printlogo


ملودرام خانوادگی در بستر انقلاب
تاریخ معاصر ایران، پر از اتفاقات و رویدادهای مهم و تأثیرگذار است که ظرفیت داستان‌پردازی فوق‌‌العاده گرانبهایی برای درام‌نویسان و فیلمسازان فراهم آورده‌است. برجسته‌ترین و مهم‌ترین این وقایع، انقلاب اسلامی ایران و همچنین جنگ تحمیلی عراق علیه ایران است.

هریک از این دو رویداد بزرگ و برجسته به‌تنهایی می‌تواند موضوع صدها اثر سینمایی و سریال تلویزیونی باشد. تاکنون تعداد زیادی سریال درباره جنگ تحمیلی ساخته شده است که یکی از آنها سریال صدقسمتی «کیمیا» به کارگردانی جواد افشار و تهیه‌کنندگی محمدرضا شفیعی است. قصه کیمیا که این روزها روی آنتن شبکه آی‌فیلم رفته، روایت قصه زندگی دختری به همین نام است که سال‌های پرماجرای انقلاب اسلامی، جنگ تحمیلی و بعد از آن راروایت می‌کند. روایتی که زنده‌یاد مسعود بهبهانی‌نیا سه سال برای نگارش آن وقت گذاشت و قصه‌ تطور نسل‌ها در خلال حوادث سیاسی ــ اجتماعی یک کشور طی سه دهه انقلاب، جنگ و دوران حاضر را به تصویر کشید. کیمیا با محوریت خانواده پارسا در هسته مرکزی روایت آدم‌هایی از جنس‌های مختلف است که سرنوشت‌شان به‌واسطه اتفاقات و کنش‌های متعدد با این خانواده گره ‌می‌خورد. دختری که قرار است از ورای دردانگی و دخترانگی و سرخوشی جوانی رفته‌رفته به بلوغ برسد. درواقع کیمیا در این سریال علاوه بر روایتگری آنچه که بر او گذشته، در جایگاه ناظر، فراز و فرودهای سرزمین و انسان‌های سرزمینش را از گذر سال‌ها روایت کرده و مخاطبانش را نیز تا آخر با خود همراه می‌کند. بهبهانی‌نیا در این سریال سراغ یکی از فرمول‌های امتحان‌پس‌داده در این فرم رفته و شخصیت‌های اصلی خود را در هزارتوی زمان قرار می‌دهد و قصه آنها را در دوره‌های مختلف روایت می‌کند. داستان خانواده استوار فرخ پارسا از سال‌های میانی دهه 50 شروع می‌شود. درگیری فرخ با رئیس پاسگاه و متعاقب آن محاکمه او در دادگاه نظامی یک نقطه عطف درخشان در این معرفی است که ذهن مخاطب را به تلاطم وامی‌دارد. ورود فرخ و خانواده‌اش به تهران و سکنی‌گزیدن در خانه‌ای قدیمی در جوار همسایه‌ای انقلابی، قصه را وارد فاز تازه‌ای می‌کند که در آن کیمیا نقشی محوری دارد. روحیه جست‌وجوگری کیمیا او را به سمت خانواده نکونام می‌کشاند و این موضوع مقدمه‌ای می‌شود برای ورود کیمیا به وقایع انقلاب. وجود شخصیت‌های فرعی و اصلی در سریالی با این حجم باید از سر توجه و دقت دیده شود. اتفاقی که به‌درستی در سریال رخ می‌دهد به‌طورمثال با حضور شهرام کامفر در زندگی فرخ این ضدقهرمانی که مأمور عالی‌رتبه ساواک است با گره‌زدن سرنوشتش به خانواده فرخ مسیر داستان را به سمتی می‌برد که ما وارد وقایع انقلاب شویم. سیر حوادث سریال به گونه‌ای است که مخاطب همراه زندگی کیمیا شده و سرنوشت مهری و فرخ، مادر و پدر خانواده را دنبال می‌کند. در این میان نباید خرده‌داستان‌های زیادی که برای پیشبرد داستان و گسترش آن در عرض تعبیه شده‌اند را نادیده گرفت که مهم‌ترین آن ورود دایی و زن‌دایی کیمیا (منوچهر و مهتاب) به داستان و دیدار دوباره مهتاب با پسرش (آرش) پس از سال‌ها دوری است که از قسمت پنجاهم به بعد به قصه اصلی کیمیا پیوند می‌خورند. کیمیا، قصه عاشقانه خانوادگی و حادثه‌ای خودش را در بستر تاریخ روایت کرده‌ که از این رو موفق بوده‌است. هرچند مجموعه کیمیا می‌توانست بهتر از این وقایع قبل از انقلاب و حین انقلاب را به نمایش گذاشته و در رده سریال‌های تاریخی گام بردارد اما در فضاسازی خانوادگی ایرانی موفق عمل کرده است. 

نیره رضایی‌مطلق  | روزنامه‌نگار