.
مسأله بعدی مربوط میشود به نکتههای صرف و نحوی و آنچه که در اصطلاح فارسی فصاحت گفته میشود. به عبارت دیگربه کمک لفظ و زبان است که میتوان آنچه درذهن میگذرد را به ذهن دیگران القا کرد. چنانکه اگر این وسیله و رابطه با دقت انتخاب نشود، وظیفه اصلی که بر عهده لفظ و زبان است، انجام نمیگیرد. همچنین بیان باید درست به اندازه معنی باشد. نه بیشتر و نه کمتر؛ بنابراین به همان اندازه که ایجاز لفظ برای بیان معنی در نویسندگی نقص است، زیادهگویی و درازی کلام نیز نقص بزرگی بهحساب میآید. به واقع مبحث همان ایجاز مخل و اطناب ممل است. بازی با الفاظ و ردیف کردن مترادفاتی که اولا به آسانی میتوان حذفشان کرد و ثانیا بههیچوجه چیزی به معنی اضافه نمیکنند و حتی گاهی خواننده را از توجه دقیق به اصل مقصود باز میدارد.مجموعه داستان «ناشناس» شامل 16داستان کوتاه است که هرکدام با شیوهای خاص روایت میشوند. پژند سلیمانی، دانشآموخته رشته زبانشناسی است. وی بهخوبی کارکرد زبان برای انتقال مفهوم در داستان را میداند. «ناشناس» قصه آدمهای به ظاهر آشنایی است که درموقعیتهای خاص، کنشهایی غیرقابل انتظار دارند. آدمهایی که سر بزنگاه مخاطب را غافلگیر میکنند و این یکی ازنقاط قوتی است که داستانها را از دام کلیشه نجات میدهد. گاهی بستر موقعیتها،حوادث ورخدادهای اجتماعی ازسرگذراندهای است که برای مخاطب یادآور روزهای سخت و پر اضطراب گذشته است.نگاهی انتقادی واعتراضی به واکنش جامعه درمقابل رویدادهای مخاطرهآمیزی که همهگیر بوده و افراد جامعه را تحت تاثیر قرار داده است.ایده مرکزی داستانها رنج است.رنجی که گریزی از آن نیست وانسانی که ناگزیراست به پذیرش آن. روایت داستانهای ناشناس با تقطیع زمان و مکان پیش میروندوخطی نیستند و این یکی ازانتخابهای هوشمندانه نویسنده است که در خدمت ایده، داستانها را جلو میبرد. این مجموعه، سومین اثر داستانی پژند سلیمانی که درسال۱۴۰۰ به همت نشر نیماژ منتشر شده است.
سعیده اسداللهی - منتقد ادبی