فضیلتی در تنهایی نیست
«تاریخ خاص تنهایی»،رمانی است تأملبرانگیز،غافلگیرکننده و«خاص»؛ تاریخِ زندگی انسانهایی عاصی ودورمانده ازعشق. خسروبیک که زمانی از اعضای اتحاد و ترقی بود و در برههای از زندگی کشتن را جایگزین عشقورزی کرد، سرانجام در آخرین روزهای عمر با ترس و حیرت به عشق رو میکند اما دیگر دیر شده است.
کیست که نداند هیچ فضیلتی در تنهایی نیست؟ اما ناگزیری آن،وقتی که همه وقتها را ازدست دادهایم، ما را به درون خود کشیده و دیگر رهایمان نمیکند! اگر بختیاری آدمی چنان باشد که صدای حیرت بیدار عاشقان در زمانه درست به گوشش برسد،شاید از محنت رهایی یافته و از گزند تنهایی دور بماند؛ خسروبیک در تاریخ خاص تنهایی، چنین نبود وعشق زمانی به سراغش آمد (یا خودش به سراغش رفت) که سختجانی جوانیاش گذشته و نرمخویی احتضار پیرسالی در اونشسته بود. و اوگرفتار عشق زنی بود که فکر میکرد باید با عشق، گرفتار کرد و از عاشق اسیر گذشت! کتاب «احمد آلتان» بر بستر داستان عاشق سالخورده، از رنج عشق سالخوردگی به نیروی شگفتانگیز اغوا میرسد و البته رهایی و درنهایت سرخوردگی نهفته درعشقی که معشوق،شیفته دردی است که برعاشق تحمیل میکند.
نویسنده: احمد آلتان
مترجم: علیرضا سیفالدینی
نشر: نو
سال انتشار: 1402