الفبای سواد
در میانه چالشهای اقتصادی و اجتماعی، وضعیت سواد در ایران مانند آینهای دورو عمل میکند. از یکسو داستانی است از پیشرفت خیرهکننده پس از انقلاب اسلامی و از سوی دیگر زنگ خطری است برای نابرابریهای عمیق که همچنان میلیونها نفر را در چرخه بیسوادی نگهمیدارد.
براساس آخرین برآوردها، نرخ سواد بزرگسالان (۱۵سال به بالا) به حدود ۹۷درصد رسیده اما آمارهای دقیقتر از وجود ۱۸میلیون بیسواد و کمسواد مطلق خبر میدهند؛ رقمی که نشاندهنده کیفیت پایین آموزش و دسترسی نابرابر است.
پیش از انقلاب بیش از نیمی ازجمعیت ایران (حدود 52..5درصد یا 14.2میلیون نفر بالای شش سال) بیسواد بودند. تأسیس نهضت سوادآموزی به فرمان امام خمینی در سال ۱۳۵۸، نقطه عطفی در این ماجرا بود. در دهه 70بیش از 4.1میلیون نفر آموزش دیدند و نرخ سواد به 79.5درصد رسید. اکنون طبق آمار سازمان نهضت سوادآموزی، رشد سواد در ایران 2.5برابر میانگین جهانی است: از ۱۸درصد افزایش جهانی در ۴۰سال، ایران ۵۰درصد جهش داشته است. نرخ سواد جوانان (۱۵ تا ۲۴ سال)به ۹۸درصد نزدیک شده، با برتری زنان (97.93درصد) بر مردان (98.27درصد). مرکز آمار ایران نرخ کلی را 96.6درصد در ۱۴۰۰ اعلام کرده، با افزایش سالانه 0.5درصد.این دستاوردها، حاصل بسیج عمومی و پوشش 98.13درصدی کودکان دبستانی است اما آیا این اعداد، تصویر کاملی از واقعیت ترسیم میکنند؟
ایران با تنوع قومی و جغرافیایی، در سواد نیز ناهمگونی شدیدی نشان میدهد. شهرهای مرکزی در حالی باسوادترین استانهای کشورند که سیستان و بلوچستان دارای پایینترین نرخ سواد است. در مناطق عشایری و روستایی، نرخ بیسوادی دوچندان است. ۹۰۰هزار کودک بازمانده از تحصیل، عمدتا در جنوب و شرق زنگ خطری برای نسل آینده هستند. همبستگی منفی درآمد و بیسوادی مشهود است: استانهای پردرآمد در برابر فقیرترینها.هرچند نرخ کمی سواد بالاست، کیفیت آموزش زیر سوال است. گزارشهای بینالمللی مانند تیمز و پرلز نشان میدهد ۷۰درصد دانشآموزان ایرانی در خواندن، ریاضی و علوم زیر متوسط جهانیاند. ۴۰درصد دانشآموزان ابتدایی و متوسطه به حداقل یادگیری نرسیدهاند. در روز جهانی سواد ۲۰۲۵، یونسکو بر سواد دیجیتال تأکید دارد اما ایران با آمار ۹میلیون بیسواد مطلق (بالای ۱۰سال) مواجه است. برنامههای جدید مانند آموزش عشایر امیدوارکنندهاند اما بودجه ناکافی و مهاجرت روستایی، موانع اصلی رسیدن به این هدف هستند.