تحلیل همه اتفاقاتی که در قسمت دهم سریال دلدار رخ داد بعلاوه بررسی حقوقی ماجرا
حکــم دلدار
آیا شادی مجرم است؟
اگر شما هم كارمند و استخدام جایی باشید لابد با قضیه سفته گرفتن كارفرما هنگام عقد قرارداد آشنایی دارید. كارفرما معمولا برای اینكه از آینده كاری خود با مستخدمش و حسن انجام وظیفه او مطمئن شود و بداند كه هر وقت دلش خواست دستش را در پوست گردو نمیگذارد و كارش را بدون اطلاع قبلی ترك نمیكند از وی ضمانت میگیرد. این ضمانت معمولا به اشكالی چون دریافت سفته، ضمانتنامه بانكی یا ضمانت ضامن معتبر است. كاركرد این موارد ضمانت حسن انجام كار است و در صورتی كه كارگر یا كارمند خلاف قول و قرارش با كارفرما تخلفی انجام دهد و این تخلف در دادگاه اثبات شود، كارفرما میتواند سفتههای او را برای جبران خسارت، اجرا بگذارد. یكی از این تخلفات افشای مسائل مربوط به كار است. مسائلی كه با لو دادن آنها بهصورت عمدی یا سهوی كارفرما متضرر میشود. در سریال دلدار، شادی رقم پیشنهادی پژمان برای شركت در مزایده را پیش از برگزاری مزایده به سامان لو میدهد. هر چند شادی از سوءنیت سامان نسبت به صاحب ماهیسرا بیخبر بود و قصد افشای اطلاعات خصوصی كار را نداشت اما به هر روی این اتفاق را رقم زد. حال باید دید آیا شادی در چنین شرایطی كه كارفرما متضرر شده، مجرم شناخته میشود یا خیر؟
قانون چه میگوید؟
شاهرخ صالحیكرهرودی، حقوقدان در اینباره به جامجم میگوید: «هر كارگر و كارمندی كه بنا به مسؤولیت شغلی خود موظف به حفظ اسرار كارفرماست و چنانچه از اطلاعات به دست آمده در نتیجه شغل خود سوءاستفاده كند یا این اطلاعات را منتشر كند، میتواند به عنوان جرم افشای اسرار موضوع ماده 648 بخش تعزیرات قانون مجازات اسلامی مصوب 1375 تحت تعقیب و مجازات
قرار گیرد.»
این حقوقدان اضافه میكند: «علاوه بر مجازات كیفری، كارگر یا كارمندی كه
به واسطه اهمال در نگهداری اطلاعات یا افشای اطلاعات موجب ورود ضرر به كارفرمای خود میشود مطابق ماده یك قانون مسؤولیت مدنی مصوب 1339، مسؤول جبران خسارت وارده به كارفرماست و در صورتی كه كارفرما بتواند زیان وارده را در دادگاه اثبات كند، دادگاه فرد خاطی را به جبرات خسارت محكوم میكند.» پس پای شادی اینجا حسابی گیر است!
همه چیز به نفع پژمان است
تا آنجا كه میدانیم در قانون از مشاغلی مانند پزشكی كه با اطلاعات شخصی افراد سر و كار دارند نام برده و گفته شده است كه اطلاعاتی كه این افراد به واسطه شغلشان به آن دسترسی دارند نباید برای دیگران افشا
شود. این مورد به دیگر مشاغل نیز قابل تسری است و در اینجا هم شادی به دلیل اینكه با افشای اطلاعات محرمانه و مهمی كه بهواسطه كارش در ماهیسرا از آنها آگاه بود به كارفرمایش خسارت زده، مشمول این قانون میشود.
در مورد مزایدهها نیز گفته میشود هرگونه تبانی میتواند نتیجه مزایده را ابطال كند و در اینجا هم اگر پژمان بتواند این تبانی و عمل غیرقانونی را در دادگاه اثبات كند، ممكن است نتیجه به نفع او ابطال یا مثلا مزایده از نو برگزار
شود. البته اگر زنده بماند!
نقش سفتهها در فیلمنامه
در قسمت دهم سریال دیدیم كه پژمان شادی را به تبانی با بهرامی و سامان متهم كرد و او را به خاطر از دست دادن ماهیسرا مقصر میدانست. یكی از ابزارهای تهدید پژمان سفتههای شادی بود؛ سفتههایی كه مثل بسیاری از كارفرمایان موقع استخدام از او گرفته است. علاوه بر تهمت همدستی با سامان، آنچه شادی را حسابی ترساند، اجرا گذاشتن همین سفتهها بود. وقتی برادرش موضوع درگیری او با شریفی و سفتهها را فهمید با عصبانیت به ماهیسرا رفت و اتفاقی كه نباید میافتاد، افتاد.
