چرا تفاوتهای QLED و OLED مهم است؟
یك دنیا تفاوت در یك حرف!
اگر برای خرید تلویزیون (یا فقط دیدن قیمتهایشان!) مدلهای مختلف را چك كرده باشید، احتمالا به دو اصطلاح QLED و OLED در مورد صفحاتشان برخوردهاید، اما تفاوت این دو چیست؟ به طور خلاصه، QLED عنوانی است كه توسط شركت سامسونگ برای توصیف تلویزیونهای LED سطح بالایش با تكنولوژی نقطه كوانتومی (Quantum Dot) ثبت شده و شركتهای دیگر هم از طریق گروه QLED اجازهنامه استفاده از آن را كسب میكنند. در مقابل، OLED هم از این نظر كه بر پایه LED است، به QLED شبیه است. اما شباهت این دو تقریبا همینجا تمام میشود و OLED كه بر اساس دیودهای نوری است، تكنولوژی كاملا متفاوتی با QLED دارد. این دو تكنولوژی را مقایسه میكنیم تا ببینیم كدامیك از جنبههای مختلفی مانند شدت نور، كنتراست، زاویه دید و موارد مربوط به كارایی مثل زمان پاسخ و عمر مفید برتر از دیگری است.
محمود صادقی
QLED چیست؟
به زبان ساده، QLED تلویزیونهای LED هستند (بدون O در ابتدا!) كه از تكنولوژی نقطه كوانتومی برای بهبود كاركرد، نور بهتر و بازه رنگی وسیعتر بهره میگیرند. این مزایا به دلیل آن است كه نقاط كوانتومی عملا مانند یك فیلتر روی نور پسزمینه LED عمل میكنند و باعث تابش نور خالصتری از صفحه نسبت به LED معمولی میشوند. بررسی دقیقتر نحوه عملكرد نقاط كوانتومی مطلبمان را كمی پیچیده و از حوصله مخاطب خارج میكند، بنابراین از آن میگذریم. تا اینجا كمی روشن شد QLED چیست، اما برای اینكه مطلب واضحتر شود، بگذارید توضیح دهیم QLED چه نیست؟ نكته مهمی كه باید بدانید آن است كه QLED یك تكنولوژی صفحه ساطعی (Emissive) نیست. به این معنا كه نقاط روی صفحه از خودشان نوری ساطع نمیكنند، بلكه روی یك صفحه بسیار نازك پخشند كه مانند یك فیلتر رنگی عمل میكند. هنگامی كه صفحه روشن میشود، یك پسزمینه LED نور را به صفحه حاوی نقاط میتاباند. این نور كه از صفحه عبور میكند، به نوعی تصفیه میشود تا دمای رنگی (Color Temperature) آن به حد ایدهآل برسد. ولی از آنجا كه صفحات QLED ساطعی نیستند، پسزمینه LED همیشه روشن است و این به آن معناست كه اینگونه صفحات به سختی میتوانند رنگ سیاه را به عمق صفحات OLED نمایش دهند.
OLED چیست؟
تكنولوژی OLED پیچیدگی كمتری نسبت به QLED دارد. OLED مخفف Organic Light-Emitting Diode است، یعنی «دیودهای ارگانیك ساطع نور». میتوان گفت یك تلویزیون OLED حاوی میلیونها OLED یا همان دیودهاست كه پیكسلها را تشكیل میدهند. هر كدام از این دیودها هنگامی كه جریان دریافت كنند، روشن میشوند و نور میدهند، به همین دلیل به آنها ساطع نور گفته میشود.
با توجه به این ساختار، هنگامی كه به یك پیكسل OLED جریان نرسد، خاموش خواهد بود و در نتیجه كاملا سیاه به نظر میرسد؛ مثل خود تلویزیون زمانی كه خاموش باشد.
برخلاف QLEDها كه پسزمینههای نوریشان همیشه روشن است و بخشهای مشكی باید بهصورت مصنوعی تولید شود.
تكنولوژی OLED نكته خاص دیگری ندارد، جز اینكه تلویزیونهای آن میتواند حتی از QLEDها باریكتر تولید شود. دلیل آن هم بار دیگر به صفحه اضافهای برمیگردد كه QLED دارد. به همین دلیل است كه ساخت OLEDهای انعطافپذیر و خمیده بسیار آسانتر انجام میشود و شركتهایی مثل الجی میتوانند ایدههای خلاقانهای برای طراحی آنها داشته باشند.
عمق مشكی
توانایی یك صفحهنمایش در تولید رنگ مشكی عمیق و تاریك از جمله مهمترین عوامل كیفیت تصویر آن به شمار میرود. مشكیهای عمیقتر باعث ایجاد كنتراست بالاتر و رنگهای غنیتر میشود و درنتیجه تصویر هم واقعیتر و چشمگیرتر خواهد بود.
