نگاهی به بازی بازیگران اصلی مجموعه «برادر جان» و مقایسه با نقشهای قبلی كارنامهشان
ما تماشا کنان بوستانیم!
با گذشتن نیمی از ماه رمضان و رسیدن به یك سوم این ماه، حالا بخش عمدهای از قسمتهای مجموعه رمضانی «برادر جان» هم روی آنتن رفته است. طبق آنچه در قسمتهای قبلی در این مجموعه دیدیم، گرههای كلاف داستانی مجموعه كه از قسمت اول در هم تنیده شده و روابط میان شخصیتها را تیره و تار كرده بود تا اندازهای رو به باز شدن رفت و حالا سررشته بسیاری از وقایع به دست مخاطبان آمده است. در این قسمت با توجه به وخیمتر شدن حال الفت (با بازی آفرین عبیسی) و نیاز مبرم او به دریافت كلیه، كریم بوستان (با بازی علی نصیریان) كه حاضر به سرخم كردن مقابل هیچكس نبود، وادار شد برای قرض گرفتن پول عمل همسرش از حق دیرین خود بگذرد و با اعلام اینكه میخواسته حق یتیمان حاج بدری را از چنگشان به دربیاورد، در حضور همه از چاوش (حسام منظور) طلب پول كرد. از طرفی آراز (سجاد افشاریان) كه این خرد شدن و سر خم كردن بوستان را دیده بود، به میدان آمد و اعلام كرد خودش دستخط پدر مرحومش مبنی بر محق بودن كریم را دیده است و در این بین درگیری شدیدی هم میان او و حنیف (كامران تفتی) ایجاد شد.
حالا این دو سه قسمت پیش رو، بیشك قسمتهای اوج و نقاط عطف داستان خواهد بود و حدس سرنوشت الفت، سرانجام درگیری چاوش با كریم بوستان، ازدواج آراز و لیلا، رابطه عاطفه و رسول و چاوش با مهتاب و نیز حنیف و همسر پنهانیاش را پیچیدهتر میكند.
به بهانه رسیدن به نقاط اوج داستان برادر جان، بر آن شدیم در گزارش امروز جامجم نگاهی به بازی بازیگران اصلی آن انداخته و نقشهایی را كه در برادر جان ایفا كردهاند در مقایسه با نقشهای پیشین كارنامهشان
بررسی كنیم.
بازیهایی كه تعدادیشان بیشك درخشان بوده و تا سالها در خاطرمان میمانند و از طرفی دیگر بازی بعضی بازیگران، به منزله عقبگردی در كارنامهشان محسوب میشود و پایان پخش این مجموعه، یاد این نقشها را هم در ذهنمان خاموش میكند.
علی نصیریان: كریم بوستان
ستاره بود، ستاره است، ستاره خواهد ماند
بعضی القاب هست كه وقتی به افراد نسبت داده میشود، به حق بر تنشان مینشیند و گویی لباسی است كه از ابتدا بر اساس قامت خودشان دوخته شده است. لقبهایی مثل سعدی سینمای ایران برای مرحوم علی حاتمی كه با توجه به چیرهدستی او در ادبیات و دیالوگهای مسجعی كه در آثارش مینوشت به او داده شد یا مرد هزار چهره سینما برای اكبر عبدی با توجه به گریمهای مختلفی كه در آثار مختلف تجربه كرد، از جمله این آثار است. سینمای ایران البته یك استاد هم دارد؛ استاد علی نصیریان یا همان بزرگآقای سینما كه با گذشت 84 سال از عمرش، هنوز كه هنوز است بازیهای مختلفش چه در سینما و چه تلویزیون انگشت به دهانمان میگذارد و لقب استادیاش را بیش از پیش برایمان ثابت میكند.
