printlogo


پشت‌پرده تحریم‌های ایران
بخش دوم از کتاب گلوگاه (2025) نوشته ادوارد فیشمن، یکی از مقامات وزارت خارجه امریکا، با عنوان «ایران و بمب اتم» به تبیین ابعاد مختلف جنگ اقتصادی امریکا علیه ایران پرداخته است. وی در فصل اول از این بخش با عنوان «فن‌سالاران تحریم» به توضیح و توصیف مسیر پیچیده‌ای می‌پردازد که به اعتقاد او توانست تحریم‌های آمریکا علیه ایران را از ابزاری کم‌اثر و پراکنده، به ماشینی دقیق و پرقدرت تبدیل کرد و سرانجام ایران را در سال۲۰۱۳پشت میز مذاکره در ژنو بنشاند.
دکتر داوود منظور | رئیس سابق سازمان برنامه و بودجه

این‌روایت بامعرفی آدام سوبین آغازمی‌شود؛چهره‌ای آرام ودانشگاهی‌که درظاهرهیچ شباهتی به فرمانده یک جنگ اقتصادی ندارد، اما در عمل سال‌ها هدایت یکی از قدرتتمندترین کارزارهای فشارمالی جهان رابرعهده داشت.حضور سوبین در کاخ ملل ژنو در کنار مذاکره‌کنندگان ارشد هسته‌ای، به‌عنوان نخستین مقام وزارت خزانه‌داری آمریکا در چنین مذاکراتی، نمادی است از تغییر چهره قدرت در جهان امروز؛ قدرتی که بیش از میدان‌های نبرد نظامی، در شبکه‌های مالی و بانکی تعریف می‌شود. نویسنده توضیح می‌دهد که تحریم‌های تازه آمریکا واکنشی بود به سرعت گرفتن برنامه هسته‌ای ایران و فعالیت‌های منطقه‌ای آن. به گفته او در شرایطی که واشنگتن پس از جنگ عراق به‌شدت از ورود به یک رویارویی نظامی دیگر پرهیز داشت، نیاز به ابزاری احساس شد که بتواند بدون شلیک گلوله، اقتصاد ایران را هدف قرار دهد. اما از آنجا که ایران سال‌ها روابط محدودی با اقتصاد آمریکا داشت،اعمال فشار نیازمند طراحی سازوکاری جدید بود؛ سازوکاری که نه ایران بلکه شرکای تجاری و بانکی آن را هدف قرار می‌دادوآنها را به قطع همکاری با تهران وامی‌داشت. این نقطه، تولد تحریم‌های ثانویه بود؛فناوری‌ که دامنه فشار رابه سراسرجهان می‌کشاندوتعامل با ایران را به ریسکی جهانی تبدیل می‌کرد. 
در روایت نویسنده، سوبین و همکارانش به‌عنوان «فن‌سالاران تحریم» معرفی می‌شوند؛ افرادی که با ادبیات حقوقی و شناخت عمیق از نظام مالی بین‌المللی توانستند حلقه فشار پیرامون ایران را پیوسته تنگ‌تر کنند.یکی از تصاویر شاخص این فصل، روزهایی است که دولت آمریکا به‌دلیل اختلافات داخلی تعطیل شده بود،اما کارشناسان تحریم بدون دریافت حقوق در محل کار حاضر می‌شدند تا بسته‌های کاهش فشار را برای مذاکرات ژنو آماده کنند. این تصویر،به باور نویسنده، نشان‌دهنده تولدنسلی از«سربازان جنگ اقتصادی»است که مأموریت‌شان نه مدیریت میدان نبرد بلکه مهندسی شبکه مالی جهان است. 
در ادامه فصل، نویسنده مدعی می‌شود این فشارها به سرعت در اقتصاد ایران منعکس شد به طوری که ایران در سال ۲۰۱۲ وارد رکود شد و در سال ۲۰۱۳ با کمبود شدید ارز مواجه گردید؛ وضعیتی که نه‌تنها بر اقتصاد بلکه بر فضای سیاسی کشور نیز اثر گذاشت و به پیروزی حسن روحانی با شعار رفع تحریم‌ها انجامید. نویسنده تأکید می‌کند که این نقطه، لحظه‌ای مهم در مسیر سیاست خارجی ایران بود؛ لحظه‌ای که تحریم‌ها از یک ابزار بیرونی به نیرویی تعیین‌کننده در معادلات داخلی و خارجی تبدیل شدند. در نگاه این فصل، قدرت امروز نه در ناوها و پایگاه‌های نظامی بلکه در پیام‌های سوئیفت بانکی، محدودیت‌های اعتباری و توانایی قطع ارتباط یک کشور با اقتصاد جهانی نمود می‌یابد.
نویسنده در فصل دوم این بخش از کتاب که با عنوان «از ببر بی‌دندان تا عصر تحریم‌های دقیق» تنظیم شده است به بررسی تاریخی و تحلیلی کارزار تحریم‌های آمریکا علیه ایران می‌پردازد و توضیح می‌دهد که این سیاست، برخلاف تصور عمومی، از آغاز کارآمد و هدفمند نبوده است. 
متن کامل را در «جام‌جم‌آنلاین» بخوانید