دفاع هوشمند در عصر جنگهای تکنولوژیک
جنگ معاصر دیگر محدود به میدانهای کلاسیک نیست؛ اکنون عرصه تقابل گسترش یافته و وجوه سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی را همزمان دربر میگیرد. در این بستر نو،آنچه بیش از همه تعیینکننده شد،«هزینه فناوری»است: طرفی که توانایی تحمیل هزینه بالاتر بر رقیب را داشته باشد و در عین حال هزینههای داخلی خود را کاهش دهد، برتری نسبی بهدست خواهد آورد. برای کشورهایی که در موقعیت حساس جغرافیایی و ژئوکالچرال قرار دارند، اتخاذ رویکردی یکپارچه و واقعگرایانه ضرورت است؛ رویکردی که دفاع را به معنای سنتی صرف انباشت توان نظامی فرو نکاهد و آن را به طراحی یک نظام ملی تابآور و نامتقارن تبدیل کند.
دکتر محمدجواد نجفی | کارشناس امور فرهنگی
تأمل راهبردی نخست این است که نامتقارنسازی محیط دفاعی باید به محور سیاستگذاری تبدیل شود. نامتقارنسازی یعنی کنار گذاشتن تکیه صرف بر تجهیزات گران و خطوط تهاجمی متقارن و تمرکز بر ظرفیتهایی که با هزینه کمتر، اثر بازدارندگی بزرگتری ایجاد میکند: توسعه توان سایبری و جنگ الکترونیک برای مختلسازی تصمیمگیری دشمن، تولید سامانههای پهپادی ارزان و انبوه برای ضربهزدن هدفمند، و ایجاد شبکههای اطلاعاتی توزیعشده که آسیبپذیری مرکزی را از بین ببرد. این تغییر نگرش هم نیازمند بازآرایی بودجهدفاعی است وهم نیازمند برنامهریزی برای پشتیبانی صنعتی وپژوهشی درداخل کشور؛زیرا مزیت نامتقارنِ پایدار، محصول پیوند صنعت دفاعی بومی و مراکز تحقیقاتی ملی است.دوم، تابآوری اقتصادی و ساختاری باید در همه برنامههای کلان جای بگیرد. وابستگیهای تکمحوری درزنجیره تأمین، تمرکز زیرساختها درنقاط معدود وتکیه بیحد بر واردات کالاهای راهبردی، همگی کشور را در معرض آسیبپذیری اولیه قرارمیدهند. بنابراین سیاستگذاری راهبردی باید بر تولید داخلی اقلام کلیدی تأکید کند، تنوع و همپوشانی در منابع تأمین برقرار نماید و ذخایر استراتژیک معقول همراه با پراکندگی جغرافیایی زیرساختها ایجاد کند تا توان بازگشت به وضعیت عادی پس از هر شوک تسریع شود. این کار نهتنها هزینه جنگ را برای مهاجم بالا میبرد، بلکه فاصله زمانی و هزینه بازسازی را برای ما کاهش میدهد.سوم، بازدارندگی باید فعال و چندوجهی باشد. بازدارندگی صرف نظامی کفایت نمیکند؛ لازم است دیپلماسی هوشمند،اقدامات حقوقی و بینالمللی،عملیات رسانهای هدفمند و تعامل با بازیگران منطقهای و فرامنطقهای بهعنوان مکملهای نظامی بهکار روند. نمایش روشن هزینههای سیاسی، اقتصادی و حقوقی هر اقدام تهاجمی میتواند محاسبات طرف مقابل را تغییر دهد. در این مسیر، توانایی تولید روایت تحلیلی دقیق و شفاف در رسانهها و فراهمسازی اسناد حقوقی و فنی برای پیگیریهای بینالمللی، ابزار مهمی برای تضعیف مشروعیت تجاوز و افزایش هزینه آن خواهد بود.چهارم، سرمایهگذاری در دانش، پژوهش و نیروی انسانی باید در رأس برنامهها قرار گیرد. جنگ آینده تا حد زیادی بر بستر اطلاعات، داده و فناوریهای هوشمند شکل خواهد گرفت؛ بنابراین آموزشهای تخصصی، شبکههای پژوهشی میاندانشگاهی، حمایت از شرکتهای نوپا در حوزه فناوریهای امنیتی وغیرنظامی وایجاد زیستبوم نوآوری ملی ازاهمیتحیاتی برخوردار است.