پرسشگری دختران نوجوان در ملورین
زینب پورابراهیم را بیشتر مخاطبان تلویزیون، با اجرای برنامه باسابقه «بهخانه برمیگردیم» میشناسند. او که 9 سال متوالی در اجرای این برنامه در شبکه تهران حضور داشته، کارش را از سال 1386 با اجرا در صداوسیمای قزوین شروع کرده است.پورابراهیم که ازطریق آزمون واردسازمان شده،بهعنوان اولین مجری زن در شبکه ورزش جلوی دوربین رفت وپس ازآن وارد برنامه «صبح بخیر ایران» شد.
نیره رضاییمطلق - روزنامهنگار
وی که اجرایش همچنان در «به خانه برمیگردیم» دیده میشود، این روزها نامش با تهیهکنندگی برنامه «ملورین» گره خورده است. ملورین برنامهای است که با نگاهی نو به بازتعریف جایگاه زن مسلمان درجامعه میپردازد و تفاوتهای سبک زندگی اسلامی و سکولار را بررسی میکند و روزهای پنجشنبه ساعت۲۲ از شبکه تهران پخش میشود. به انگیزه ورود پورابراهیم به عرصه با وی گفتوگو کردیم.
پرسشگری دختران نوجوان
پورابراهیم درباره روند شکلگیری برنامه ملورین و ورودش به حوزه کارگردانی و تهیهکنندگی میگوید: از یک سال پیش پیشنهاد تولید برنامهای با موضوع سبک زندگی سالم در شبکه تهران مطرح شد و به پیشنهاد آسیه زارعی، مدیر گروه خانواده و کودک، کار پژوهشی آن به من سپرده شد. نگاه ما مبتنی بر سبک زندگی دختران نوجوان بود و با نگاه پاسخ به سؤالات و توجه به خواستههای دختران ایرانی برنامه ملورین شکل گرفت و من ترجیح دادم تهیه و کارگردانی آن را خودم برعهده بگیرم. او درباره نام برنامه هم میگوید: ملورین برگرفته از نام یک مروارید مخصوص ایرانی که در منطقه سیستان و بلوچستان وجود دارد، است.نام اصیل ایرانی به معنای پاکی، روشنی ونورکه مصداقی از دختران امروز ایران است. وی در تشریح اهداف ساخت این برنامه و محتوایی که این برنامه دنبال میکند، ادامه میدهد: ملورین به سبک زندگی سالم توجه میکند. منظور از سالم یعنی هر آنچه که ما را از تنشهای روزگار دور کند، به ما آرامش دهد و زندگیمان را قشنگتر کند. ما در این برنامه به موضوعاتی در سبک زندگی اسلامی میپردازیم. نکاتی که گاهی اوقات یادمان میرود چقدر مهم و ارزشمند است و این نگاه رادرادیان مختلف جستوجوکردیم وسراغ کسانی رفتیم که بخشهای گمشده وجودشان را در این سبک یافته و به خوشبختی گمشده در وجودشان دست پیدا کردند؛ خوشبختیای که خیلی وقتها مسیر رسیدن به آن را فراموش میکنیم و یک یادآوری کوتاه ما را به مسیر اصلی برمیگرداند. محتوای برنامه بر پرسشگری دختران نوجوان استوار است و همه تلاشمان این است که این سؤالات بدون حذف روی آنتن برود.
تفاوت ملورین با برنامههای مشابه
از پورابراهیم میپرسیم، پیش از این هم برنامههایی با سبک زندگی اسلامی و معرفی افراد موفق روی آنتن رفته و این برنامه چه ویژگیای دارد که با برنامههایی از این دست متفاوت باشد؟ او در پاسخ میگوید: ما همه این برنامهها را رصد کردیم و آنچه ما را از آن برنامهها متمایز میکند نگاه صمیمی و مردمیمان به موضوع است. میخواستیم برنامه کاملا از دل جامعه جوان جامعه شکل بگیرد و پیش ازتولید ازطریق مدارس، خودمان رابه جمع دختران نوجوان رساندیم و طی فراخوانی که به مدارس مختلف زدیم، موضوع را مطرح کردیم.خوشبختانه همکاری خوبی شکل گرفت و به ما اعتماد داشتند و جامعه آماری ما با طرح سؤالات از نوجوانان و درک دغدغهها و نیازهای آنان به یک جمعبندی مناسب رسید. وی در تشریح نحوه انتخاب حاضران دربرنامه میگوید: مدارس بهترین مکان برای یافتن این دختران بود. فضای صمیمی و شاد نوجوانانه سبب شد خیلی زود با بچهها اخت شویم، قابلیتهایشان را کشف کنیم و طی این تحقیق تعدادی را انتخاب کردیم. ازآن تعداد عدهای را آموزش دادیم و برایشان جلسات توجیهی وفن بیان گذاشتیم تا با موضوع برنامه همراه شوند.
