printlogo


سینمای مستقل داریم؟ نداریم؟
احتمالا در خبرهای هفته گذشته خوانده یا شنیده‌اید که «برلیناله» آخرین پروژه خانم رخشان بنی‌اعتماد به نام «فرود مه سرخ» را با مبلغ ۴۰ هزار یورو مورد حمایت قرار داده است. البته قبلا هم این پروژه کمک خارجی دیگری دریافت کرده بود.

قاعدتا پذیرش دست‌و‌دلبازی فستیوال تمام سیاسی برلین توسط خانم بنی‌اعتماد یک انتخاب تاریخی تلقی می‌شود؛ انتخابی که می‌تواند الگویی ملی و وطن‌پرستانه نزد نسل جوان فیلمساز و هواداران این کارگردان زن سینمای کشورمان باشد. این حمایت‌ها معمولا شکل عوض می‌کنند و هرکشوری به نوعی سراغ هنرمندان می‌رود. برای نمونه عدم پذیرش نشان شوالیه از سوی حسین علیزاده را به یاد داریم در حالی‌که برخی برای گرفتن آن سراز‌پا نمی‌شناختند اما علیزاده درعین غلبه بر هوای نفس و تمنیات دنیایی، حرکتی ملی و میهن‌دوستانه نیز انجام داد که درتاریخ ماندگاروباعث وبانی اعتبارمضاعف این هنرمند موسیقایی کشورمان شده و خواهد شد. بنابراین مقاومت در برابر پیشنهاد بیگانگان همواره با قضاوت خاص اکنون و آیندگان مواجه خواهد بود. حالا در دوره‌ای سفارتخانه‌ها در این زمینه فعال بودند ولی طی ادوار اخیر فستیوال‌ها وظیفه خطیر «هنرمندربایی»را باعناوین متنوعی برعهده گرفته‌اند؛ خصوصا که اینجا پای برلین در میان است. برخی فستیوال‌ها مانند«کن» حداقل درظاهر ادعای استقلال و هنر دارند ولی برلین از‌جمله رویدادهایی است که متولیان آن بارها و صراحتا اعلام داشته‌اند که برلین جشنواره‌ای سیاسی است. همچنان‌که شاهدیم که در همین روزها مسجد امام علی(‌ع) شهر هامبورگ را تعطیل کردندوابایی ازخوردن مهرسیاسی ندارند. برلیناله نیز سرمایه‌گذاری روی هنرمندان کشورهای مختلف را پنهان نمی‌کند و...ومقدمه طولانی بالا به این منظور قلمی شد تا به بحث اصلی استقلال یا وابستگی در عرصه فرهنگ و هنر برسیم. سینمای مستقل از‌جمله موضوعات و رویکردهای مناقشه‌آمیزی است که نه‌فقط به درستی تبیین و تفهیم نشده است بلکه در طول چند دهه پیش از این همواره پدیده‌ای ایز گم کردن بوده است. این عنوان دهان‌پرکن که کاربرد و واقعیت ماهوی آن اساسا فریبنده و گول‌زنک است متاسفانه تبدیل به مستمسکی برای اعتبار‌آفرینی کاذب شده است و طی همه ادوار گذشته با وجود هزینه‌های زیاد و اختصاص بودجه‌های فراوان به انواع رویدادهای سینمایی/ هنری در داخل، هیچ جریان و نهاد و فردی مبادرت به برگزاری نشست‌ها و برنامه‌هایی به‌منظور تبیین وتوضیح یا بازتعریف هنر مستقل نکرده است مگر به‌صورت پراکنده وموردی بحث‌هایی درافکنده والکن رها شده است. برای همین سینمای مستقل همواره بر مؤلفه دریافت بودجه از دولت‌ها قابل ارجاع و پذیرش یا نفی بوده است. در این دیدگاه موضوع و محتوا و رویکردهای مفهومی محلی ازاعراب ندارد. بنابراین اصلی‌ترین نقطه مناقشه‌آمیز این رویکرد، آنجایی قوت می‌گیردوتبدیل‌به پروپاگاندامی‌شودکه‌این بودجه ازدولت ونهادهای شبه‌دولتی ایران تامین‌شده باشدامااگراین بودجه‌هااز کلان‌ سرمایه‌داران، مجموعه‌های پولشویی، دارندگان پول‌های مشکوک، دولت‌های بیگانه، فستیوال‌های سیاسی، مراسم‌های پر‌زرق و برق  و‌... دریافت شود بازهم تحت عنوان سینمای مستقل دربوق وکرنا می‌شود.همه مامی‌دانیم که کشورهای مختلف اروپایی در بخش سینما و دیگر هنرها توسط بودجه‌های اختصاص داده خود، دخل وتصرفی جدی دارند.فیلمسازان بسیاری را دیده‌ایم که از دولت‌های اروپایی پول ساخت می‌گیرندودرمصاحبه‌های‌شان دادسینمای مستقل‌سرمی‌دهند.برای نمونه آخرین برنامه سینمایی یکی ازشبکه‌های فارسی‌زبان به حضورفیلمسازی ایرانی‌الاصل(بلوچ) اختصاص داشت‌که فیلمش‌راباکسب بودجه‌ازدولت سوئدساخته بودو درباره نوع سرمایه‌گذاری کشورهای سوئد، نروژ،دانمارک و‌...توضیح می‌داد و دیگر فیلمسازان مستقل! را برای ادامه راه تشویق به مراجعه می‌کرد. 

محمد‌تقی فهیم |  گروه فرهنگ و هنر