قانون چه میگوید؟
اینكه اصلا در عالم واقعیت كارفرما میتواند به دلیل خطای سهوی كارمندش، سفتههای او را به اجرا بگذارد یا نه را از صالحی پرسیدیم. او توضیح میدهد: كارفرما بابت حسن انجام كار میتواند از كارگر یا كارمند خود تضامینی اعم از ضمانت فرد دیگر، سفته، چك یا ضمانت نامه بانكی دریافت كند تا در صورت ورود خسارت از ناحیه كارگر یا كارمند به این تضامین رجوع كرده و از محل آنها خسارت را جبران كند. البته رجوع به این تضامین، منوط به اثبات تخلف كارگر و ورود خسارت به كارفرما در دادگاه صالح است و بدون اثبات در دادگاه نمیتوان چنین خسارتی را دریافت كرد. صالحی در ادامه درباره میزان سفتههایی كه معمولا كارفرما میگیرد، میگوید: میزان سفته یا تضمینی كه كارفرما بابت حسن انجام كار میتواند از كارگر دریافت كند، نباید بیشتر از مسؤولیت یا مجموع اجرتی باشد كه قرار است به كارگر یا كارمند بدهد؛ بهعنوان مثال اگر یك دستگاه صنعتی به كارگری سپرده شده یا اموال شركت به كارمندی سپرده شده، حداكثر به میزان همان اموال میتوان از وی مطالبه سفته یا هر تضمین دیگری را داشت نه بیشتر!
«دلدار» اوج میگیرد
اوج قسمت پنجشنبه شب «دلدار» افتادن پژمان از پنجره به دست آرش بود. اتفاقی ناخواسته در میان دعوا كه به ضربه خوردن سر شریفی منجر شد. این اتفاق تا اینجای كار هیجانانگیزترین رخدادی است كه در قصه آرام و عاشقانه دلدار پیش آمده و به كلی روند و حال و هوای ساخته برادران محمودی را تغییر داده است. البته این دگرگونی هر چند همان ماجرای تكراری هل دادن و قتل ناخواسته است و با مقدمهچینیهایی چون تهدید زبانی سامان به قتل پژمان در حضور شاهدان، عدم اطلاع خانواده آرش از مراجعه او به ماهیسرا، موبایل جا گذاشتن پژمان و... در همان قسمت قابل حدس بود اما به هر حال شور تازهای در سریال ایجاد كرد. شور و تغییری كه پیشتر نوید آن از سوی عوامل كار داده شده بود.
آرش، قاتل یا...؟
آرش و پژمان دو شخصیت آرام، مثبت و منطقی قصه به خاطر یك سوءتفاهم با هم دست به یقه شدند و نتیحهاش شد، آسیب دیدن پژمان كه تا زمان تنظیم این گزارش هنوز مشخص نیست به مرگ او منجر میشود یا خیر. این اتفاق ناگوار كه حاصل جوش آوردنهای لحظهای است در عالم واقعیت زیاد رخ میدهد و بارها در دیگر آثار نمایشی نمونهاش را دیده یا در صفحه حوادث روزنامهها مشابهش را خواندهایم. اتفاقی كه در یك آن از یك آدم عادی و بدون سابقه كیفری، قاتل میسازد. پرسش این است كه در این سریال شخصیت آرش با توجه به آسیب ناخواستهای كه به پژمان زده، در صورت فوت او، جرمش چیست؟ قتل عمد یا غیرعمد؟
قانون چه میگوید؟
صالحی در این مورد بیان میكند: «درخصوص قتل عمد، طبق ماده 289 و 290 قانون مجازات اسلامی مصوب 1392، اگر رفتاری كه عامل جنایت نسبت به قربانی انجام میدهد نوعا كشنده باشد، مانند پرت كردن از ارتفاع یا هل دادن به نحوی كه موجب عدم تعادل و ضربه به سر قربانی شود، ولو اینكه قصد كشتن طرف را نداشته باشد، باعث عمدی بودن قتل محسوب شده و بعد از بررسی در دادگاه، فرد با تقاضای اولیای دم به قصاص محكوم میشود. این مساله درخصوص ضرب و جرح عمدی كه منجر به قتل هم نشود ثابت است و چنانچه به مرگ قربانی هم منجر نشود، در نهایت باید حكم به دیه خسارت وارده به قربانی داده شود؛ ضمن اینكه مجازات حبس برای عامل جنایت را هم
در پی دارد.»
صالحی همچنین میگوید اینكه در این قصه آرش پس از آسیب زدن به پژمان و با علم به زنده بودنش، او را با حال بد رها كرده است، در صورت مرگ پژمان كارش میتواند قتل عمد محسوب شود.
سرنوشت پژمان، سامان و دیگران
حال باید دید در ادامه پژمان به چه سرنوشتی دچار میشود. با مرگ او سامان، آرش و شادی دچار دردسر بزرگی میشوند. اگر دادگاهی برای شخصیتهای این قصه و به ویژه آرش متصور شویم او احتمالا به قتل عمد محكوم شده و اثبات غیرعمد بودن آن دشوار به نظر میرسد. در صورت اثبات قتل عمد و درخواست قصاص از سوی ولیدم، خانواده آرش باید دنبال جلب رضایت پدر پژمان باشند و اگر ولیدم درخواست دیه كند آرش ملزم به پرداخت آن است كه با توجه به شرایط اقتصادی او و خانوادهاش، خانهای كه در گرو بانك است و سرمایهگذاری در پروژه تازه دشوار و حتی غیرممكن است. با این اتفاق رونا و رامین نیز به دلیل شراكت با آرش دچار مشكل میشوند.
سامان نیز اگر به اشتباه دستگیر شود، اتهام او قتل عمد به نظر میرسد، چون پیشتر پژمان را در مقابل چشم كاركنان ماهیسرا تهدید به قتل كرده بود. البته در صورتی كه پژمان زنده بماند ماجرا وارد مسیر دیگری میشود. با توجه به میزان آسیبی كه او میبیند و در صورت اثبات اینكه چه كسی این بلا را سرش آورده، ضارب احتمالا به جرم ضرب و جرح عمد به پرداخت دیه و حبس محكوم میشود.