اجرا در دست دختران
نکته قابل توجه این است که اجرای برنامه را دختران نوجوان برعهده دارند و البته این سؤال مطرح است که دست آنها در اجرا، چقدر باز بوده است. تهیهکننده و کارگردان برنامه میگوید: واقعا پس ازآموزشها و یادآوری برای نحوه اجرا و آشنایی آنها با مختصات آنتن پخش، بقیه راه را به خودشان سپردیم. الان دربرنامه بدون اینکه ما به آنها سؤالی داده باشیم از میان نظرات و سؤالاتی که مطرح میشود به اجرای نهایی میرسیم. هرچندهدایت برنامه در دست خودمان بود اما فقط در مواقعی که از بحث خارج میشدند به بچهها کمک میکردیم و اینطور نبوده تا سؤالها را به بچهها بدهیم و بگوییم عین همان را بپرسند. برای همین میگویم که برنامه کاملا مردمی و از دل خود نوجوانان است.سمت دیگر هم که مهمانان برنامه هستند، با این فضا همراهند و خیلی راحت و صمیمی با دخترها صحبت میکنند و سؤالاتشان را پاسخ میدهند.
برنامه مجری ثابت ندارد؟
از برنامهای که کارگردان آن خودش یک مجری باسابقه است، انتظار میرود که در اجرا درخشان باشد اما برنامه مجری ثابت ندارد. پورابراهیم در اینباره میگوید: ما دنبال همین تفاوت بودیم. برنامه کاملا برای نوجوانهاست و البته من خودم بهعنوان فردی که حالا توی مرحله دوم جوانی است، واقعا استفاده کردم؛ یعنی حس میکنم برنامه را فراتر از نوجوانها تولید کردهایم. تلاش کردیم بچهها فراتر از مرزها فکر کنند و فراتر از مرزها تصمیم بگیرند و سؤال داشته باشند. ما دخترهای نوجوان را به یک سفر جهانی بردیم تا آنها تعامل با مهمان برنامه را حتی در ارتباطهای زندهای روی اسکایروم بیاموزند. همه تلاشم را کردم که بگویم باید به دختران جامعهمان اعتماد کنیم. آنها مادران و همسران آیندهاند و آینده هر خانواده در دست این دخترهاست پس باید فراتر از آنچه درذهن ماست به آنها بها بدهیم وبگذاریم فراتر از مرزها استعدادهایشان دیده شود. درگفتوگو با آنها متوجه میشویم که برخی از آنها واقعا به فکر تغییر جهان هستند و این را نباید زیر سؤال برد. باید به ذهن جستوجوگرشان بها داد. برای همین ما در ملورین اصلا محدودشان نکردیم و اجازه دادیم برای ایدههایشان ما را قانع کنند. تهیهکننده و کارگردان برنامه، درباره تجربه سپردن اجرای برنامه به جمعی از نوجوانان توضیح میدهد: این تجربه را پیش از این با مستندهایی که ساختهام پشت سرگذاشتم. در آن آثار هم سراغ کسانی رفتم که تلویزیونی نبودند اما مبنایم آموزش فن بیان و ارتباط مؤثر به این نوجوانان بود و همه تلاشم این است که فضای صمیمی و راحتی را ایجاد کنم و به دور از فضای تصنعی، آدمها بتوانند بهترین حالت خودشان را به نمایش بگذارند. این تجربه را از مستندهایی که برای گروه خانواده ساخته بودم به همراه داشتم و اینبار هم این جسارت را کردم که کار را به نوجوانان بسپارم. واقعا این نسل به این اعتماد نیاز دارند واگرمتوجه این استعدادباشیم برآیند مثبتی از آن بهدست میآوریم.
