تفکیک آرای رئیس جمهور چهاردهم در انتخابات درگفت وگوی«جام جم آنلاین »با یک تحلیلگرسیاسی:
رای پزشکیان در انتخابات اصلاحطلبانه نیست
سعید آجرلو، تحلیلگر مسائل سیاسی در گفتوگو با جامجم آنلاین با بیان اینکه مسعود پزشکیان را باید یک پدیده انتخاباتی دانست که هم نامتعارف بود و هم ناشناخته و البته در کنار این خصوصیات، با توجه به رویکردهای شخصی و همچنین کسب آرای قومیتی و نیز در مرحله پایینتر حمایت اصلاحطلبان توانست پیروز انتخابات ریاست جمهوری شود. به نظر من آرای پزشکیان را باید در سه بخش ارزیابی کرد؛ بخشی از آرای ایشان مربوط به منش و سلوک شخصی رئیسجمهور است.
وی افزود: رای شخصی، آرایی است که دلیل آن ویژگیهای فردی ایشان از پزشک بودن تا سادهزیستی، ساده بودن، نوع تعاملات با اقشار مختلف جامعه و همچنین تسلط آقای پزشکیان نسبت به نهجالبلاغه است. بنابراین این ویژگی باعث شد بخش مهمی از آرا را به خود اختصاص دهد. بخش دوم آرای ایشان مربوط به آرای اقوام و گروههای اهل سنت است که در استانهای آذری زبان و کردنشین و سیستان و بلوچستان بیشتر نمود دارد.آجورلو گفت: حسب تجربه گذشته اهل سنت در دورههای مختلف به اصلاحطلبان رای میدادند و آقای روحانی هم توانست در ایام انتخابات بخشی از آرای اهل سنت را به خود اختصاص دهد. البته من تاکیدم بیشتر روی آرای استانهای آذری زبان است؛ چون در انتخابات سال 96 آقای روحانی تقریبا 60 درصد آرای آذربایجان شرقی را به دست آورد یا آقای مهرعلیزاده در سال 84 توانست در آذربایجان شرقی 27 درصد آرا را کسب کند.اما آقای پزشکیان در آذربایجان شرقی و غربی 85 درصد آرا را کسب کرد و میزان آرای ایشان در استان اردبیل به 79درصد رسید. ازاین رو آرای قومیتی و تحلیل این آرا در انتخابات ریاست جمهوری مهم است.
این کارشناس مسائل سیاسی افزود: مشارکت درفاصله دور اول تا دور دوم در آذربایجان شرقی نزدیک به 18 درصد و در آذربایجان غربی حدود 11درصد افزایش داشت. یعنی افزایش مشارکتی رخ داده که باعث شده در این استانها آقای پزشکیان اکثریت مطلق را کسب کند.آجورلو گفت: بخش سوم آرای ایشان مربوط به رای سیاسی و جریانی است که عمدتا مربوط به اصلاحطلبان است که قاعدتا بنابر تحلیلها و شواهد عدد بالایی نیست. به نظر من شاید موتور محرکه این رای آقای ظریف بود که بالاخره شکل جدیدی از کمپینهای انتخاباتی را برای ایشان راه انداخت و صرفا به یک حمایت ویدئویی بسنده نکرد، بلکه همراه آقای پزشکیان به تلویزیون آمد، شهر به شهر رفت و برای ایشان تبلیغ کرد و مسئولیت به عهده گرفت و ایشان را جدی قلمداد کرد. در مرحله بعد هم جبهه اصلاحات و آقای خاتمی و روشنفکران مربوط به این جریان از آقای پزشکیان حمایت کردند؛ باز هم تاکید میکنم که عدد رای اصلاحطلبان در اینجا بالا نیست؛ یعنی این جریان نمیتواند بگوید که در رایآوری آقای پزشکیان نقش مهمی داشته است. وی تصریح کرد: هر کدام از بخشها همدیگر را تکمیل میکنند. معتقدم در مشارکت 50 درصدی حتما سهم رای جریانی خیلی کوچکتر از مشارکتی 60 درصدی است. در یک مشارکت 60 درصدی، رای جریانی سهم بیشتری دارد. برای روشنتر شدن ماجرا به یک نمونه اشاره کنم. رای آقای معین در انتخابات سال 84 حدود چهار میلیون بود و طبیعتا ایشان رای قومیتی به آن معنا نداشت و چون رای قومیتی نداشت صرفا رای جریانی داشت ورای شخصی ایشان هم بالا نبود، پس رای جریان آقای معین را باید همان سه الی چهار میلیون دانست. با این مثال میخواهم بگویم که رای جریانی آقای پزشکیان در دور اول و دوم انتخابات ریاست جمهوری یک سوم بود و البته آن دو بخش دیگرراهم باید لحاظ کنیم. یعنی هرگونه تحلیلی که هر یک از این سه وجه رای آقای پزشکیان را نادیده بگیرد، ارزیابی درستی نیست.
