printlogo


نقد و بررسی بازی Days Gone
گاف بزرگ سونی
مشخص نیست ایراد از كجاست. آیا اعضای كاردرست استودیوی سازنده سری Syphon Filter را بیرون ریخته‌اند و تعدادی تازه‌كار جایگزین كرده‌اند؟ آیا فقط می‌خواسته‌اند تعدادی از قابلیت‌های كنسول سونی را به رخ بكشند و بس؟ آیا تعداد زیاد عناوین انحصاری سونی مانع استخدام و به‌كارگیری نیروهای زبده وكافی شده است؟ هرچه هست، Days Gone، مانند اسمش (روزهای رفته) بهتر است فراموش شود و به تاریخ بپیوندد. این اثر، اصلا در حد و اندازه‌ای نیست كه كاربران كنسول سونی بتوانند به‌عنوان یك عنوان انحصاری خوب از آن یاد كنند و تا سال‌ها حرفش را بزنند.
سیاوش شهبازی

   مثل مقوای خیس
درست است که مهم‌ترین عنصر در عناوین زامبی‌محور، اتمسفر حاكم بر فضای بازی است، اما داستان، ستون اصلی تقویت روایت و شكل دادن به جو است. متاسفانه این مورد در اولویت سازندگان نبوده و از این رو، با داستانی سطحی روبه‌رو هستیم كه هیچ وقت روایت قرص و محكمی پیدا نمی‌كند. البته چند خط داستانی برای آن تعریف شده و گاهی اتفاقات جالبی رخ می‌دهد كه نظر بازیكن را جلب می‌كند، اما در نهایت هیچ‌كدام طعمی ندارد و كلیت عناصر داستانی، مثل تشت آبی شده كه وسط سرمای منفی ۴۰ درجه به هوا پاشیده شده و همانجا یخ زده است. ماموریت‌های تكراری و بی‌هدف از همان ابتدا توی ذوق بازیكن می‌زند. دنیای بازی با وجود زیبایی و سیستم آب و هوای فاخرش، واقعا سطحی و ساده است و بجز نبردهایی كه با گله‌های زامبی رخ می‌دهد، چیز خاص دیگری نیست كه بتوان به‌ آن تكیه و بر اساس‌شان این اثر را توصیه كرد. (از این لحاظ، آدم را یاد بازی
Viking: Battle for Asgard ساخته Creative Assembly می‌اندازد كه آن هم تعداد زیاد دشمن را ناجی گیم‌پلی نسبتا ساده و دنیای عریانش كرده بود، ولی «وایكینگ» یك اثر مولتی‌پلتفرم بود و «روزهای رفته» یك اثر انحصاری است و آبروی كنسول سونی.)
البته همه اینها به این معنی نیست كه روایت داستان كاملا خشك و عاری از لحظات زیباست. مساله این است كه اگر گاهی لحظات قابل توجهی خلق شده، سازندگان نتوانسته‌اند آنها را آن‌طور كه باید و شاید توسعه بدهند. 

