ادعای عجیب دزدان خشن در دادگاه
سه پسر جوان که متهم به سرقتهای خشن از زن و مردی در تهران هستند، در جلسه محاکمه ادعای عجیبی را مطرح کردند.
به گزارش خبرنگارجامجم، تحقیقات پلیسی دراین پرونده ازخرداد امسال وباگزارش سرقت خشنی درغرب تهران آغاز شد.وقتی مأموران در محل سرقت حاضر شدند، مالباخته در تشریح ماجرا گفت: امشب پشت چراغ قرمز توقف کرده و درحال مسیریابی با گوشی تلفن همراهم بودم که دو مرد با قمه به من حمله کردند. یکی از آنها ابتدا با دسته قمه ضربهای به سرم زد و نفر دوم مرا از موتور پایین کشید. آنها سپس سوار موتور شدند و رفتند. گوشی تلفن همراهم روی پایه موتور بود که آن را هم بردند.
پس از این شکایت، تحقیقات برای پیداکردن سارقان خشن آغاز شد تا اینکه مأموران در برابر سرقت دیگری قرار گرفتند. در این سرقت، سارقان خشن با حمله به زنی و زخمیکردن او، گردنبند 60 گرمی و تلفن همراهش را سرقت کرده بودند. در بررسی فیلم صحنه هر دو سرقت، مأموران با خودروی پرایدی روبهرو شدند که نقش اسکورت دزدان را داشت. با استعلام پلاک خودرو، مشخص شد متعلق به یک زن است. این زن مورد تحقیق قرار گرفت و گفت: خودرو را به پسرم به نام سعید دادهام.
سعید دستگیر شد و در تحقیقات به سرقت با همدستی شایان و مهرداد اعتراف کرد. پس از بازداشت دو متهم دیگر و خریدار موتور سرقتی، پرونده برای رسیدگی به شعبه دوم دادگاه کیفری یک استان تهران ارسال شد. در این جلسه مالک موتور و وکیل شاکی زن، به تشریح شکایت خود پرداختند. در ادامه شایان در جایگاه ایستاد و گفت: اتهام سرقت از مرد موتورسوار را قبول دارم اما از شاکی دوم سرقت نکردم. شب حادثه بدون قصد قبلی به سمت مرد موتور سوار رفته و موتورش را دزدیدم. هیچ انگیزهای برای اینکار نداشتیم. او که با پای باندپیچی و عصا به دادگاه آمده بود، ادامه داد: مدتی بعد از سرقت، یکشب که به خانه آمدم چند نفر ناشناس جلوی در بودند که فکر کردم زورگیر هستند. به همین خاطر قمه کشیدم که به پایم شلیک کردند و فهمیدم پلیس بودند.
سعید هم سرقت از شاکی زن را رد کرد و اظهار داشت: من فقط راننده بودم و از قصد دوستانم برای سرقت خبری نداشتم. آنها بعد از سرقت گوشی را به من دادند اما چون قفل داشت، داخل سطل زباله انداختم.
مهرداد هم سرقت از شاکی زن را رد کرد و گفت: با برادر شایان اختلاف داشتم که به درگیری منجر شد. یکشب آشتی کرده و همراه شایان و سعید تصمیم گرفتیم به خاطر آشتیکنان دوردور کنیم. وقتی مرد موتورسوار را دیدیم، بدون هیچ حرفی و با یک نگاه تصمیم به سرقت از او گرفتیم و همه ماجرا یکدفعهای رخ داد. پس از دفاعیات متهمان و وکلای آنها قضات برای تصمیمگیری وارد شور شدند.