printlogo


ادعای عجیب مرد سارق درباره اعتیادش
مصرف شیشه برای درمان سرطان!
پاتك ماموران پلیس به پاتوق موادفروشان، دست سارق لوازم خودرو را رو كرد. متهم جوان مدعی است با این فكر كه شیشه باعث آب شدن و از بین رفتن تومور سرطانی‌اش می‌شود، سراغ مواد مخدر رفته است. چندی قبل ماموران كلانتری 169 مشیریه به‌دنبال تماس‌های مردمی‌در جریان پاتوق مواد مخدری در مشیریه تهران قرار گرفتند. تماس‌های مردمی‌حاكی از آن بود كه تعدادی فروشنده و مصرف‌كننده مواد از ساعت یك بامداد تا 6 صبح در آن محل جمع می‌شوند. به این ترتیب ماموران راهی محل شده و با زیر نظر گرفتن پاتوق مورد نظر و تایید این مطلب، پس از هماهنگی‌های قضایی وارد پاتوق شده و اقدام به دستگیری چند نفر كردند. در میان افراد بازداشت شده، ماموران به مرد جوانی به نام ناصر برخورد كردند كه سابقه سرقت داشت و خودروی پراید سرقتی و هشت گرم مواد مخدر شیشه از او كشف شد. با استعلام شماره پلاك خودروی پراید مشخص شد كه دو هفته قبل خودرو از راننده تاكسی اینترنتی به سرقت رفته است. با برملا شدن این موضوع تحقیقات از مرد جوان آغاز شد و او به سرقت خودروی پراید با نقشه‌ای عجیب اعتراف كرد. مرد معتاد در گفت‌وگو با جام‌جم ماجرای عجیب معتاد شدن و سرقت‌هایش را بازگو كرد.
مجید غمخوار

چطور خودروی پراید را سرقت كردی؟
در میدان صادقیه از طریق اینترنت خودرویی را به مقصد پرند كرایه كردم. سوار ماشین شدم و به مقصد پرند به راه افتادیم. در راه از مشكلاتم برای راننده گفتم و این‌كه همسرم را از دست داده‌ام و با دختر  و مادرم زندگی می‌كنم. آنقدر از بدبختی‌هایم گفتم كه اعتماد راننده را جلب كردم و او پیشنهاد داد به خانه‌اش برویم تا گلویی تازه كنم و غذایی بخورم. من هم از خدا خواسته پیشنهادش را قبول كردم. وقتی اعتماد او را كامل جلب كردم، به دروغ به او گفتم می‌خواهم دارو بخرم و ماشین و گوشی تلفن‌همراهش را گرفتم تا به داروخانه بروم و داروهایم را تهیه كنم اما دیگر برنگشتم. 
می‌خواستی با ماشین سرقتی چه كار كنی؟
نمی‌خواستم ماشین را بدزدم. در مسیر داروخانه ماشین خراب شد. با خودم بردم كه درست كنم و سالم به صاحبش برگردانم. 
پس چرا دو هفته است كه ماشین را به صاحبش نداده ای؟
گفتم یك مدت دستم باشد تا با آن كمی‌مسافركشی كنم و هزینه زندگی‌ام را دربیاورم. كرایه خودرو به‌قدری گران شده كه آدم مجبور است فقط پیاده برود. برای من كه سرطان دارم و این حال و روزم است، سخت بود كه ماشین زیر پایم نباشد. 
سرقت دیگری هم مرتكب شده‌ای؟
متهم جوان سكوت می‌كند. 
خالكوبی روی دستت چیست؟
به عشق دخترم. عكس و اسم او را روی دستم خالكوبی كردم. 
سابقه داری؟
بله. به اتهام مشاركت در سرقت بازداشت شدم 
و دو سال و هشت ماه حبس كشیدم. از زندان كه آزاد شدم، بدبختی‌هایم شروع شد و معتاد شدم. 
چرا معتاد شدی؟
به‌خاطر بیماری‌ام. همسرم سرطان داشت و چند ماه بعد از ابتلا به بیماری فوت كرد. من هم حدود دو سال قبل سرطان گرفتم. درد این بیماری و ترس از مرگ باعث شد تا به مواد مخدر روی بیاورم.
 البته این همه ماجرا نبود. یكی از دوستانم گفت درمان سرطان مصرف شیشه است. می‌گفت اگر شیشه مصرف كنی توموری كه داری كوچك و آب می‌شود و از بین می‌رود. اما دروغ می‌گفت. 
من فقط با مصرف شیشه معتاد و محتاج شدم. نه‌تنها دردم تسكین نیافت بلكه تبدیل به یك درد بزرگ‌تر 
هم شد.