  باری به هر جهت
حدود ده ساعت بعد از آغاز بازی برای فراگیری شكار گوزن هدایت می‌شوید. بازی به شما یاد می‌دهد چطور گوزن‌ها را پیدا كرده و از گوشتشان استفاده كنید. نكته اینجاست كه در طول بازی، هرگز مجبور به غذا پختن یا حتی خوردنش نیستید و اهدای گوشت‌هایی كه جمع كرده‌اید به اجتماعات مردمی هم اعتماد و پول چندانی برایتان به ارمغان نمی‌آورد. پس از چندی، دیگر حتی رغبت نمی‌كنید بایستید و گوشت گرگ‌هایی را كه بهتان حمله كرده‌اند، جمع كنید. گویی سازندگان فكر كرده باشند این ایده خوبی است، اما وسط طراحی ولش كرده باشند! در «روزهای رفته»، خیلی چیزها همین طور بی‌هدف و بی‌اساس است. شما در نقش یك بایكر (بایكر تنها به «موتورسواری» ترجمه نمی‌شود و یك جور فرهنگ است و از این رو، هویت خاص خود را دارد) ظاهر می‌شوید كه پس از شیوع بیماری معروف، همسرش را از دست داده و مدتی بعد موتورش را هم از دست می‌دهد. او قبل از هر چیز، موتورش را بازسازی سپس می‌كند تا به ماجراهای دیگر برسد. در این مسیر واجب است مدام حواسش به موتورش باشد. موتور شخصیت اصلی، مهم‌ترین دارایی‌اش و شاید مهم‌ترین عنصر بازی است. برای سفر به هر قسمت نقشه و حتی سفر سریع (quick travel) یا ذخیره كردن بازی باید به آن نزدیك باشید. این در حالی است كه هنگام نزدیك شدن به دشمنان باید دقت كنید آن را آنقدر دور پارك كنید كه مبادا صدایتان را بشنوند و در عین حال آن‌قدر نزدیك كه وقتی منابع مورد نظرتان ـ از جمله سوخت و قطعات برای موتورتان ـ را جمع كردید و اوضاع بیریخت شد، سریع بتوانید خود را به آن رسانده و از مهلكه بگریزید. گفتنی است هر بار از منطقه‌ای دور می‌شوید، سوخت و دیگر منابع از نو پدید می‌آیند و از این لحاظ، دیدن لفظ «وحشت-بقا» جلوی اسم این گیم كمی خنده‌دار است!

  تكرار پشت تكرار
در ساعات آغازین بازی با دو قبیله همكاری خواهید داشت كه یكی اسلحه در اختیارتان می‌گذارد و دیگری موتورتان را ارتقا می‌دهد. از آنجا كه در ابتدا موتورتان تنها مسافتی كوتاه را طی می‌كند و امكان حمل گالن بنزین اضافه را ندارید، باید چند ساعت را به بیگاری برای آن فرقه اختصاص دهید و از همان ابتدا سفرتان را با كلافگی آغاز كنید. 
ماموریت‌هایی را برای از بین بردن این هدف و آن هدف خواهید گذراند و برخی دیگر را به زنده اسیر كردن فلان فرد. در این دومی، باید سوار بر موتور، هدف را تعقیب و به تایرهایش شلیك كنید. از آنجا كه باید با R2 گاز دهید و با R1 تیر بزنید، توقع تجربه‌ای نه چندان خوشایند را داشته باشید. 
متاسفانه تصمیمات شما در طول بازی، تاثیر خاصی روی داستان ندارد، مثلا مهم نیست به كدام قبیله كمك كنید. دو قبیله در ظاهر از هم نفرت دارند، اما حتی اگر تمام وقت خود را برای یكی از آنها بگذارید، هرگز با واكنش قبیله دیگر روبه‌رو نخواهید شد و این هم تیر كشنده دیگری است به پیكر این گیم انحصاری!
تازه بعد از این كه ساعت‌ها در بازی وقت گذراندید، خط داستانی NERO (ارگانی دولتی كه همسر نقش اصلی، دیكن را هنگام شیوع ویروس برای نجات با خود برده بود) آغاز می‌شود. 
با ورود آنها و سپس گله‌های زامبی‌ها، اوضاع وخیم‌تر و جذاب‌تر می‌شود، اما این جذابیت هم دیری نمی‌پاید و خیلی زود از خلاء یك اتفاق حیرت‌انگیز یا هرچه جلوی پشیمانیتان از آغاز این بازی را بگیرد، توی ذوقتان خواهد خورد؛ مگر این كه توقعتان را واقعا پایین بیاورید. اگر مزه Red Dead هنوز زیر زبانتان است، سمت این اثر نروید!

​​​​​​​سازنده SIE Bend Studio
ناشر  Sony Interactive Entertauibment
پلتفرم  PS4
سبک اكشن-ماجرایی، وحشت-بقا