مهاجرت بزرگ در راه
تغییرات اقلیمی وبیتفاوتی نسبت به محیطزیست پیرامونیمان، پیامدهایش درزندگی روزمره شهروندان هویدا میشود.مطابق گزارشی که کمیته سازگاری با خشکسالی وزارت کشور ارائه کرده، بخشی از آبخوانهای ما تا ۱۵سال دیگر کاملا خشک خواهند شد و ما مجبوریم به مهاجرتی بزرگ از ایران مرکزی که فاقد آب خواهد بود، تن بدهیم. تبعات این اتفاق همین حالا هم به صورت «فرونشست زمین» قابل مشاهده است.
پایتخت خشکسالی
تهران و بوشهر با ۱۷درصد خشکسالی در صدر هستند،سپس قزوین با ۱۴درصد، چهارمحالوبختیاری با ۱۳درصد و سمنان و فارس با ۱۲درصد خشکسالی در ردههای بعدی هستند.
صنایع آببر در بیآبی
بخش قابلتوجهی از اقتصاد کشور آبمحور است و متأسفانه استفاده ما از منابع آبی درست نیست؛ چرا که کلکسیونی از صنایع آببر را در کشور مستقر کردهایم.
حقابه نمیدهیم!
ما با «فروش آب» در حال تولید پول وکار هستیم. این درصورتی است که دستکم ۴۰درصد منابع آبی باید بهعنوان حقابه محیطزیست برای تداوم جریان رودخانهها اختصاص داده شود.
تفاخر به ناترازی!
مدیریت کشورما مفتخربه این است که توانسته صادرات محصولات غذایی وکشاورزی راچهاربرابر افزایش دهد؛درشرایطی که ناترازی آبخوانهایمان برابر 151.5میلیارد مترمکعب است.
موهبت باران
میانگین درازمدت بارندگی در پنج دهه اخیر 246.5میلیمتر بود، اما بهبود این آمار در سال آبی اخیر به نحوی بود که حتی نسبت به سال آبی قبل از آن هم ۱۸درصد افزایش داشتیم.