مسأله اقتباس یک سریال تلویزیونی
«طوبی» به کارگردانی سعید سلطانی و تهیهکنندگی سیدحامد حسینی، سریال محرمی شبکه یک سیماست. سیدحامد حسینی، تهیهکننده سریال طوبی در پاسخ به این سؤال که این سریال اقتباس یا برداشت آزاد از کتاب اربعین طوبی است؟ گفت: من تصور میکنم سریال طوبی بین اقتباس و برداشت آزاد حرکت میکند.
هنرمند باید هنرمند باشد تا بتواند یک اثر را تبدیل به تصویر کند. بهنظرم اقتباس جایگاه بالایی دارد. یعنی اگر آدمها بتوانند یک متن ادبی یا رمان را به فیلمنامه تبدیل کنند، خیلی هنرمند هستند. بهنظرم اینکار تخصصی است، که در کشورمان مغفول مانده است. حسینی با بیان اینکه بیشتر آدمها تصور میکنند کار اقتباسی یک پله پایینتر از نگارش فیلمنامه است، توضیح داد: اصلا اینطور نیست. چه بسا اقتباس در بعضی از موارد یک پله بالاتر از فیلمنامه است. وقتی یک کتاب میخواهد به فیلمنامه تبدیل شود، یکسری تغییرات از لحاظ دراماتیک لحاظ میشود. لازم نیست بعضی از موضوعات به فیلمنامه تبدیل شود. دومین مسأله پروسه تولید است. اگر قرار است شما در تولید به 50 قسمت برسید، باید ببینید چه قسمتهایی لازم است و چه قسمتهایی را باید حذف کنید.
«تعقیب سایهها» به نمایش میرسد
مخاطبان و همراهان شبکه نمایش میتوانند امشب ساعت 21 به تماشای فیلم سینمایی «تعقیب سایهها» بنشینند. این فیلم به کارگردانی علی شاهحاتمی و نویسندگی رضا متقیان ساخته سال ۱۳۶۹ است.در خلاصه داستان این فیلم آمده است: در پی وقوع انفجار خودرویی ارشد گروه تحقیق پلیس شروع به کار کرده و با کمک یکی از مجروحان حادثه هویت و شماره خودروی عامل اصلی بمبگذاری (تیمور ایدهلو) شناسایی میشود. تیمور که سال گذشته در جریان توزیع مواد مخدر دستگیر شده بود در دادگاه سنندج به 10 سال زندان محکوم شده، ولی به قید ضمانت آزاد و متواری میشود. با مراجعه پلیس به شخص ضامن، سایر دوستان تیمور از جمله فردی بهنام بهرام شناسایی میشوند. بمبگذاری توسط تیمور در خودروی دیگر و انفجار یکی از آنها که باعث کشته شدن دو تن از مأموران خنثیسازی میشود پلیس را در یافتن عوامل بمبگذاری از جمله تیمور، مصر میسازد. محل اصلی عاملان انفجار شناسایی میشود و ساکنان آن محل بهجز تیمور دستگیرمیشوند.جعفر دهقان،سیدجواد هاشمی، رضا توکلی، حسن عباسی و سیدجلال طباطبایی از بازیگران این فیلم هستند.
ماجراهای کاپیتان پوف - پیکا
مریم فلاح: «ماجراهای کاپیتان پوف ــ پیکا» از روزی آغاز شد که پسرکی شر و شیطان در حال فرار از تنبیه خالهاش به کشتی کاپیتان پناهآورد. کاپیتان ریشقرمز که عمری را روی دریاها و اقیانوسها گذرانده بود و کولهباری از تجربه دریانوردی داشت، میدانست که حضور پسر نوجوان در کشتیاش ممکن است برای ملوانها دردسرساز شود و آنها را با چالشهایی مواجه کند؛ آنقدر که کشتی و خدمهاش را به خطر اندازد. پس با زیرکی تمام با حضور او در کشتی موافقت کرد به این شرط که با تلاش و جدیت دریانوردی را بیاموزد و در همه حال کمکحال کاپیتان و ملوانان باشد. اگرچه کار در کشتی برای پسر آسان نبود، اما از آنجا که آینده تازه و متفاوتی را پیشروی خودش میدید تمام همت و استعدادش را بهکارگرفت تا رضایت کاپیتان را جلب کند. پس بهخوبی وظایف واگذارشده را تحت نظارت کاپیتان به انجام میرساند. البته کنجکاویها و گاه ندانمکاریهایی داشت که او را سوژه میکرد.