گروگانگیری برای سرقت 13میلیاردی از کارگاه طلاسازی
چهار نفر که مسلحانه مردی طلاساز را در یکی از خیابانهای تهران ربوده و 13میلیارد تومان طلا و جواهر از گاوصندوق کارگاهش به سرقت برده بودند تحت تعقیب پلیس پایتخت قرار گرفتند.
به گزارش خبرنگار جامجم، دو روز پیش مردی با حضور در شعبه هفتم بازپرسی دادسرای جنایی تهران از چهار مرد که مسلحانه وی را ربوده و 13میلیارد تومان طلا و جواهر از او سرقت کرده بودند، شکایت کرد. شاکی در جریان تحقیقات گفت: در یکی از محلههای تهران کارگاه طلاسازی دارم. شب حادثه بعد از پایان کارم از کارگاه بیرون آمدم و راهی خانه بودم که در نزدیکی یکی از کوچههای محله یوسفآباد پژو 206 سفیدی با خودرویم تصادف کرد. از خودرو پیاده شدم تا علت و میزان خسارت را بررسی کنم که چهار سرنشین 206 با چهرههایی پوشیده به من حملهور شدند و کتکم زدند. یکی از آنها سوار خودرویم شد و حرکت کرد. سه نفر دیگر که یکی از آنها مسلح به کلت بود و بقیه چاقو داشتند، مرا داخل پژو انداختند و بهشدت کتکم زدند و به زور کلید گاوصندوق کارگاه را گرفتند. تهدید میکردند اگر مقاومت کنم مرا به قتل میرسانند. یک ساعت در سطح شهر تهران حرکت کردند تا اینکه سمت کارگاه طلاسازیام رفتند. مرد مسلح کلت را روی سرم گذاشته بود و تهدید میکرد اگر کلیدها اشتباهی باشدوطلا وجواهری درگاوصندوق نباشد، شلیک میکند.شاکی ادامه داد:به التماسهایم توجهی نمیکردند و نمیخواستند مرا رها کنند. یکی از دزدها با کلیدها وارد کارگاه شد و13میلیارد تومان طلا و جواهر سرقت کرد. بعد مرا با دستوپای بسته در کارگاه رها کردند و متواری شدند. بهسختی توانستم دستوپایم را باز کنم و با پلیس تماس بگیرم. با شکایت این مرد و با دستور قضایی ماموران تحقیقات را آغازکردندو خودروی سرقتی از شاکی را بدون سرنشین، رهاشده در محله پیروزی تهران یافتند.
غلامحسین صادقزاده، بازپرس شعبه هفتم دادسرای جنایی تهران با تایید این خبر به جامجم گفت: تحقیقات برای دستگیری سارقان مسلح که دست به آدمربایی و سرقت مسلحانه از کارگاه طلاسازی زده بودند، توسط پلیس آگاهی تهران ادامه دارد.
مرگ سارق فراری در تصادف
سارق سابقهدار درحالی با اتهام11فقره سرقت قرار است دردادگاه محاکمه شودکه همدست او درتعقیب وگریز پلیسی و بهدلیل تصادف جان خود را ازدستداد.
ماجرای این پرونده اوایل سال 1401 و زمانی کلید خورد که زنی با پلیس تماس گرفت و گفت در منطقه پاسداران تهران پشت فرمان ماشین با تلفن همراهم صحبت میکردم که دو موتورسوار یکدفعه گوشیام را قاپیدند و به سرعت فرار کردند. با اعلام گزارش ، تلاشها برای یافتن سرنخ موتورسواران دزد آغاز شد. پلیس هنوز مشغول رسیدگی به شکایت شاکی اول بود که دومین شکایت مشابه هم به پلیس رسید و طعمه اینبار زن جوانی بود که داخل خودروی 206 و پشت چراغقرمز گوشیاش قاپیده شده بود. تعداد شاکیها حالا به 11نفر که هشت نفر از آنها زن بودند رسیده بود و با این روند فرضیه سریالی بودن موبایلقاپیها قوت گرفت. تحقیقات پلیسی ادامه داشت تا اینکه شامگاه ششم آذر1401 پلیس به دو سرنشین یک موتورسیکلت که پلاک آن مخدوش بود مشکوک شدند. این اتفاق در حالی افتاد که درست چند دقیقه قبل زن جوانی قاپیدن موبایلش توسط دو موتورسوار را به پلیس گزارش کرده بود. ماموران به دو راکب موتورسوار ایست دادند اما هردو بیتوجه به هشدار پلیس به سرعت گریختند و در حین این تعقیب و گریز با یک خودروی 206 که راننده آن زن بود برخورد کردند و بر اثر این برخورد شدید، ترکنشین موتورسوار که نامش رامین بود در دم جان سپرد و راکب به نام رضا هم به بیمارستان منتقلشد.پلیس در بازرسی بدنی ازآنها سه گوشی موبایل سرقتی، یک قبض قمه و اسپری اشکآور کشف کرد. راکب که آسیب جزئی دیده بود، در بازجوییها گفت: سه ماه قبل از زندان آزاد شدم. به قهوهخانه رفته بودم که پس از مدتی رامین را دیدم و با هم حرف زدیم. به او پیشنهاد دادم چون کار درست و حسابی ندارم با هم گوشیقاپی کنیم. او هم قبول کرد. من راکب موتور بودم و رامین ترک مینشست. در خیابانهای شمال تهران گشت میزدیم و بیشتر سراغ زنانی میرفتیم که پشت فرمان ماشین مشغول صحبت با گوشی موبایل یا ارسال پیامک بودند. در یک لحظه سریع گوشیها را میقاپیدیم و فرار میکردیم. آخرینبار که پلیس به ما مشکوک شد از ترس متواری شدیم و ناخواسته با خودرو ۲۰۶ برخورد کردیم و رامین جانش را از دست داد.با اعترافات متهم سابقهدار پرونده وی به اتهام 11 فقره سرقت مقرون به آزار به شعبه 11 دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد تا بهزودی به جرم وی رسیدگی شود. این در حالی است که شاکیهای پرونده برای وی اشد مجازات خواستهاند.