قتل مرد آشنا به دلیل ارتباط پنهانی با همسر!
ادعای دفاع مشروع مرد اعدامی که مردی را به دلیل ارتباط با همسرش کشته است، در دادگاه کیفری رد شد تا در یک قدمی چوبه دار قرار گیرد.
به گزارش خبرنگار جامجم، رسیدگی به این پرونده از اواخر دی سال 1400 و با گزارش ناپدید شدن مرموز مردی در تهران آغاز شد. مرد میانسالی با خودروی خود از خانهاش در غرب تهران بیرون رفت تا به محل کارش برود که ناپدید شد. با شکایت خانوادهاش در شعبه نهم بازپرسی دادسرای جنایی تهران، رسیدگی به این پرونده در دستور کار ماموران اداره چهارم پلیس آگاهی تهران قرار گرفت. این در حالی بود که معلوم شد او به محل کارش نرفته و همکارانش هم از او خبری ندارند. در جریان تحقیقات، ماموران در بازبینی دوربینهای مداربسته اطراف خانه مرد میانسال متوجه شدند مرد جوانی سوار خودروی وی شده و با هم محل را ترک کردهاند. با شناسایی هویت مرد جوان به نام شهروز، او با دستور قضایی در خانهاش در تهران بازداشت شد و در بازجوییها به قتل اعتراف کرد و گفت: «چندی پیش با مقتول آشنا و با هم رفیق شدیم. اختلاف و درگیری نداشتیم تا اینکه چندی پیش دعوایمان شد. وقتی دوباره آشتی کردیم بعد از چند هفته متوجه شدم او پشتسرم بدگویی میکند که همین باعث ناراحتی و کینه من شد. آن روز به او زنگ زدم تا حرف بزنیم و به این درگیری و اختلاف پایان دهیم. در خودرویش دوباره دعوایمان شد و او چاقویی را سمتم گرفت. خواستم چاقو را بگیرم که نفهمیدم چطور چاقو به خودش اصابت کرد و زخمی شد. قصد داشتم او را به بیمارستان برسانم اما فهمیدم فوت شده است. جسدش را حوالی روستای وردیج انداختم و بعد خودروی مقتول را در محله دیگری در تهران پارک کردم و به خانهام بازگشتم. با این اعتراف ماموران راهی روستا شدند و جسد مقتول و بعد خودرو را کشف کردند. پرونده این قتل با تکمیل تحقیقات به شعبه دهم دادگاه کیفری یک استان تهران ارسال شد. در جلسه دادگاه، متهم مدعی شد مقتول با همسرش ارتباط داشته و روز حادثه برای پایان دادن به این ارتباط با او قرار گذاشته که با هم درگیر شدند و ناخواسته مرتکب قتل شده است. قضات دادگاه در پایان جلسه متهم را به قصاص محکوم کردند که این حکم در شعبه 29 دیوان عالی کشور مهر تایید خورد. در ادامه متهم و وکیل مدافعش با طرح ادعای دفاع مشروع درخواست اعاده دادرسی دادند که پس از کش و قوس قضایی پرونده به شعبه دوم دادگاه کیفری یک استان تهران ارسال شد.
در این جلسه اولیای دم مقتول دوباره درخواست قصاص متهم را مطرح کردند. سپس شهروز در جایگاه ایستاد و گفت: «بابک با همسرم ارتباط پنهانی داشت. وقتی متوجه این موضوع شدم، تلفنی با او تماس گرفتم و خواستم از زندگیام بیرون برود اما قبول نمیکرد. آخرین بار با او قرار گذاشتم. سوار ماشین او شدم و خواهش کردم از زندگیام بیرون برود اما برایم چاقو کشید و گفت کار خوبی میکنم و تو را هم میکشم. برای دفاع از خودم به او حمله کردم و وقتی به خودم آمدم متوجه شدم فوت شده است. جسد را عقب ماشین گذاشتم و به روستایی در غرب تهران رفتم و آنجا رها کردم. قصد کشتن او را نداشتم و فقط برای دفاع از خودم با بابک درگیر شدم.»
رئیس دادگاه: به مهدورالدمی مقتول اعتقاد داشتی؟
شهروز: نه. قصد قتل نداشتم.
رئیس دادگاه: چرا وقتی سراغ مقتول رفتی، کلاه کاسکت روی سرت گذاشته بودی؟
شهروز: با موتور رفتم اما میانه راه موتورم خراب شد. به خاطر سردی هوا کلاه روی سرم گذاشته بودم.
قضات دادگاه در پایان، با اشاره به چند دلیل، ادعای دفاع مشروع شهروز را رد و اعلام کردند ادعای اینکه مقتول از قبل چاقو آماده کرده بود، محرز نشد. از سوی دیگر اگر مقتول قصد درگیری داشت در موقعیت بهتری درگیر میشد نه پشت فرمان. همچنین رها کردن جسد حوالی روستایی در محلی غیر از درگیری از دلایلی است که ادعای دفاع مشروع را رد میکند.
به این ترتیب شهروز به قصاص، دیه و 10 سال حبس محکوم شد.