استاد نصیریان كه علاوه بر بازی در عالم سینما در تلویزیون هم تعدادی نقش درخشان در كارنامه دارد، پیش از بازی در برادر جان در مجموعههایی چون جلالالدین، خستهدلان، زمین انسانها، شیخ بهایی، میوه ممنوعه، پرواز در حباب، روشنتر از خاموشی و همسایهها ایفای نقش كرد. با این حال شاخصترین نقش تلویزیونی او در این سالها همان حاج فتوحی در مجموعه میوه ممنوعه به كارگردانی حسن فتحی است كه از قضا آن مجموعه هم اثری رمضانی بود و در این ماه از شبكه دو روی آنتن رفت. حاج یونس فتوحی سریال میوه ممنوعه، مردی خداترس و معتقد به حلال و حرام بود كه در كنار همسرش (گوهر خیراندیش) و فرزندانش زندگی خود را پیش میبرد و فكر میكرد بعد از سالها تلاش و سختی برای آجر به آجر روی هم چیدن پایههای زندگیاش، حالا به سالهای ثبات و آرامش خیال رسیده است. با این حال در اثر كردار و رفتار فرزند بزرگش جلال (با بازی امیر جعفری) كه در مقایسه با دیگر اعضای خانوادهاش قدری ناخلف میزد، حاج یونس پا پیش گذاشته و در این راه با دختری به نام هستی (هانیه توسلی) كه از جانب جلال مورد اذیت بود آشنا شد. از اینجا به بعد، میان حاج یونس و هستی رابطهای مشابه به همان رابطه شیخ صنعان و دختر ترسا ایجاد شد و یونس آبروی چندین ساله و زهدی كه برای خود جمع كرده بود را در راه رسیدن به هستی در معرض حراج گذاشت. یكی از تماشاییترین نقاط این داستان، وقتی بود كه یونس در مسجد محل و در حضور افرادی كه یك عمر در كنارشان به نماز ایستاده بود، دلبستگی خودش را به هستی جار زد و بعد زاریكنان و در طلب رابطه به سراغ هستی رفت.حالا كریم بوستان در مجموعه برادر جان، شخصیتی تماما متفاوت با حاج یونس فتوحی است. برخلاف یونس و تمول مالیاش، كریم دست تنگی دارد و معاشش به سختی سپری میشود؛ در نتیجه سرش پایین و صدایش در جامعه آرامتر است. با این حال عزت نفس مشخصه بارزی است كه كریم دارد و حتی وقتی پیشنهاد دریافت پنهانی پولش از جانب چاوش را میشنود، در جواب میگوید یك عمر برای حقش ندویده كه پنهانی پول بگیرد و صدایش خفه شود. از دیگر نقاط اوج بازی او، وقتی است كه برای تهیه جهیزیه دخترخواندهاش لیلا كه قرار است همسر آراز، برادر چاوش بشود، تاكسیای كه تنها دار و ندار خود و خانواده پسرش است را میفروشد و با دادن پول آن به چاوش میگوید كه رسم ندارد دخترش را بیجهیزیه به خانه شوهر بفرستد. در مجموع و تا اینجا كه از مجموعه گذشته، بازی نصیریان بزرگترین نقطه قوت برادر جان و عیار آن است كه از تمام بازیهای دیگر مجموعه، چند سر و گردن بالاتر محسوب میشود و البته چیزی را هم جز این نمیشود از او توقع داشت.
حسام منظور : چاوش
در مسیر پیشین
همین چند ماه پیش بود كه مجموعه تلویزیونی بانوی عمارت به كارگردانی عزیزا... حمیدنژاد از شبكه سه سیما روی آنتن رفت و با توجه به فضای تاریخی آن كه در عصر قاجار میگذشت و نیز كشش عاطفی قصهاش، نظر بسیاری از مخاطبان را به خود جلب كرد. از دیگر عوامل موفقیت بانوی عمارت، بهره بردن از بازیگرانی بود كه آنها را تاكنون كمتر در نقشهایی مشابه نقشهای این مجموعه دیده بودیم و چینشی متفاوت را تشكیل میدادند.
یكی از این بازیگران، حسام منظور بود كه نقش مرد اصلی قصه یا همان شاهزاده میرزا ارسلان قوانلوی قاجار را ایفا میكرد که شخصیتی پیچیده و غیرقابل حدس داشت. گرچه وی در تلویزیون اولین نقشآفرینیاش را با بانوی عمارت تجربه میكرد، با این حال در فضای تئاتر به قدر كافی شناخته شده است و سالهاست كه در نمایشهای مختلف روی صحنه میرود.
آنچه در بانوی عمارت از حسام منظور دیدیم، شخصیتی بود كه حتی تا قسمت آخر، تكلیف مخاطب با او مشخص نبود. شخصیتی كه در مرز خوب و بد و دوستداشتنی و منفور بودن حركت میكرد؛ در قسمتهایی اقتدار مشخصه اصلی چهره و رفتارش بود، در قسمتهایی برای نوعروسش، فخرالزمان (مریم مومن) عاشقی میكرد و حتی در قسمتهایی با توجه به مخمصهای كه بعد از ترور ناصرالدین شاه قاجار گرفتارش شد، به عجز و ناتوانی رسید و تمام مشخصههای شخصیتیاش را از هم فروپاشاند.