وقتی صحبت از عمق مشكی
(Black Level) میشود، صفحات OLED حاكم بلامنازع هستند! دلیل ضعف صفحات QLED در این زمینه وجود نور LED سفید در پسزمینه صفحه نقاط كوانتومی برای نوردهی بیشتر و بازه رنگی وسیعتر است. در این صفحات، قسمتهای سیاه با كمنور كردن پیكسلها بهصورت نرمافزاری ایجاد میشود كه گاهی به بروز پدیدهای به نام «نشت نور» (Light Bleed) یا عبور نور در بخشهایی كه باید كاملا سیاه باشند، منجر میشود.
ممكن است بپرسید آیا این مسأله واقعا بارز است؟ پاسخ این است كه كاملا! تصور كنید مشغول دیدن یك فیلم اكشن هستید و در شب تاریك، كاراكترها در حال دویدن در یك پاركینگ باشند، در این صحنه ممكن است هاله محوی از نور در قسمتهایی كه باید كاملا تاریك باشند مشاهده كنید یا روشنایی محوی را در دو نوار سیاه بالا و پایین فیلمهایی كه نسبت تصویرشان باریكتر از رزولوشن تلویزیون است، ببینید.
البته سامسونگ متوجه این نقطه ضعف مهم صفحات QLED است و زمان و هزینه زیادی برای بهبود سطوح سیاه تلویزیونهای QLE خود كرده است تا جایی كه در مدلهای جدیدتر، یك لایه ضدبازتابش به این تلویزیونها افزوده كه گفته میشود كمی شدت مسأله را كاهش داده است.
اما به هر روی، فعلا OLED از این نظر برتر است؛ وقتی پیكسلی جریان دریافت نكند، هیچ نوری تولید نمیكند و بنابراین یك پیكسل كاملا سیاه خواهید داشت.
شدت نور
دقیقا همانگونه كه سامسونگ میگوید، تلویزیونهای QLED در شدت نور (Brightness) قویتر هستند. این به دلیل نكته نرمافزاری خاصی نیست، بلكه نقاط كوانتومی توانایی تولید رنگهای درخشانتری را بدون از دست دادن میزان اشباع
(Saturation) دارند. این نقطه قوت بهخصوص در مكانهایی كه نور محیطی زیاد است، بسیار به كار میآید.
همچنین گفته میشود تلویزیونهای QLED در زمینه ایجاد كنتراست HDR هم بهتر عمل میكنند. به دلیل اینكه تضادهای رنگی و قسمتهایی در تصویر كه «برقمیزند» و بازتابش دارد، در این تلویزیونها بهتر ایجاد میشود.
البته حول این موضوع بحث وجود دارد و عدهای معتقدند صفحات OLED به دلیل سیاهیهای كامل، بهتر میتوانند تصاویر HDR را نمایش دهند.
حال اینكه كدامیك در این زمینه برنده است، تا حدودی به شرایط محیط برمیگردد. در یك اتاق تاریك، صفحه OLED با نور كمتری نسبت به QLED میتواند تضاد تصویری ایجاد كند، ولی در فضایی با نور محیطی بالا، نوردهی بیشتر QLED كمككار آن در تولید تصاویر واضح و چشمگیر خواهد بود.
فضای رنگی
زمانی در زمینه فضای رنگها، OLED تمام رقبایش را از میدان به در میكرد، اما استفاده از نقاط كوانتومی در تلویزیونهای QLED كفه این فناوری را هم سنگین كرده است. بنا به گفته سامسونگ، دقت رنگی (Color Accuracy)، نور رنگها و حجم رنگی (Color Volume) در این تلویزیونها در سطح بالایی قرار دارد.
نمیتوان انكار كرد كه QLEDها رنگهای فوقالعادهای را به نمایش میگذارند، ولی اینكه رنگها در سطوح نوری بالا اشباع خوبی دارند چیزی است كه باید دید واقعا چقدر مزیت حساب میشود، بنابراین در این بخش، بین دو تكنولوژی تساوی اعلام میكنیم!