آجورلو گفت: همانطور که اشاره کردم این بخش از آرای ایشان را باید به عنوان رای شخصی لحاظ کرد و به نظرم از 16 میلیون نفری که به آقای پزشکیان رای دادند چهار الی پنج میلیون ناشی از آرای شخصی ایشان است. در عین حال این نکته را هم باید یادآور شوم که رای اصلاحطلبی و جریانی به این معنا نیست که آنها رویکرد مذهبی ندارند. بسیاری از گرایشهای مذهبی در عین حال رویکرد اصلاحطلبی هم ممکن است داشته باشند. البته نه اصلاحطلبی به معنای براندازی که اصلاحطلبی به عنوان تغییر وضع موجود. علاوه بر این نمیشود گفت که بسیاری از طرفداران برجام گرایش مذهبی ندارند. بنابراین باید گفت که کاراکتر آقای پزشکیان تا حدودی خاص بود و به همین دلیل معتقدم آقای جهانگیری یا آقای لاریجانی در صورت حضور در انتخابات امکان نداشت 10 میلیون رای بیاورند. چون هم به لحاظ رای قومیتی و هم به لحاظ رای شخصی نمیتوانستند آرا را به خود جلب کنند و البته رای منفی بالایی هم داشتند. آقای پزشکیان نه تنها رای منفی بالایی نداشت بلکه این سه بخش از آرا را در کنار هم داشت و در واقع میتوان گفت ایشان یک کیس و نمونه خاص بود.
وی تاکید کرد: در افکارسنجیهای مختلف میدیدیم کسی که گزینه سفید باشد از اقبال عمومی در انتخابات برخوردار است. در سال 84 آقای احمدینژاد در چنین موقعیتی قرار گرفت. در انتخابات ریاست جمهوری گذشته آقای پزشکیان فردی بود که رفتارهایش نسبت به بقیه سیاستمداران تا حدودی نامتعارف بود و همچنین به دلیل ناشناخته بودن، رای منفی ندارد و از کارنامهای به آن معنا برخوردار نیست که بتوان او را نقد کرد. نکته دیگر این که بخشی از مردم از سیاستمداران احساس سرخوردگی پیدا کردند و تلقیشان این است که نهاد سیاست رسمی و آدمهای سیاسی، نمیتوانند کارها را رفع و رجوع کنند و از این رو سراغ آدمهای نامتعارف و ناشناخته و به عبارت دیگر پدیدهها میروند. این کارشناس مسائل سیاسی گفت: زمانی که آقای پزشکیان تایید صلاحیت شد چنین حسی داشتم که ایشان برای جریان اصولگرا یک رقیب جدی است. یعنی اگر آقایان لاریجانی یا جهانگیری تایید میشدند چنین حسی نداشتم ولی آمدن آقای پزشکیان به صحنه به این معنا بود که ایشان شانس زیادی دارد. حتی تصورم این است که اگر آقای پزشکیان در سال 1400 تایید میشد آرای خوبی میآورد و استعداد پیروزی را داشت.