چرایی افزایش گستره محور مقاومت
درخصوص تحولات اخیر در سوریه لازم به یادآوری است که گرچه این تجربیات تلخ بوده و در این بین قطعا غفلت نیز بیتأثیر نبوده است اما میتواند نتایج پرباری را برای جهان داشته باشد.
نتایج پر بار از این جهت که برای بار دیگر، صحت هشدارهایی که در مورد صهیونیسم داده میشد، عینیت پیدا کرد؛ اینکه صهیونیستها مأموریت دارند تا کشورهای اسلامی را عقب نگه دارند و به عبارت دیگر اجازه ندهند این کشورها رشد کنند. درواقع به این شکل درصدد تضعیف کشورهایی اسلامی برمیآیند و بهطور کلی میتوان گفت درخصوص کشورهایی که در مسیر استقلال تلاشهایی را بهعمل آوردهاند، این مسأله بسیار حائز اهمیت است. علاوه بر این، ملتهای منطقه در مورد شناخت داعش و نیروهایی که به شکل نیابتی فعالیت میکنند، هزینه زیادی پرداخت کردند. در مورد گروههای دیگر با نامهای مختلف نیز امروز ملتهای منطقه به این جمعبندی رسیدهاند که گروهی که موضعگیری و تقابل در برابر صهیونیسم در منطقه نداشته باشد، قطعا از سوی آنها سازماندهی شده و حتی اگر ظاهر اسلامی به خود گرفته باشند نیز از عقبه آلودهای برخوردار هستند. درواقع به دستآوردن چنین شناختی نیز از تجارب مهم و حائز اهمیت برای ما و ملتهاست. به عبارت دیگر این مسأله تجربهای عینی بهشمار میآید که پیش روی همه قرار گرفته است؛ بنابراین جوانان سوری از نزدیک شاهد این تجربه هستند که تعلل یا بیتوجهی نسبت به پایگاه صهیونیستی میتواند چه تبعاتی داشته باشد. این مسأله موجب خواهد شد که بهتدریج این جوانان اجازه ندهند سوریه به قهقرا برود. باید خاطرنشان کرد که مردم سوریه نسبت به خیلی از کشورهای دیگر از فرهنگی قوی برخوردارند و در گذشته نهچندان دور، این کشور نقش تعیینکنندهای را در مسائل سیاسی ایفا کرده است. بهعبارت دیگر ملت سوریه تفاوت زیادی با کشورهایی مانند امارات و عربستان دارند، زیرا مردم این کشورها شأنیت سیاسی نداشتهاند و به نظر نمیرسد در آینده نزدیک بتوانند به این مهم دست پیدا کنند. این در حالی است که ملت سوریه به لحاظ فکری دارای جایگاهی قوی بوده و خواهد بود. البته درست است که بهدلیل تحریمها، فشارهای زیادی به این کشور تحمیل شده و در سالهای گذشته پیامدهایی را به بار آورده است اما به نظر میرسد در آینده نسبت به کشورهایی که تحریم را بر آنها تحمیل کردهاند یک جبههبندی جدی در سوریه ایجاد خواهد شد، زیرا تحریم را مقدمه فروپاشی خود خواهند یافت؛ بنابراین به نظر میرسد در آینده نهچندان دور تحولاتی جدی در سوریه رخ خواهد داد. درکنار این مسأله با سهمخواهی که در این گروهها شکل میگیرد، ماهیت آنها و کشورهایی که این گروهها را ایجاد کردهاند نیز بیشتر شفاف و روشنتر خواهد شد. به عبارت دیگر این مسأله میتواند تحول عمیقی را رقم بزند. این درحالی است که بحث مقاومت نیز ادامه خواهد داشت. به این ترتیب حیات مقاومت ادامه پیدا مییابد و این مهم طبیعتا شاخصی آگاهیبخش برای ملتهاست و تجربیاتی مانند آنچه در سوریه رخ داد، نشان میدهد مسأله این نیست که سوریه تسلیم شود. درواقع سوریه تسلیم شد اما جریانی فعال است که میخواهد ملتها را عقب نگه دارد، تبدیل به مصرفکننده کند و آنها را وادار سازد که دست تکدی در برابر کشورهای غربی دراز کنند. به عبارت دیگر آنها بهدنبال این نیستند که در کشوری، تغییرات جزئی اتفاق بیفتد؛ آنها میخواهند کشوری را که از کارنامه ارزندهای برخوردار بوده به قهقرا ببرند تا دیگر کشورها در این وادی قرار نگیرند. این درحالی است که ملتها ازآنچه درسوریه مشاهده میکنند دچار ترس و رعب نخواهند شد، بلکه متوجه خواهند شد که اگر تا دیروز تردید داشتند دربرابر هجمه غرب مقاومت کنند، امروز به قطعیت خواهند رسید که در این مسیر مقاومت میتواند منافع عالی آنها را پاس بدارد.درواقع آنها آگاه خواهند شد که در این وادی هر نوع سستی پیامدهای جبرانناپذیری بهدنبال خواهد داشت و به این شکل گستره محور مقاومت افزایش خواهد یافت.
عباس سلیمی نمین / مدیر دفتر مطالعات و تدوین تاریخ ایران