جامعه هدف برنامه؟
او با بیان اینکه جامعه هدف را ازمیان دختران نوجوان انتخاب کردم، میگوید: نگاه ملورین به نوجوانان و دخترانی است که میخواهند درک مناسبی از سبک زندگی سالم داشته باشند.البته این انتخاب هم دشواریهایی داشت مخصوصا که ضبط برنامه اردیبهشت و خرداد همزمان با امتحانات میانترم و پایان ترم بچهها بود و لازم بود که ساعات ضبط برنامه را با حضور مهمان طوری انتخاب کنیم که به درس بچهها لطمه نخورد. پورابراهیم با بیان اینکه انتخاب مهمانها بخش سخت برنامه ما بود، ادامه میدهد: خصوصا مهمانان خارجی خیلی سخت میپذیرفتند که مقابل دوربین بیایند و قصهشان را بگویند. ما در انتخاب مهمانها دو ویژگی درنظر میگرفتیم؛ یکی اینکه زندگیشان قصه داشته باشد و اینکه وارد سبک زندگی اسلامی شده باشند و ماجرای ورودشان به این فضا را برای دختران ما به شیرینی تعریف کنند.
طعم خوش زندگی با اجرا
نمیشود با شخصی که سالها بهعنوان مجری در تلویزیون مطرح بوده، درباره اجرا، شیرینیها و چالشهایش نپرسید. او در اینباره میگوید: هر چند تجربه اجرا در برنامههای «عصر خانواده» شبکه دو، «امروز» شبکه سه و «سیمای خانواده» شبکه یک را داشتم اما سالها حضور در به خانه برمیگردیم به من یاد داد که خانواده میتواند همه اجزای یک جامعه را تعریف کرده و آن را بسازد. خانواده بزرگترین دارایی یک فرد است که باید برای حفظش تلاش کند. من یاد گرفتم که هر خانوادهای در جامعه محترم است واگر مایاد بگیریم که درکنار خانواده خود دغدغه شادکامی سلامتی دیگران را هم داشته باشیم، با جامعهای سالم روبهروییم. اصل خانواده روی تربیت بچهها استوار است و اگر ازکودکی تا جوانی محیط خانواده را برای بچهها امن نگه داریم، بسیاری از مشکلات را در آینده نخواهیم داشت. من با همین دغدغه سراغ دختران نوجوان رفتم. این نگاه را برای دختران خودم که در سن کودکیاند، هم دارم. میدانم بهزودی نوجوان میشوند و دغدغه این را دارم که در این جامعه با چه سبکی باید پیش بروند. بهعنوان یک مادر دوست ندارم بچههایم مضطرب بوده و مانند همه مادران دوست دارم زندگی شاداب و سرحالی داشته باشند. این نگاه را همواره در برنامه حفظ کردهام و واقعا یکی از آرزوهایم شادی بچهها و آرامش در خانوادههاست.
