نون خامهای بسازید!
مـــــا اگــــــــر بــــــــــــرای ســـــــــــــاختن سریالهایمان، نه از روی دست شبكههای ماهوارهای یا از روی دست سازندگان دیگر كشورها، بلكه با اتكا به تواناییها، فرهنگ و دانش خودمان وارد عمل شویم و از سطح تمنیات جامعه، ارزیابی داشته باشیم و از سلایق تمام آحاد جامعه اطلاعات داشته باشیم و بیاییم براساس آن تمنیات سریالهایمان را دستهبندی كنیم، مثلا بگوییم یك سریال برای «گروه یك» و یك سریال برای «گروه دو» و یك سریال برای «گروه سه»، و غیره... بسازیم تا سریالهایمان سلیقههای مختلفی را اقناع كند قطعا موفقیت بیشتری را در رسانه ملی شاهد خواهیم بود.
از همان ابتدای تولید باید یك كنترل كیفیت دقیق بر كار حاكم شود بهخصوص در مقوله فیلمنامه، تا بعد برسیم به كنترل كیفیت كار و تجهیزات فنی و اجرایی و انتخاب آدمهایی كه استانداردهای اجرایی لازم را دارند. اگر چنین شود قطعا شاهد بهبود سریالها خواهیم بود و در عین حال محتویات باارزشی نیز از دریچه این سریالها ارائه خواهد شد.
خیلی از سازندگان از بسته بودن دایره نقد در سوژهپردازی سریالها میگویند. من فكر میكنم اگر مدیران صداوسیما انتقاد كردن را از خودشان آغاز كنند و بعد برسند به جامعه، قطعا این حركت میتواند بسیار موثر و راهگشا باشد در باز كردن باب نقد اركان اجتماع در سریالها.
یادم میآید در اوایل دهه 90 برای تولید سریالی به نام «نون خامهای» عزممان را جزم كردیم، این سریال نقد عملكرد صدا و سیما بود و پنج قسمت آن هم فیلمبرداری شد ولی در مقطعی با توجه به اینكه مدیران اسبق سازمان، انتقاد از خود را برنتابیدند آن سریال معلق شد.
سریال نون خامهای سریالی بوده كه فیلمنامهاش بارها و بارها تأیید شده و صداوسیما هم كیفیتش را تایید كرده بود. فیلمنامهای بود كه
هم سرگــــــــــــــرمكـــــــــــــــننده بــــــــــود و هم نقطهضعفها و نقطهقوتهای تلویزیون را جذاب و زیبا نشان میداد و قابلیت جذب مخاطب را داشت، ولی مدیران اسبق سازمان نقدهایش را برنتافتند. فكر میكنم به عنوان شروع یك حركت تازه در سازمان هم كه شده سازمان همان پنج قسمت ابتدایی سریال را روی آنتن بفرستد و نقد خویشتن را شروع كند تا در ادامه سازندگان سریالها راحتتر بتوانند به نقد آسیبهای اجتماعی بپردازند.