زمان پاسخ و تأخیر عملكرد
زمان پاسخ (Response Time) زمانی است كه برای هر دیود طول میكشد تا حالتش از «روشن» به «خاموش» تغییر كند. با زمان پاسخ سریعتر، میزان محوشدگی كمتر میشود و فیلمها (بهخصوص با فریمهای با تغییر زیاد) واضحتر نمایش داده میشود. با توجه به آنچه تا اینجا گفتیم، میدانید تلویزیونهای OLED از میلیونها دیود مستقل تشكیل شدهاند كه هر كدام میتوانند بهصورت مجزا فعال شوند. در تلویزیونهای QLED اما دیودها در ارائههایی چیده شدهاند و به صورت مجموعهای روشن میشوند. این چیدمان بهطور كلی سبب میشود تغییر میان دو حالتشان كندتر انجام شود. در واقع، OLED در حال حاضر سریعترین زمان پاسخ را میان تمام تكنولوژیهای تلویزیون دارد كه آن را برنده این مورد میسازد. البته، تلویزیونهای QLED جدید سامسونگ همگی نرخ رفرش (Refresh Rate) متغیر دارند كه كمی مسأله زمان پاسخ را بهبود میبخشد، با این حال نزدیك زمان پاسخی كه OLED ارائه میكند هم نمیشود! پس اگر این نكته برایتان اهمیت دارد، بهتر است سراغ تلویزیونهای OLED الجی یا سونی بروید.
زاویه دید
در صفحات QLED، بهترین زاویه دید (Viewing Angle) كاملا در وسط است و وقتی به دو طرف یا بالا و پایین حركت كنید، از كیفیت تصویر، چه از نظر رنگ و چه كنتراست، كاسته میشود. با وجود تفاوت میزان آن در مدلهای مختلف، این افت كیفیت همیشه قابل مشاهده است؛ حتی با وجود تلاشهای سامسونگ برای حذف آن در تلویزیونهایش. در مقابل، تصویر صفحات OLED را میتوان در زاویههای بسیار باریك (تا ۸۷ درجه) هم بدون هیچ افتی در نور و رنگ بهخوبی تماشا كرد.
اندازه
وقتی تكنولوژی OLED تازه به بازار آمده بود، این صفحات با محدودیت در اندازه (حداكثر ۵۵ اینچ) مواجه بودند، ولی در حال حاضر این حد بالاتر رفته و OLEDهای ۸۸ اینچی هم تولید میشوند. در مورد صفحات QLED اما محدودیتهای بسیار كمی برای اندازه وجود دارد و حتی میتوانند در ابعاد ۱۰۰ اینچ یا بالاتر هم تولید شوند. آخرین مدلهایی كه سامسونگ برای مشتریان عادی به بازار عرضه كرده تا ۹۸ اینچ هم هستند، بنابراین در بحث اندازه، QLED بالاتر از OLED قرار میگیرد.
عمر مفید
شركت الجی در مورد تلویزیونهای OLED خود اعلام كرده كه با ۵ ساعت روشن بودن در روز، ۵۴ سال طول میكشد تا میزان نور آن ۵۰ درصد افت كند. ولی با توجه به آنكه اولین تلویزیونهای OLED از سال ۲۰۱۳ به بازار آمدهاند، راهی برای راستیآزمایی این ادعا وجود ندارد. در سوی دیگر، تلویزیونهای QLED از OLEDها هم جدیدتر هستند، بنابراین در این زمینه برندهای نمیتوان تعیین كرد.
مصرف برق
پنلهای OLED برخلاف رقیبشان، بسیار باریك هستند و نیازی به نور پسزمینه ندارند. بر این اساس، علاوه بر سبكتر و باریكتر بودن نسبت به QLED، تلویزیونهای OLED برق كمتری مصرف میكنند و كاراتر هستند.
قیمت
زمانی در این زمینه QLED بهراحتی برنده میشد، ولی قیمت تلویزیونهای OLED از آن زمان پایینتر آمده و اگر مدلهای سطح بالا را در دو تكنولوژی در نظر بگیریم، تلویزیونهای QLED تقریبا همقیمت و حتی گرانتر از OLED هستند. با این اوصاف، قیمت دیگر در این رقابت چندان موضوعیت ندارد و نتیجه مساوی است.
نتیجهگیری
همانطور كه احتمالا با دنبال كردن زمینههای مطرحشده، متوجه شدهاید، نمیتوان بهراحتی یك برنده قطعی در این رقابت تعیین كرد. در بحث شدت نور، فضای رنگی و اندازه، تلویزیونهای QLED از OLEDها پیشی میگیرند و حتی در بخشهایی كه این تكنولوژی دارای ضعف است، پیشرفتهای قابل ملاحظهای برای بهبود آن انجام شده است.
اگر در حالت كلی بخواهیم كیفیت تصویر را در نظر بگیریم، باید بگوییم OLED برنده است، زیرا سطوح مشكی بهتری دارد، كنتراست قویتر ارائه میكند و با زاویه دید زیاد آن، همه چیز به چشم عالی میآید، ولی برای بسیاری از مشتریان، رنگهای شفاف و درخشان QLED به خصوص در نور عادی، عاملی برای ترجیح آن به OLED است.
پس قضاوت را به عهده شما میگذاریم كه ببینید بسته به كاركردی كه از این دو نوع از تلویزیونها انتظار دارید و محیطی كه میخواهید از آنها استفاده كنید، كدامیك برایتان مناسبتر است.