حالا و به فاصله كوتاهی بعد از پخش بانوی عمارت، بازی منظور را این بار در برادر جان شاهد هستیم و در اینجا هم او دوباره شخصیتی اصلی و محوری است كه اقتدار و بزرگیاش در ذهنهای مردم از هر چیزی برایش مهمتر است و حتی با اینكه میداند حقدار نیست، صرفا برای حفظ ظاهرش در مقابل محق بودن كریم مقاومت میكند. همین نگاه جانبدارانه و رفتار چاوش در لحظاتی حتی رو به گستاخ شدن هم میرود و او را مقابل بزرگترهایش میایستاند. در این بین تنها نقطه ضعف چاوش و در واقع پاشنه آشیل او، علاقهاش به همسرش مهتاب (با بازی مارال فرجاد) است كه احتمالا هم در نهایت همین فشار مهتاب او را به خودش خواهد آورد. ایكاش منظور در این مجموعه گریم و ظاهری متفاوت از بانوی عمارت داشت كه در این صورت چاوش میتوانست شانه به شانه میرزا ارسلان، به عنوان یكی از نقشهای خوب كارنامهاش در سیما قرار بگیرد.
كامران تفتی: حنیف
از خود بیگانه
دیگر شخصیت محوری برادر جان كه در اذیتهای چاوش با او همدستی كرده و حتی میشود گفت اصلیترین شخصیت اطرافش است كه به رفتارهای حقكشانه او بال و پر میدهد، حنیف است.
حنیف گرچه برادر واقعی چاوش نیست، اما از كودكی به منزله برادرخواندهای برای او بوده و با او بزرگ شده است. با این حال چیزی كه نبودش در حنیف خودنمایی میكند، كمبود عزت نفس در این شخصیت است كه موجب رفتارهای تهاجمی در او شده، او را به سرسپرده چشم و گوش كور و كر چاوش تبدیل كرده و در واقع حنیف میكوشد با شلوغكاریهایش در رفتار با دیگران، عیبهای شخصیتیاش را كه خودش به آنها واقف است بپوشاند.
در مورد خود كامران تفتی كه نقش حنیف را ایفا میكند هم نكات جالب توجهی را میتوان بررسی كرد. تفتی این روزها در یكی از پركارترین سالهای زندگی كاریاش است و حوزههای گوناگونی از بازیگری و اجرا را در كنار هم
تجربه میكند. او حالا تنها بازیگری است كه در دو كار رمضانی این شبها به طور همزمان حضور دارد و علاوه بر برادر جان در از یادها رفته هم نقشی تاثیرگذار را در داستان ایفا میكند. علاوهبر این، مجریگری دو برنامه وقتشه و دلصدا هم با اوست و از این منظر تفتی یكی از پركارترین چهرههای این روزهای
تلویزیون است. با این حال به نظر میرسد این بازیگر باید درخصوص انتخاب نقشهای بعدیاش قدری وسواس به خرج دهد تا تجربهای كه با بازی در برادر جان، از یادها رفته، میكائیل، سر دلبران و ... به دست آورده، در نقشهای بعدیاش از او یك تیپ عصبی و درگیر نسازد. به نظر میرسد با توجه به این تجربهها، حالا تماشای تفتی در قالبی كاملا متفاوت -مثلا یك شخصیت مثبت یا طنز- میتواند دیدنی باشد.
سجاد افشاریان: آراز
قیصر بخواب كه آراز اینجاست!
شخصیت آراز مجموعه برادر جان، تا اینجا یكی از تیپیكالترین نقشهای این مجموعه است. آراز، برادر چاوش و عاطفه و فرزند كوچك خانواده بدری است كه شخصیتی خوب و درستكار دارد. او تنها كسی است كه نگران آرام نبودن روح پدرش است و اولین كسی هم هست كه دستخط پدرش مبنی بر محق بودن كریم را پیدا میكند. آراز گرچه در زمانه امروز زندگی میكند، اما شمایلی دهه شصتی دارد؛ فرهاد گوش میكند، شورولت سوار میشود و حتی به لحاظ نوع لباس پوشیدنش هم رگههایی از آن دهه را دارد. عاشقی، دیگر خصیصه شخصیت آراز است. او از ابتدای قصه عاشق لیلا، دخترخوانده كریم بوستان است اما در میانه كشمكشهای میان این دو خانواده، برای اینكه نگویند او به خاطر عشقش به لیلا مقابل چاوش ایستاده است، دست رد به علاقه لیلا میزند. با این حال حالا چند قسمتی است كه این دو شخصیت با هم ازدواج كردهاند و آراز مصرانهتر از قبل در احقاق حق كریم پافشاری میكند.
