printlogo


سفره کوچک فرهنگ
همین دو روز پیش بود که از زبان سرپرست معاونت مسکن و ساختمان، سهم مسکن از خانوار 50 درصد اعلام شد! خلاصه این گفته این است که حالا نیمی از درآمد خانوارهای ایرانی صرف سقف بالای سرشان می‌شود.

این موضوع اما تبعات بسیاری دارد، یکی از آنها این‌که میزان درآمد خانوار ایرانی به نسبت افزایش اجاره‌ها بالا نرفته است و همواره درآمدهای در یکی، دو دهه اخیر عقب‌تر از میزان تورم بوده است. نشانه‌های این موضوع را می‌توان در برخی از اخبار این روزها هم شنید، نشانه آشکار آن در حوزه سلامت افزایش معنادار خوددرمانی به جای مراجعه به پزشک است! یا این‌که حالا بسیاری از داروخانه‌ها جای پزشکان را گرفته‌اند و به جای آنها دارو جویز می‌کنند و می‌فروشند. آمارهای رسمی نشانه‌های دیگری از این اتفاق را هم فهرست کرده است، یکی از مهم‌ترین آن افت معنادار هزینه‌کردهای فرهنگی خانوار است. رفتاری طبیعی از سوی جامعه ایرانی، به این معنا که حوزه فرهنگ حوزه اولویت‌داری محسوب نمی‌شود و آنها برای رسیدن به هزینه‌های واجب‌تر همچون مسکن و خوراک و درمان از فراغت و تفریح خود می‌زنند! میزان مسافرت ایرانیان به شکل محسوسی طی یک دهه گذشته کاهش داشته، خرید کتاب و رفتن به تئاتر هم همین‌طور و همان سینمایی هم که به گواه آمارهای سازمان سینمایی بالا رفته، بیشتر به لحاظ ریالی بوده است تا تعداد بلیت فروش رفته.  داده‌های عجیب دیگری هم در میانه آمارهای هزینه‌کرد فرهنگی خانوار دیده می‌شود. از جمله این‌که حوزه مدوپوشاک زیرمجموعه هزینه‌کردهای فرهنگی محسوب می‌شود. به این معنا که اگر شما یک کفش بخرید در آمارهای مورد اشاره جزو هزینه فرهنگی حساب می‌شود! و با همه این اوصاف هم این هزینه‌کردها به شکل قابل‌توجهی کاهش داشته است. شاخص هزینه‌کرد فرهنگی خانوار، نسبت جامعه را با صنایع فرهنگی پیش‌روی ما می‌گذارد. جالب این‌که با وجودی که میانگین هزینه‌کرد فرهنگی خانوارهای ایرانی از نظر اسمی روند صعودی داشته و درسال ۱۴۰۱ به ۲۶۱ هزار میلیارد تومان رسیده اما نکته حائز اهمیت ارزش واقعی هزینه‌کرد بوده که کاهش یافته است. با احتساب تورم، میانگین هزینه‌کرد فرهنگی خانوارهای ایرانی از سال۱۳۹۶ تا ۱۴۰۱، روند نزولی داشته است. به‌طوری که سهم هزینه‌ فرهنگی خانوار از سبدخرید آنها از 11.5درصد در سال۱۳۹۶ به 9.3درصد درسال۱۴۰۱کاهش یافته است. رشد ریالی بازار سینما، کتاب و موسیقی در سال گذشته بیشتر ناشی از افزایش تورم بوده است تا افزایش تعداد مخاطبان و میزان فروش. اتفاقی که برای سال جاری هم ضعیف‌تر شدن بازارهای فرهنگی را پیش چشم می‌گذارد.