عشق در قلب مردگان تنها
«اول عاشقی»، تنها یک عنوان برای این کتاب نیست؛ بلکه تبدیل به عبارتی میشود که در تمام لحظاتی که کتاب را میخوانید منتظر هستید تا دلیل انتخاب این عنوان را پیدا کنید و نکته عجیب در این مورد، این است که این اتفاق هرگز نمیافتد.
هیچیک از شخصیتها عاشق نمیشوند و هیچ لحظهای اول عاشقی نیست؛ اما این تنها توصیفی سطحی از داستان است. مخاطب میداند که در باطن شخصیتها چه اتفاقی میافتد؛ هرچند همگی در ظاهر، آن راانکارمیکنند وهمین شرایط باعث پیچیدگی داستان است. داستان با عشقی در یک نگاه آغاز میشود؛ دریک هواپیما. احتمالا هرمخاطبی انتظار عاشقانهای ویژه دارد؛ اما این عشق در نگاه اول، فقط یک شروع زیبا را رقم میزند و در ادامه فقط یک زندگی معمولی و تقریبا کسلکننده است که البته وفاداری در آن رکن بسیار مهمی است. بخش عمده کتاب به ماجرای دیگری میپردازد. اتفاقی که نه عشق است نه نفرت. اول عاشقی کاراکترهای کمی دارد؛ یک کودک، یک زن و شوهر، یک مرد عجیب، یک تعمیرکار دوچرخه و چند زن و مرد مسن که شخصیت اصلی، پرستار آنهاست. بهجز کودک که نماد زندگی است، بقیه آنها، گویی علاقهای به زندگی ندارند و از چیزی لذت نمیبرند. خوشحال نیستند. خوشبخت نیستند.
نویسنده: یودیت هرمان
مترجم: محمود حسینیزاد
نشر: افق
سال انتشار: 1401