سجاد افشاریان كه بازی در نقش آراز، دومین نقش تلویزیونی كارنامهاش (بعد از سریال نجوا كه همین چند وقت پیش پخش شد) هم هست، دستی بر آتش نوشتن و شاعری دارد و در تئاتر فعالیتهایش پررنگتر است. او مدتی پیش نخستین كتاب شعر خود با نام «اسكارلت دهه شصت» را توسط نشر چشمه روانه كتابفروشیها كرد و پیشتر از آن هم اجرای اشعار این كتاب را در قالب نوعی كنسرت توسط خودش و با صدای كینگرام (سیدرامین سیدامامی) روی صحنه برد كه استقبال مخاطبان را هم در پی داشت.
با این حال به نظر میرسد نقش آراز نقطه چندان در خاطر ماندنی و درخشانی در كارنامه كاری او نبوده و برای خود افشاریان هم چندان جدی نیست.
عاطفه، لیلا، توكل، حلیمه و دیگران
به قدر خود تاثیرگذار
دیگر شخصیتهای مجموعه برادر جان چون عاطفه، لیلا، توكل، حلیمه، مهتاب و ... هم گرچه شخصیتهای اصلی مجموعه نیستند، اما هركدام برای خود یك خط داستانی مستقل دارند كه در دل خط داستانی اصلی مجموعه (كشمكش میان چاوش و كریم بوستان) تنیده شده و به موازات آن جلو میآیند.
شخصیت عاطفه در این مجموعه كه نسیم ادبی ایفایش میكند، خواهر بزرگتر چاوش و آراز و شخصیتی به همان اندازه قدرتمند در طول داستان است. عاطفه را میتوانیم یكی از بهترین بازیهای نسیم ادبی در تلویزیون هم بدانیم. شخصیتهای زن مجموعههایی كه سعید نعمتا... مینویسد، معمولا حتی اگر شخصیت اصلی باشند (مثلا خجسته با بازی روناك یونسی در مجموعه رستگاران) باز شخصیتهایی هستند كه تحتتاثیر و زیر سایه شخصیتهای مرد مجموعه قرار میگیرند و این اتفاق كمابیش در خصوص شخصیت عاطفه هم رخ داده است. با این حال ادبی با توجه به جنس قوی بازیاش در این مجموعه توانسته تا حدی این قضیه را كمرنگتر كرده و به موازات دیگر شخصیتها جلو بیاید. رابطه عشقی میان او و شخصیت رسول (با بازی آرش فلاحتپیشه) هم به نوبه خود برای برخی مخاطبان جذاب است.
لیلا با بازی ندا جبرائیلی، دخترخوانده كریم بوستان و خواهر تنی حنیف است كه علاقهای علنی هم به آراز دارد. لیلا گرچه به لحاظ فكری دختر مستقلی است، اما در میانه كشمكشهای قصهگویی تا اندازهای به حال خود رها شده و مجال عرض اندام را از دست داده است. توكل و حلیمه با بازی حسن پورشیرازی و لعیا زنگنه هم دیگر خردهداستان این مجموعه هستند كه از اواسط قصه به این سو پررنگتر میشوند. توكل كه نقش دایی چاوش، عاطفه، آراز و ستار را بر عهده دارد، در گذشته شخصیتی جاهلمسلك داشته است و سوءرفتارش منجر شده است كه طاقت همسر جوانش (حلیمه) طاق شده و او همراه با پسر كوچكشان از خانه فرار كرده و از دست توكل به كشور همسایه (كویت)
پناه ببرد. توكل البته حالا توبه كرده و مشابه نقشی كه هوشنگ توكلی در زیر تیغ بر عهده داشت، میانجیگری دعوای میان دو خانواده را بر عهده دارد. با از راه رسیدن حلیمه و آوردن خبر مرگ پسرش، خط داستانی او و توكل در قصه پررنگتر میشود؛ هرچند طراحی شخصیت حلیمه با توجه به ویژگیهای ظاهری و رفتاری لعیا زنگنه چندان قوی صورت نگرفته است و او اگرچه به خاطر زندگی كردنش در كشور كویت پوشش و شمایل ظاهری زنان عرب را دارد، اما در حرف زدنش لهجه غلیظ و تهرانی زنگنه خودنمایی میكند.
به نظر میرسد كه اگر خط داستانی این دو شخصیت قطع میشد، آسیب چندانی به قصه نمیخورد و برادر جان همچنان در مسیر خودش پیش میرفت.