ضرورت آموزش مشاركت اجتماعی به كودكان
همه انسانها بهواسطه حضورشان در یك جامعه با همدیگر كنش متقابل دارند، به این كنش متقابل انسانها با یكدیگر، رفتار اجتماعی میگویند؛ این رفتار اجتماعی میتواند جهتگیری خاصی داشته باشد، مثبت باشد و در جهت رشد و تعالی یك جامعه باشد یا منفی باشد و جامعه را رو به زوال ببرد.
از نگاه جامعهشناسی، یكی از مشخصههای اصلی در بحث جهتگیری مثبت رفتار اجتماعی، سنجش میزان مشاركت شهروندان در آن جامعه است؛ مشاركت چه در بحث سیاسی، چه اقتصادی، چه فرهنگی و اجتماعی به حضور، همیاری، هماندیشی و همراهی تكتك افراد جامعه نیاز دارد. مشاركتی كه در ابعاد مختلف میتواند خودش را نشان بدهد، چه در بحث تصمیمگیری، چه در عمل و چه در اجرا و نظارت بر اجرا. در مجموع آثار مثبت و مزایای مشاركت اجتماعی شهروندان در جامعه آنقدر زیاد است كه نمیتوان از آن چشم پوشید.
درحقیقت مردم یك جامعه با افزایش مشاركت اجتماعیشان در امور و رویدادهای مختلف این پیام را میدهند كه نسبت به سرنوشتشان بیتفاوت نیستند و قبول دارند كه در امور مختلف جاری در جامعه، آنها هم مسؤولیتی بهعهده دارند. از این نظر، فقدان مشاركت اجتماعی شهروندان در یك جامعه، نشاندهنده بیتفاوتی آنها نسبت به سرنوشتشان است. صرفا تماشاگر رویدادها و امور نیستند و با حضورشان جامعه را زنده نگه میدارند.
در این بین یكی از مهمترین اولویتهای جوامع امروزی، افزایش مشاركت همه اقشار جامعه در فعالیتهای اجتماعی است. از آنجا كه سالهای نخست زندگی آثار ماندگاری بر زندگی فرد دارد، تدابیر آموزشی نهتنها بر چگونگی رشد كودك، بلكه بر نحوه پیشرفت هر كشور هم تاثیر میگذارد و آموزش مشاركت اجتماعی به كودكان همینجاست كه اهمیت پیدا میكند.
روانشناسان هم معتقدند ۷ تا
۱۱ سالگی بهترین زمان برای آموزش مهارتهای اجتماعی به كودكان است، چراكه آنها در این دوره هیچگونه تعارض درونی و برونروانی ندارند. به عبارت دیگر، آنها تعارضات دوره كودكی را پشت سر گذاشتهاند و هنوز با تعارضات دوره بلوغ روبهرو نشدهاند و بهتر میتوانند آموزش ببینند، در نتیجه برای داشتن یك جامعه با مشاركت حداكثری در آینده، میتوان از همین امروز نسلی را تربیت كرد كه نسبت به جامعهاش دغدغهمند باشد.