پدیدههای جدید برای سالمندان!
در کنار بحرانهای جمعیتی کشور و سالمند شدن جمعیت، با کلمات و پدیدههای دیگری همچون سالمندان تنها و بدون فرزند هم مواجه میشویم؛ سالمندانی که تجرد قطعی را انتخاب کردند از یکسو، سالخوردگانی که یا فرزند ندارند یا یک فرزند دارند.
بنا بر مطالعات، سالمندان طی ۱۵ سال گذشته حدود پنج فرزند داشتند اما افرادی که طی ۱۰ سال آینده وارد دوره سالمندی میشوند بهطور متوسط یک فرزند دارند. این تعداد فرزند در خانوادههای قدیم مراقبت از سالمند را در زمان بیماری و کهولت تسهیل میکرد اما در خانوادههایی که تعداد فرزندان به سه، دو و حتی یک فرزند کاهش پیدا کرده دیگر چنین وضعیتی را شاهد نخواهیم بود. این موضوع تنهایی سالمندان در آینده را هشدار میدهد، زیرا سالمندی دورانی است که اوج نیاز افراد به فرزندانشان در آن زمان است؛ نیازهایی ازجمله مراقبت و همدلی که توسط فرزندان تأمین میشود. ازدواجهای دیرهنگام جوانان و درگیر شدن آنان با سایر مسائل روزمره و از آن طرف عدمتمایلشان به داشتن فرزند، موجب شده دیگر مانند قدیم خانوادههای پرجمعیت نداشته باشیم تا کنار هم جمع شوند. دوران سالمندی هم از آن دست دورانهایی است که افراد مسن خیلی نمیتوانند از پس نیازهایشان برآیند اما تصمیم برای ازدواج نکردن و نداشتن فرزند کار را در این دوران سخت میکند. این موضوع در حالی است که مشکل عمده سالمندانمان نداشتن همصحبت است و اگر نوه و نتیجهای اطرافشان نباشد که با آنها سرگرم شوند، بیحوصله میشوند. اوضاع جمعیتی کشور وخیم و بحرانی است و تنها اقداماتی عاجل میتواند از این روند جلوگیری کند. پدران یا مادران تکفرزند یا بدونفرزند امروز، سالمندان تنهای فردا هستند که همین مسأله زنگ خطر پیری کشور را به صدا درآورده است.