همزمان با تعطیلی مدارس بیشتر مراقب کودکان باشیم
دام شیطان برای فرشتهها
لیلا حسینزاده
درد و رنجش را فقط كسی میفهمد كه كابوس آزار و اذیت را به چشم دیده باشد. ترس و وحشتش را تنها كسی درك میكند كه تنها و بیپناه، شاید در كوچه پسكوچهای؛ در تله هوس مردی گرفتار شده كه هیچ راه گریزی از او نیست. چه روزهایی كه شرح ماجرای آزار به دختركان و پسركان كوچك را در صفحات روزنامهها خواندیم و حیرت كردیم از اینكه چه میشود؛ انسانی، تیغ چاقو را زیرگلوی نحیف آنها میگذارد و صدایشان را میبرد تا نیتش را عملیكند.
ماجرای آتنای پارسآبادی را كیست كه نخوانده باشد. دختر هفتسالهای كه 28 خرداد 96، توسط اسماعیل رنگرز به قتل رسید. دخترك برای نوشیدن آب به مغازه اسماعیل 40 ساله رفته بود؛ اما او رسم مردانگی و جوانمردی را بجا نیاورد و كاری كرد كه نباید.
پیش از فاش شدن این قتل، اسماعیل حاضر به اعتراف نبود، اما آنقدر دلیل و مدرك علیه او وجود داشت كه به عنوان مظنون دستگیر و روانه زندان شود.
در زندان بالاخره زبان به اعتراف باز كرد و از قتل آتنا گفت: «دو سه روزی بود كه با دیدن آتنا و طلاهایش وسوسه شده بودم. روز حادثه به مغازهام آمد كه آب بخورد. چون كسی آنجا نبود، به طرفش رفتم. خواستم نقشهام را اجرا كنم، اما او شروع كرد به فریاد زدن. دستم را روی دهانش گذاشتم و وقتی بهخودم آمدم كه دیگر نفس نمیكشید. ترسیده بودم.جسدش را داخل ساكی گذاشتم و آن را به پاركینگ بردم و در بشكه پلاستیكی مخفی كردم تا سر فرصت در محلی خلوت رها كنم؛ اما چند روز بعد به عنوان مظنون دستگیر شدم و رازم فاش شد.»
ترس از كتك خوردن با شلنگ
هنوز داغ مرگ آتنای پارسآبادی فراموش نشده بود كه این بار خبر آزار و اذیت كیمیا بر سر زبانها افتاد كه توسط ناپدری شیطانصفتش مورد آزار قرار گرفته بود. پدر كیمیا به دلیل اعتیاد شدید، عدم حمایت مالی و عاطفی فرزند و همسر، آزار و اذیت جسمی و ضرب و شتم كیمیا و مادرش، چارهای جز سپردن حضانت دخترش به مادرش نداشت. پس از جدایی والدین كیمیا از یكدیگر، یك سال بعد، مادر كیمیا با مردی ازدواج كرد كه پنج سال از او كوچكتر بود. اما مادر كیمیا از این همسر هم شانس نیاورد، چون او هم به شیشه اعتیاد داشت و زمانی مادر متوجه اعتیاد بابك شد كه كار از كار گذشته بود.
بیاخلاقیهای بابك به همینجا ختم نشد و فكر شیطانی دیگری در سر میپروراند. او برای اجرای آن، هر شب به مادر كیمیا
قرص خواب میداد به این بهانه كه خواب خوبی داشه باشد. در فاصلهای كه خواب مادر سنگین شده و از اتفافات شوم اطرافش بیخبر بود، بابك شبانه سراغ كیمیا میرفت و دختر هفت ساله بهخاطر تنبیه نشدن و كتكخوردن با شلنگ، تن به خواسته مرد شیطانصفت میداد. ناپدری متجاوز پس از بازداشت و زندانی شدن، در اعترافات خود گفت كه شیطانپرست است و به دختربچهها علاقه دارد و به خاطر كیمیا با مادرش ازدواج كرده بود.
قتل بهخاطر هوس
كشف جسد پسربچه 10 سالهای كه با ضربات متعدد چاقو در مشهد به قتل رسیده بود هم یكی دیگر از پروندههایی بود كه واژه آزار و اذیت روی آن سنگینی میكرد. روز حادثه، محمدحسین قرار بود با سرویس همیشگی به مدرسهاش برود، اما راننده سرویس به دلیل مشكلی كه برایش بهوجود آمده بود به او گفت كه نمیتواند دنبالش بیاید. محمدحسین موضوع را با مادر در میان گذاشت و او هم با یك آژانس تلفنی تماسگرفت. راننده كه آمد، مادر تصویر فرزندش را از آیفون دید كه سوار خودروی پراید شد. غافل از اینكه او راننده آژانس نبود.
پس از مدتی رانندگی بیهدف، محمدحسین كه متوجه نیت پلید راننده پراید شده بود، سعی كرد فرار كند، اما نتوانست و راننده پراید، پسركوچك را به قتل رساند. جسد او در حالی اطراف شهرك صنعتی شاندیز پیدا شد كه روی بدنش ضربات متعدد چاقو به چشم میخورد. با آغاز فصل گرما و تعطیلی مدارس، شاهد هستیم كودكان وقت بیشتری را در بیرون از خانه و در پاركها سپری میكنند كه بی اطلاعی آنها از خطری كه تهدیدشان میكند، باعث میشود احتمال گرفتار شدن آنها در دام مجرمان شیطانی افزایش پیدا كند.