printlogo


آزادی قاتل بلاتكلیف از زندان

 مرد جوان كه پس از قتل همسر سابقش به خاطر عدم پیگیری اولیای دم هفت سال در زندان مانده بود با حكم قضایی و سپردن وثیقه از زندان آزاد شد.
به گزارش خبرنگار جام‌جم، اوایل سال ۹۱ مردی با اورژانس تماس گرفت و گفت بعد از قتل همسرش اقدام به خودزنی کرده، اما حالا پشیمان شده است. امدادگران اورژانس و ماموران پلیس بلافاصله به خانه مرد جوان به نام مرتضی در خانی‌آباد رفتند. مرتضی رگ دستش را زده بود كه به بیمارستان منتقل و جسد همسرش نیز با دستور قضایی به پزشكی قانونی فرستاده شد. مرتضی پس از بهبودی نسبی به قتل همسر سابقش اعتراف كرد و گفت: پس از جدایی از همسرم گاهی اوقات برای دیدن دخترم به خانه آنها می‌رفتم اما رفتارهای همسرم باعث شد او را بكشم. من كه دیگر انگیزه‌ای برای زندگی نداشتم دست به خودكشی زدم، اما همان موقع پشیمان شدم و با اورژانس تماس گرفتم.
به دنبال اعتراف‌های این مرد، وی پای میز محاكمه ایستاد. در آن جلسه مادر مریم اعلام گذشت كرد. این زن گفت: به خاطر نوه‌ام از خون دامادم می‌گذرم. نوه‌ام مادر ندارد و نمی‌خواهم او را از نعمت داشتن پدر هم محروم كنم. اگر دامادم قصاص شود ممكن است نوه‌ام كینه مرگ پدرش را از ما به دل بگیرد و بعد‌ها ما را عامل این ماجرا بداند و بخواهد انتقام بگیرد. به همین خاطر با دریافت دیه اعلام گذشت می‌كنم. اما پدر مریم به اجرای حكم قصاص اصرار كرد و گفت به هیچ عنوان از قصاص گذشت نمی‌كند.
در پایان جلسه قضات دادگاه مرتضی را به قصاص محكوم كردند، اما چون اولیای دم دیگر پیگیر ماجرا نشدند مرتضی هفت سال در زندان بلاتكلیف ماند. او نامه‌ای به قضات نوشت و طبق ماده ۴۲۹ قانون مجازات اسلامی درخواست تعیین تكلیف را مطرح كرد. به این ترتیب دیروز در شعبه دهم دادگاه كیفری یك استان تهران به ریاست قاضی قربانزاده و با حضور یك قاضی مستشار پای میز محاكمه ایستاد .
وی در تشریح جزئیات ماجرا گفت: من و مریم از همان ابتدای زندگی با هم اختلاف داشتیم. مدتی بود به رابطه او با افراد غریبه مشكوك شده بودم. چند بار درباره این موضوع صحبت كردم اما او به من جواب درست نمی‌داد. به همین خاطر تصمیم به جدایی گرفتیم. ما از هم جدا شدیم و من خانه را به مریم دادم تا همراه دخترم در آن زندگی كند. گاهی اوقات برای دیدن دخترم به آنجا می‌رفتم.
 وی ادامه داد: آخرین بار به خانه آنها رفته بودم كه متوجه رفتارهای مشكوك مریم شدم. به او تذكر دادم تا سر‌به‌راه شود، اما گفت از من جدا شده و حق ندارم در زندگی خصوصی او دخالت كنم. من با موتور دخترم را به مدرسه رساندم و در بین راه یك چاقو خریدم. وقتی به خانه برگشتم عصبانی بودم. از مریم خواستم تا با من صحبت كند اما سكوت كرد. به همین خاطر در اوج خشم چند ضربه چاقو به او زدم. سپس خودزنی كردم اما خیلی زود پشیمان شدم .
 این متهم به قضات دادگاه گفت: وقتی حكم قصاص برایم صادر شد همه چیز برایم تمام شده بود. فكر نمی‌كردم مادرزن سابقم به خاطر فرزندم از قصاص گذشت كند اما اعلام كرد با دریافت دیه گذشت می‌كند ولی پدرزن سابقم به قصاص اصرار داشت. آنها پیگیر پرونده نشدند و به همین خاطر هفت سال با كابوس اعدام در زندان ماندم. حالا از این وضعیت خسته شده‌ام و تقاضا دارم تا تكلیفم روشن شود.
 در پایان جلسه، هیات قضایی وارد شور شد و با توجه به ماده ۴۲۹ قانون مجازات اسلامی و این‌كه اولیای دم در مهلت مقرر‌ پیگیر پرونده نشدند و مرتضی دوره محكومیتش را از جنبه عمومی جرم در زندان گذرانده، وی را با سپردن وثیقه از زندان آزاد كردند.