بهطور خاص ازویژگیهای اجرای بهخانه برمیگردیم، میپرسیم و او میگوید: به خانه برمیگردیم برنامه قدیمی و جاافتادهای در سیماست که خودش را ثابت کرده و شاید یکی از مهمترین ویژگیهای اجرا در این برنامه آرامش آن است. برنامه لحن و ریتم آرامی دارد و مجری هم باید با آرامش و مهربانی صحبت کند. حتما اجرای من با برنامه صبحگاهی که یک مجله تصویری خبری و حتی لحن مطالبهگری دارد و باید بانشاط و پرتحرک باشیم، متفاوت است. مبنای به خانه برمیگردیم خانواده صمیمی و مهربانی است که صبوری بیشتری در مقابل مشکلات دارد و برای آرامش افراد خانواده تلاش میکند. لحن من در این برنامه طوری است که مدام به هم یادآوری کنیم که عشقورزی را فراموش نکنیم و از اینرو میبینید که این برنامه همچنان پرمخاطب است، مخصوصا مادربزرگها و مادران، بخش مهمی از مخاطبان ما هستند و اتفاقا این جامعه هدف روی خانواده هم بسیار تأثیرگذارند. او درباره اینکه اجرا در برنامه خانواده چه تأثیری روی مجری میگذارد، میگوید: وقتی مدام در روند انتخاب کارشناسان مختلف قرار بگیری و هربار شنونده آنها باشی، سعی میکنی آنچه را درست است، رعایت کنی. مثلا من از بخش آشپزی غذاهای زیادی یاد گرفتم. با دیدن بخش هنری، اشتیاق زیادی به انجام کارهای هنری پیدا میکنم و بارها شده در خانه انجام دادهام. نکته مهمتر مباحث روانشناسی کودک یا خانواده و موضوعات اجتماعی است که چون قبل از برنامه در آن مورد کتاب میخوانم یا مطالعه سریع میکنم برای آمادگی مقابل مهمان یک نوع انگیزه برای مطالعه و پرسش از کارشناس برایم بهوجود میآید. حتی توصیه پزشکان هم برای ما مفید است و دایره اطلاعات ما را وسیع میکند. البته این نوع آگاهی عمق چندانی ندارد بلکه نشانهگذاری برای مطالعه بیشتر در آن حوزه است.
مجری مؤلف یعنی چه؟
از پورابراهیم درباره تجربه تهیهکنندگی و کارگردانی در کنار اجرامیپرسیم و اومیگوید: علاقهمندی من درحوزه خانواده و نوجوان است. واقعا حس میکنم نوجوانان را کم میبینیم و با اینکه سن بسیار حساس وسرنوشتسازی است ولی کمتر به آن توجه میشود. از اینرو ایدههایم بیشتر به این گروه سنی تعلق دارد. مدتی در حوزه خانواده مستند ساختم، بیش از 80 قسمت و همینطور برنامههای ترکیبی با مناسبتهای مختلف مثل روز مادر، روزدختر به صورت زنده برنامه ساختم که تجربه خیلی خوبی بود، به من شجاعت داد تا دغدغههایی را که درزندگی دارم، پیاده کنم. علاقه شخصیام فراتر از اجرا و بیشتر تهیهکنندگی و کارگردانی است از اینرو چند سالی را با فیلمنامهنویسی، تدوین و تصویربرداری گذراندم تا با کسب مهارت به این تخصص نزدیک شوم. این تجربه به اجرای من هم خیلی کمک کرده است. یک مجری باید حواسش به همه جزئیات باشد. از تصویربردار تا نحوه تدوین و... و زمانی که میدانم پشت دوربین قرار است چه اتفاقی بیفتد سعی میکنم با آگاهی بیشتر پیش بروم. این آگاهی مجری را فراتر از اجرا به سمت مجری مؤلف میبرد؛ مثل کارگردانی که باید از تصویربرداری و نورپردازی تا تدوین آگاه باشد و همه اینها را تجربه کرده باشد تا بداند چه میخواهد. به نظرم این آگاهی به من جرأت بیشتری میدهد که فضا را مدیریت کنم و به همکارانم در دکور و تصویر هم کمک کنم و لازم نیست همکارانم بگویند که چکار کنم. از پورابراهیم میخواهیم تعریفش از مجری مؤلف را بیشتر توضیح دهد. او میگوید: بخشی از کار مجری به مهارت او در مدیریت فضای برنامه، فن بیان و سواد رسانهایاش مربوط میشود اما بهنظرم نیاز به مطالعه و اشراف به فضای برنامهسازی مجری را به یک فرد مؤلف نزدیک میکند. مثلا باید بتوانی از یک مقاله چند صفحهای یک جمله مفید استخراج کنی تا مخاطب فهم مناسب را از آن مقاله بهدست آورد تا بتواند به خواندنش ترغیب شود. مهمتر از همه باید پیچیدهترین مسائل را به زبان قابل فهم برای مخاطب بیان کنی و... همه اینها بخشی از دغدغه مجری میتواند باشد.