میدان ضرورت و امکان؛ بازخوانی سیاست خارجی دولت چهاردهم
سیاست خارجی هر دولتی بیش از آنکه محصول شعارها باشد، بازتاب ضرورتهایی است که محیط پیرامونی بر آن تحمیل میکند. در آغاز کار دولت چهاردهم، مجموعهای از تحولات شتابگرفته در منطقه، فشارهای انباشتهشده در نظام بینالملل و انتظارات داخلی از بهبود شرایط اقتصادی چارچوبی را پدید آوردند که در آن تصمیمگیری دیپلماتیک نمیتوانست صرفا ادامه مسیرهای پیشین باشد.
محمد نیکبخش | پژوهشگر روابط بینالملل
به همین دلیل، دستگاه سیاست خارجی ناچار شد مسیر خود را بر پایه درکی واقعبینانه از توان،محدودیت وفرصتهای کشور بازتعریف کند، نه با تکیه برهیجانهای کوتاهمدت و نه با امید بستن به گشایشهای ناگهانی.آنچه در ماههای گذشته شکل گرفته، حاصل همین ضرورت بازتنظیم است؛ ضرورتی که مسیر آن هنوز در حال تثبیت است و ارزیابیاش نیازمند بررسی دقیقتر جهتگیریها. در این چارچوب جدید یکی ازوجوه برجسته سیاست خارجی دولت چهاردهم، تلاش برای ایجاد نوعی موازنه در نحوه تعامل ایران بامحیط بیرونی بوده است؛موازنهای کهنه بهمعنای گسست ازمسیرهای دولتقبل استونه تکرار بیکموکاست آنها، بلکه تلاشی برای انطباق با واقعیتهای پیچیده امروز. بر همین مبنا، دستگاه دیپلماسی کوشیده هم خطوط اصلی سیاست همسایگی را حفظ کندوهم مسیرهای تازهای برای مدیریت فشارهای بینالمللی بگشاید. تداوم برخی میراثهای مثبت دولت قبل، بهویژه در حوزه روابط همسایگی، بخشی ازهمین رویکرد است؛ میراثی که هرچند نیازمند بازآرایی است اما پایهای برای ادامه مسیر بهشمار میرود.از سوی دیگر، تحولات شتابان منطقهای ضرورت فعالتر شدن دیپلماسی را دوچندان کرده است.
متن کامل را در «جامجمآنلاین» بخوانید