راز شکستناپذیری ملت ایران
هر حکومت و هر ملتی برای بقای خود، نیازمند شناخت عمیق تهدیدات، امکانات و فرصتهای در اختیار خویش است. این اصل ثابت در تاریخ جوامع بشری نشان میدهد که تنها ملتی میتواند در برابر دشمنان خود ایستادگی کند که از استعدادها و ظرفیتهای درونیاش برای مقابله آگاهانه استفاده کند.
جواد منصوری | تحلیلگر مسائل سیاسی
در مقابل، هر ملتی که در شناخت دشمن، ویژگیها، برنامهها و اهداف او کوتاهی کند، دیر یا زود مغلوب دشمنی میشود که با برنامه و تسلط آمده است. دولتها برای ادامه فعالیت، پیشرفت و حفظ دستاوردهای خود، ناگزیر از همکاری، مبادله و کسب اطلاعات از یکدیگرند؛ مشروط بر آنکه این همکاری بر پایه احترام متقابل به منافع، امنیت و تمامیت ارضی طرفین باشد. همچنان که در زندگی روزمره ما نیز روابط انسانی براحترام متقابل استوار است، درعرصه روابط بینالملل نیز اصل بر همکاری بر مبنای منافع مشترک است اما درمیان دولتها، کشورهایی وجود دارند که به این اصول پایبند نیستند و ازطریق اعمال زور، فریب وتضعیف دیگران درپی سلطه و منافع نامشروع خود هستند. از همینرو است که دشمنشناسی یکی از مهمترین عوامل بقای هر ملت و دولت است.
حضرت امام خمینی(ره) از آغاز نهضت اسلامی در سال 1342، همواره بر شناخت دشمن و راههای مقابله با او تأکید داشتند. بدون تردید، یکی از مهمترین دلایل بقای انقلاب اسلامی نیز همین آگاهی و هوشیاری ملت ایران است. با وجود فراز و نشیبها، مردم ایران دشمنشناسی را از دست ندادند؛ به همین سبب است که حتی مقامات دولتهای مستکبر نیز اعتراف میکنند که نمیتوانند ملت ایران را شکست دهند. ملت ایران در طول ۴۵ سال گذشته، با شناخت دشمن و بهرهگیری از امکانات و تجربیات خود، در برابر انواع توطئهها و فشارها ایستاده است. امروز، دنیا به قدرت و ثبات ایران اذعان دارد؛ همان ملتی که دشمنانش در جنگهای اخیر منطقه، از جمله در «جنگ۱۲روزه»، برای آتشبس به التماس و خواهش متوسل شدند. جریان تاریخی ۱۳ آبان نیز حامل پیامی روشن است: چه در سال ۱۳۴۳ با تبعید حضرت امام (ره)، چه در سال ۱۳۵۷ با کشتار دانشآموزان و دانشجویان وچه درسال۱۳۵۸با تسخیر لانه جاسوسی، پیام مشترک این رخدادها یک چیز است؛ آمریکا دوست و همراه ملت ایران نیست بلکه دشمنی دائمی دارد و خواهان سلطه است. چنانکه رئیس وقت سازمان سیا تنها یک هفته پس از پیروزی انقلاب اسلامی اعتراف کرد: «ما ایران را ساخته بودیم تا برای همیشه در آن بمانیم اما نمیدانیم چگونه ما را از ایران بیرون کردند.» دشمنی آمریکا با ملت ایران نه ناشی از یک سیاست زودگذر بلکه برخاسته از ماهیت سلطهطلب اوست. آمریکا سلطه بر ایران را شرط سلطه بر منطقه و منابع آن میداند و میخواهد به سایر ملتها نشان دهد که اگر در برابرش بایستند، همان بلایی را که میخواست بر سر ملت ایران آورد، بر آنان نیز نازل میکند. بیانات اخیر مقام معظم رهبری در اینباره، بسیار دقیق و واقعبینانه است؛ ایشان فرمودند که میان ایران و آمریکا تضادی آشتیناپذیر وجود دارد. این تضاد نهتنها سیاسی بلکه برخاسته از تفاوت عمیق در عقیده، هویت و منافع است. تجربه یک قرن گذشته نشان میدهد که غرب و در رأس آن آمریکا، هرگز از سلطه بر ایران منصرف نشده و نخواهد شد. رفتار غرب در تمام دورههای تاریخی - پیش ازپهلوی وپس از آن،تا سالهای پس از کودتای ۲۸ مرداد - سرشار از خیانت به ملت ایران بوده است. در همین زمینه، خاطرهای شخصی نیز گویای این واقعیت است.
در یکی از مذاکرات رسمی با یکی از مقامات بلندپایه اروپایی، پس از بحثی طولانی، او صریحا به شخص نگارنده گفت: «ما نمیتوانیم روابط عادی با شما داشته باشیم؛ زیرا آنچه دنیا از فرهنگ و تمدن دارد از ماست، و آنچه بدبختی دارد از اسلام شماست.» این جمله بهروشنی نشان میدهد که غرب هنوز آمادگی پذیرش یک رابطه انسانی و برابر با ایران اسلامی را ندارد. بر همین اساس، آگاهی، دشمنشناسی و استقامت ملت ایران سه رکن اصلی بقای انقلاب اسلامی بوده و هست. امروز نیز همانگونه که دیروز، ملت ایران با تکیه بر تجربه، ایمان و هویت خود، در برابر سلطهطلبی قدرتهای غربی ایستاده است - و این ایستادگی، رمز ماندگاری و پیشرفت آن در جهان معاصر است.