printlogo


باد در ایستگاه نمایش همچنان می‌وزد
مخاطبان شبکه نمایش می‌توانند امشب ساعت 21 به تماشای فیلم سینمایی ایرانی «باد همچنان می‌وزد» بنشینند.

این فیلم روایتگر روز‌های پس از مرصاد است و فیلمبرداری آن در بخش حمیل شهرستان اسلام‌آبادغرب و روستای قلعه محمدعلی شهرستان هرسین در حال انجام است. دراین اثرنقش مردم در پاکسازی منطقه ازمنافقین شکست‌خورده پس از عملیات مرصاد برجسته شده است.محسن میرسلیمی این فیلم را درسال1399 ساخته و محمد حاتمی، فهیمه سلیمانی و ابراهیم مرادی از بازیگرانی هستند که در این فیلم ایفای نقش کرده‌اند.فهیمه سلیمانی که در کنار بازیگری، نویسنده این تله‌فیلم هم بوده، در گفت‌و‌گویی در این‌باره گفت: باد همچنان می‌وزد، روایتگر برشی از زندگی فردی کرد به نام «شاهو» است که کارش قاچاق چای است و در دوران دفاع‌مقدس هیچ نقشی در دفاع از میهن نداشته تا این‌که پس از عملیات مرصاد تعدادی از منافقان خانواده‌اش را به گروگان می‌گیرند و به شهادت می‌رسانند که این موضوع باعث می‌شود شاهو نیز در پایان جنگ تحمیلی علیه دشمنان بجنگد.

مدرسه‌ای به وسعت ایران با «میم مثل معلم»
شاید پیش از این بیشتر برنامه‌های مرتبط با حوزه آموزش، ویژه گروه سنی خاصی روی آنتن می‌رفت اما خبرها نشان می‌دهد که قرار است مسابقه‌ای با عنوان «میم مثل معلم» از سه‌شنبه دوم مرداد به میزبانی علی عبدالعالی روانه آنتن شبکه دو سیما شود تا حال و هوای این حوزه را به دیگر گروه‌های سنی هم بکشاند. در این مسابقه مهیج، جمعی از معلمان در رقابتی دیدنی میزبان مخاطبان شبکه دو سیما خواهند بود. موضوع این مسابقه استعدادیابی میان معلمان است که جمعی از فرهنگیان پیشکسوت آن را داوری می‌کنند. در مسابقه میم مثل معلم، معلمان از جای‌جای ایران شرکت کرده و شیوه آموزش خود را برای مخاطبان و داوران اجرا می‌کنند و در نهایت با امتیاز داوران بهترین‌ها انتخاب می‌شوند.اگر شما هم علاقه‌مند به حضور در چنین مسابقه‌ای هستید، می‌توانید اول به تماشای آن بنشینید و بعد در آن شرکت کنید. مسابقه میم مثل معلم که با اجرا و تهیه‌کنندگی علی عبدالعالی و کارگردانی علی‌رضا سهولی تهیه و تولید شده، از سه‌شنبه دوم مرداد تا جمعه پنجم مرداد ساعت 17:15 از شبکه دو سیما پخش و ساعت 11 بازپخش می‌شود. 

اسپیدباگی
مریم فلاح:
«اسپیدباگی» ماشین نارنجی‌رنگ کوچکی بود که توسط جوان مکانیکی به‌نام تینکر طراحی و ساخته شد. این ماشین از طریق یک واکی‌تاکی قابل حمل، به‌راحتی فعال و حتی از راه دور کنترل می‌شد. اسپیدباگی می‌توانست کارهای عجیب‌وغریبی انجام دهد، مثل بالارفتن از سینه‌کش کوه، اسکی، اسکیت و بازی‌های متنوع. اسپیدی توانایی صحبت‌ و حل معما داشت و چراغ‌های جلوی آن به‌عنوان چشم‌هایش عمل می‌کردند. تینکر رانندگی اسپیدی را برعهده داشت و بهترین دوست او بود. او سوار اتومبیل دست‌ساز خود با دوستانش مارک که مغز متفکر گروه‌شان بود و دختر نوجوانی به‌نام دبی که رهبری این گروه چهارنفره را بر عهده داشت ماجراجویانه به سفر می‌رفتند. آنها طی سفرهایشان مرتبا با افراد شرور و کلاهبردارانی مانند سارقان الماس، پزشکان وسواس ماشین و دزدان دریایی شرور مواجه می‌شدند. بخشی از ماجراها هم در جریان شرکت اسپیدی در مسابقات اتومبیلرانی شکل‌می‌گرفت، البته که در نهایت همیشه اسپیدی و دوستان برنده بودند.