تلهای به نام رهاشدگی
تلههای زندگی یا طرحوارهها منشاء رفتارها، احساس و نوع تفکر تکرارشونده افراد در زمان حال هستند. این الگوها اغلب در دوران کودکی یا نوجوانی افراد شکل گرفتهاند و اگر اصلاح نشوند دائم در کل زندگی شخص تکرار خواهند شد.
تجربه احساسات تلخ و گاهی آزاردهنده تا حدودی برای تمامی انسانها طبیعی است. بااینحال ممکن است افرادی خود را بهصورت مکرر و مداوم در معرض برخی احساسات ناخوشایند تکراری ببینند. در این حالت ممکن است درگیر طرحوارهها یا تلههای ذهنی شوند. طرحواره رهاشدگی هم یکی از مهمترین انواع طرحوارههای ذهنی است که شکلی از رهاشدگی و ترکشدن و همچنین بیاعتمادی را نسبت به حضور افراد در زندگی فرد بهوجود میآورد. کسی که به طرحواره رهاشدگی مبتلاست، دائم فکر میکند که قرار است همه افراد زندگی او را رها کنند و تنها بگذارند. گاهی این تفکر آنچنان در او پررنگ است که انتظار این را دارد فردی از نزدیکانش را به علت مرگ از دست بدهد. این طرحواره در دوران کودکی میتواند به دلایل متفاوتی مانند برآوردهنشدن نیازها در کودکی، ارتباط ناسالم و ناکافی با والدین، مشکلات زندگی و ... ایجاد شود. شاید طرحواره درمانی، یکی از روشهای درمانی بسیار موثر بر الگوهای ذهنی غلط است.