حقیقت را بپذیریم
در این روزگار فناوری كه سرعت زیاد دسترسی به اطلاعات، جهان را احاطه كرده و میتوان فقط و فقط با یك كلیك یا لمس صفحه گوشی تلفن به هر مدیایی كه میخواهی، از هر كجای دنیا وصل شوی شایسته نیست ما از مزایای این فناوری استفاده نکنیم و همچنان همان تكنیك و روشهای قدیمی تولید محتوا را به كار ببندیم.
نسل جوان ما بسیار باهوش و باذكاوت است و بهراحتی به سراغ رسانههای جایگزین میرود پس در سریالسازی در رسانه ملی باید مطلوبات این نسل لحاظ و از كلیشهگرایی پرهیز شود.
تكرار در برنامهسازی باعث میشود مخاطب به سمت و سوی دیگری رود. بیننده دنبال كار نو، ایده نو و جدید است و تحول و تنوع میخواهد. تلویزیون باید بداند زمان آن رسیده كه تحول عملی را لحاظ كند. باید به بیننده احترام گذاشت و با وی زندگی كرد و داستانهای برگرفته از زندگی واقعی مردم جامعه خودمان را مرجع تولید قرار داد. جامعهای كه هر روز با آن مواجه شده و سر و كله میزنیم از قصههای تكراری خسته است، پس باید قصههای منطبق با حوادث و حاشیهها و اتفاقات واقعی كه میتواند هر روز در زندگی هر كس رخ دهد، مرجع تولید باشد.
اگر تلویزیون زود نجنبد، بسیار دیر میشود. مردم دوست دارند زندگی واقعی و طبیعیای كه دور از واقعیت جامعه نباشد در سریالها به تصویر كشیده شود. بهبود وضع سریالسازی باعث میشود بینندهها به سیمای خودمان اعتماد كرده و هرگز به دیدن شبكههای ماهوارهای یا رسانههای مجازی، كه به لحاظ فرهنگی هیچ وجه مشتركی با آنها نداریم، نروند.
جامعه ما نسل جوان بسیاری دارد كه این نسل سلایق و سطح فكری بالایی دارد و تلویزیون باید خود را با آن وفق دهد و حقیقت این نسل را بپذیرد. حقیقت این نسل رهاشدگی در واقعیات و پرهیز از دورویی و نفاق است. میبینیم كه نسل جوان حتی در برخوردهای بین خودشان هم بیتعارف حرف میزنند و علایق خود را ابراز میكنند. این نسلی است كه میخواهد خودش انتخابگر باشد پس چرا نباید در محتواهای رسانه ملی حقیقت این نسل متبادر شود؟