printlogo


سارق خودروهای دوپس دوپسی!
تخصص او فقط سرقت ضبط و باند است، آن هم از روی خودروهای مدل پایین. علت هم دارد، سرقت خودروهای مدل پایین راحت‌تر است و تعداد این خودروها در محلشان بیشتر از مدل بالاهاست. پسر جوان در رابطه با سرقت‌هایش می‌گوید.
مجید غمخوار

خودروها را چطور شناسایی می‌كردی؟
در محله‌ها پرسه می‌زدم، خودروهایی را كه صدای ضبط‌شان بلند و به قول خودمان «دوپس دوپس» داشت ، تعقیب می‌كردم.
این تعقیب چند ساعت ادامه داشت؟
خیلی طول نمی‌كشید. خودتان تصور كنید مگر یك نفر چند ساعت در شهر رانندگی می‌كند. درنهایت خودرو را كنار خیابان پارك می‌كردند. به محض این‌كه صاحب خودرو دور می‌شد سراغ آن می‌رفتم و در یک چشم به هم زدن ضبط و باندش را سرقت می‌كردم.
حالا چرا خودروهایی كه صدای ضبطشان بلند بود؟
جوابش خیلی ساده است، كسی كه پخش خوبی روی خودرویش نصب كرده باشد صدای ضبطش را بالا می‌برد. یا بهتر بگویم خودرویی كه پخش خوب دارد، صدای ضبطش را می‌تواند بلند كند. البته شگرد دیگری هم داشتم. در خیابان‌ها پرسه می‌زدم و با دیدن خودرویی كه پخش خوبی داشت، آن را انتخاب و سرقت می‌كردم.
با ضبط و باندهای سرقتی چه می‌كردی؟
خودم در مغازه فروش ضبط و باند كار می‌كنم. یا آنها را لا به لای اجناس مغازه می‌فروختم یا این‌كه در سایت دیوار آگهی فروش می‌دادم.
چند می‌فروختی؟
بستگی به نوع ضبط و باند داشت، اما از 150 هزار تومان تا چهار میلیون تومان بود. با قیمت دلار روز به روز قیمت‌ها بالا می‌رود.
چرا سرقت می‌كردی؟
دلایل زیاد دارد. اولین دلیل به خاطر شرط بندی بود. شب‌ها كه با دوستانم بیرون می‌رفتم آنها مرا وسوسه می‌كردند سرقت كنم. همه‌شان دستی در سرقت داشتند. اوایل مخالف بودم، اما وسوسه‌های آنها كه پولدار می‌شوم و می‌توانم بهترین لباس‌ها را سوار بر بهترین خودرو ها بپوشم، باعث شد به فكر دزدی بیفتم.
دلایل دیگرش؟
نیاز مالی. اگر وضع مالی خوبی داشتم وسوسه نمی‌شدم. اگر خانواده خوبی داشتم كه راه و چاه را نشانم می‌داد، بعید بود در این راه بیفتم.
معتادی؟
سیگار هم نمی‌كشم.
چه زمانی برای سرقت می‌رفتی؟
هر وقت كه پول می‌خواستم.
چه زمان‌هایی پول نیاز داشتی؟
هر وقت می‌خواستم با دوستانم بیرون بروم. معمولا آخر هفته‌ها، البته گاهی اوقات در طول هفته هم بیرون می‌رفتیم. خب، برای گردش دسته‌جمعی به پول نیاز داری. نمی‌شود كه مدام دوستانت تو را مهمان كنند، دو بار مهمان شوی دفعه سوم باید آنها را مهمان كنی.
پشیمانی؟
فایده‌ای ندارد. الان بگویم پشیمانم آیا زمان به عقب برمی‌گردد؟ دستبند دستم باز می‌شود؟ شاكی‌هایم رضایت می‌دهند؟ هیچ‌كس دلش نمی‌خواهد روزهای عمرش را در بازداشت بگذراند. من همان زمانی كه این كار را انجام می‌دادم هم پشیمان بودم و عذاب وجدان داشتم. خدا ریشه رفیق ناباب را بكند. یك دوست سابقه‌دار داشتم كه آنقدر به من گفت تا به این راه كشیده شدم. اوایل به او می‌گفتم اگر این كار سود داشت چرا خودت گیر افتادی كه جواب می‌داد من
 تازه كار بودم، تو اگر از تجربه‌های من استفاده كنی به دام نمی‌افتی.
خانواده ات می‌دانند، دستگیر شدی؟
نه. خدا كند متوجه نشوند. پدرم اگر بفهمد از غصه دق می‌كند. یك بار به خانه زنگ زدم و به دروغ گفتم به مسافرت رفته ام و قرار است در شهری كار كنم.