printlogo


نکته‌ای کمتر شنیده شده درباره قیصر امین‌پور 
از هشتم آبان سال 86  ــ یعنی روز عروج شاعر، پژوهشگر و منتقد ادبی، زنده‌یاد دکتر قیصر امین‌پور ــ تا حالا و با گذشت نزدیک به دو دهه، درباره این شخصیت تأثیرگذار، حرف‌ها و مطالب متعددی گفته و شنیده شده و دوستان، نزدیکان و شاگردان او نیز همراه با شاعران و نکته‌پردازان، در رسانه‌ها به انتشار نوشتارها و اظهارنظرهایی با محوریت آن شاعر فرهیخته خوزستانی و فرزند نجیب و مهرورز ایران عزیز پرداخته‌اند. 
دکتر حمید هنرجو | نویسنده و پژوهشگر

البته قیصر وجهه‌ای دانشگاهی هم داشته و دارد که تعالی‌بخش حیات علمی و اجتماعی او شده است. حضور مغتنم‌ او در فضای دانشگاهی کشور، راهی تازه و آغازی بود برای پیوند مبارک ادبیات امروز یا به تعبیر قدیمی‌ترها «ادبیات معاصر» با دانشگاه‌های ما؛ حیف که او رفت! و این راه، به کمال نرسید.
هرچند اهتمام برخی استادان فعلی دانشگاه برای معرفی ادبیات امروز ایران به دانشجویان را نباید نادیده گرفت اما شخصیت جامع‌الاطراف و چندوجهی قیصر امین‌پور، مصداق مصرع معروف: «خود راه بگویدت که چون باید رفت» است. او هم شاعر بود، هم سخن‌شناس، ادبیات کهن (قدیم) را به‌خوبی خوانده بود و دواوین ادب را کاملا می‌شناخت، در شعر معاصر، نفس می‌کشید و خودش از استوانه‌ها بود. به گواه شاگردانش، کلاس درس او نظیر نداشت. حتی نثرها و نوشته‌های غیرمنظومش هم عمیق و تعالی‌بخش بود. به‌جز بزرگسالان، قیصر فکرها و حرف‌هایی ژرف نیز برای مخاطبان کودک و نوجوان داشت، دلش برای کودکان مظلوم و زخم‌دیده فلسطینی می‌تپید و شعری بلند نیز برای آنها گفت که انصافا هنوز خواندنی و پراحساس و تازه است!اما نکته کمترشنیده شده، شناخت کاربردی قیصر امین‌پور از «رسانه و کارکرد فرهنگی این حوزه» است. او به اشراف و معرفت والایی از رسانه دست یافت و نگاهی فرهنگی و معرفتی به این پدیده و پیکره بزرگ متصل به افکار و باور عمومی داشت. وقت گذاشتن‌اش در تحریریه «ماهنامه سروش نوجوان» مجله‌ای برای مخاطبانی با گروه سنی تعریف شده در آن دوره، شاید فقط درصدی از این اشراف و شناخت موسع را آشکار می‌کرد. چند دیداری که توفیق ملاقات با ایشان را داشتم، این واقعیت را برایم آشکار کرد که یک شاعر ــ می‌تواند و باید ــ گنجینه‌ای از سایر علوم و توانمندی‌های روز باشد و آگاهی و علم را به‌مثابه دو بال برای پریدن به‌کار بگیرد. حتی دیدم و از نزدیک شنیدم که در «نقد تکنیکی و محتوایی فیلم» هم توانمندی و دانش سینمایی داشت، دقیقا شبیه دوست همدل و اهل قلمش زنده‌یاد دکتر سیدحسن حسینی که سال‌ها پیش به رسم ادب و قدردانی، کتاب «سید شاعران انقلاب اسلامی» را درباره‌اش نوشتم و در متن، ذکرخیری از قیصر بزرگوار شد و‌... . 
شعر قیصر الحق‌والانصاف به یک افق و جهت محدود نیست که بخواهیم «تعریفی تیتروار» از او داشته باشیم؛ مثلا شاعر عاشقانه‌ها خطابش کنیم، هرچند «عشق» در زندگی و زبان شیوای شاعر، جریانی قدرتمند دارد.او طراح پرسش‌هایی عمیق و درهم‌تنیده با فلسفه، عرفان، خداباوری و آگاهی است که در شعرهایش با صراحت از انسان‌ها می‌پرسد؛ در حالی‌که خود به منبع جواب رسیده. من در یک کلمه، اورا منادی اخلاق و آگاهی می‌دانم ومی‌شناسم امابارویکردی شاعرانه وکاملا تازه‌! 
متن کامل را در جام‌جم آنلاین  بخوانید.