ترویج علم، توسعه علم و مردمسالارانگی علم
این سوال همیشه روبهروی مروجان علم قد علم كرده كه ترویج علم چه ضرورتی دارد ؟ شاید یكی از روشنترین پاسخهایش این باشد كه ترویج علم در پی توسعه علم و مردمسالارانهكردن علم است. منظور از ترویج علم و خود علم نیز معنای اخص این دو است كه فقط دربرگیرنده علوم پایه و غیركاربردی است؛ وگرنه مشتری آنچنان بر علوم كاربردی میجوشد كه نه نیازی به ترویج دارند، نه در رابطه آنها با توسعه تردیدی هست. ترویج علم در همان معنای اخص گرچه به موضوعاتی میپردازد كه ظاهرا كاربرد و محصولی سخت برای جامعه تولید نمیكند، اما همچنان موجب توسعه میشود. این نكته مغفولی است كه اغلب نادیده گرفته میشود.
اما توسعه علم چیست و چگونه از ترویج علم پدید میآید؟ توسعه با همان معنای اصطلاحیاش در علوم انسانی مفهومی فراگیر شامل پیشرفت كیفی، بهبود زیرساختها و درنهایت رسیدن به جهش و بلوغ است. نتیجه كوتاهمدت ترویج علم نیز پیشرفت كیفی و بهبود زیرساختهای علم است كه در نهایت به جهش علمی و بلوغ اجتماعی نسبت به علم منتهی میشود. جامعه بالغ و توسعهیافته نسبت به معیار علم، خریدار علم است و انتظار كاربرد و فایده اقتصادی از آن ندارد.
اما راه بلوغ علمی از قدمهای نزدیكتر، از قبیل بهبود زیرساختهای علم میگذرد. مثلا جامعه ما كه مهمترین ثروت خود، یعنی نیروی انسانی را به هر پیشهای تشویق میكند، مگر اشتغال به علم، بهشدت نیازمند ترویج علم است. ترویج علم همچون كارزاری اجتماعی است كه از هر طریق مشروعی میكوشد اشتیاق جامعه را به علم، اشتغال به علم و خریداری محصول علم دوچندان كند. این طرق مشروع ممكن است محدود باشد به دانشافزایی ساده به نیت جلب نظر مخاطب یا بینشپروری و بسترسازی برای گفتوگو و تفحص و كندوكاو علمی. از این نظر نه تنها روزنامهنگار علم مشغول چنین پیشهای است، بلكه هر كس در هر جایگاهی كه علاقه و احترام و توجه جامعه را نسبت به بیفایدهترین و انتزاعیترین جنبههای علم جلب میكند، متصف است به ترویج علم.
برعكس، بسیاری از آنها كه سروكارشان با موضوع علم است، چون دغدغه توسعه علم و سروكاری با جامعه ندارند، مروج علم نیستند. چنین كسانی به حقیقت دشمنان علم هستند كه حتی اگر با جامعه سخن بگویند، از جامعه سخن نخواهند شنید و هرگاه حوصلهشان از دست مردم
سر رود، به انگشت ابهام دایرهای دور خود میكشند كه حق ندارید درباره این دایره (حوزه حفاظتی ما) حرف بزنید! دشمن علم را اینگونه بشناسید كه به جای گفتوگو دیگران را به سكوت میخواند. مروج علم كارزاری ندارد جز فراخواندن مردم به گفتوگو درباره علم، پس هرگز نخواهد گفت این موضوع تخصص من است و شما درباره آن سكوت كنید؛ بلكه هرچه بشنود، به صرف ادب و وقت و اندیشه پاسخ میدهد. البته كه این نافی تخصص نخواهد بود. همه میدانیم كه بسیاری از مفاهیم تخصصی را نمیتوان به سادگی برای مردم بیان كرد. ترویج علم، شَمّی هنری میخواهد تا گاهی از این محدودیتها بگذرد یا به بیانی ساده و دقیق برسد، یا فهم مخاطب را به ناچار برای درك مفاهیم دشوارتر، بالا بكشد.
اما ترویج علم چون درپی توسعه علم است؛ كامناكام به مردمسالارانگی علم (democratisation of science) رو خواهد كرد. مردمسالارانگی علم دقیقا درنقطه مقابل سیاستزدگی علم قرار دارد و علم در بسیاری از جوامع، بیشتر از آنكه مردمسالارانه باشد، سیاستزده و عوامفریب است. مردمسالارانگی علم یعنی خلق و توسعه نهادها و شیوههایی كه متضمن اصول سهگانه دسترسپذیری، شفافیت و پاسخگویی علم به جامعه باشد. درنتیجه پژوهشهای علمی باید همان اندازه كه دغدغه برونداد كاربردی یا نظری دارند، برای پاسخگویی به جامعه نیز دغدغهمند باشند. جامعه توسعهیافته و آرمانی [نسبت به معیار علم] چنین مختصاتی خواهد داشت و انتظار جامعه، دستكم به اندازه خواست بازار یا روندهای رایجشده در دنیای پژوهش، در جهتدهی به جریان علم نقش خواهد داشت. البته كه همه اینها تنها در سایه توسعه علم از مسیر ترویج علم ممكن خواهد بود.