رادیو، خوراك روح من است!
شاید باور نكنید ولی من عاشق رادیو و برنامههایش هستم. درست مثل گیاهخواران كه خودشان را از خوردن گوشت محروم كردهاند، من هم مطلقا تلویزیون نمیبینم و برای همین از تلویزیون و برنامههایش خبر ندارم ولی تا دلتان بخواهد برایتان از رادیو میگویم.
رسانه ملی كه فقط تلویزیون نیست و اتفاقا رادیو خیلی جاها ملیتر است. مثلا راه شب رادیوایران را در نظر بگیرید. تقریبا تمام رانندگان اتوبوس و كامیون و تریلیهایی كه شبرو هستند این برنامه را پیگیری میكنند. رادیو پیام و رادیو آوا نیز بهخاطر پخش خبر و موسیقی طرفدار دارند. خودم هم رادیونمایش گوش میدهم كه پر شده از نمایشهای مختلف.
درست است كه تلویزیون بهخاطر سرگرمكنندگی تصویری مخاطبان فراوانی را مشغول کرده، ولی من فكر میكنم رادیو به مخاطبان خوراك روحشان را میدهد و حتی میتوانند بهعنوان نوعی درمانگر روح از برنامههایش استفاده كنند.
البته باید با نوآوریهای مختلف تنوع رادیو را بیشتر كرد. فیالمثل میتوان بسیاری از محتواهای تلویزیونی جذاب را با رادیویی كردن به مخاطب ارائه داد. این كاری است كه درباره فیلمهای سینمایی انجام شده و جواب هم داده است و اتفاقا بهواسطه آن خیلیها به سمت سینما كشیده شدهاند.
با تبدیل سریالهای جذاب تلویزیونی به محتواهای رادیویی نیز میتوان اسباب فراگیر شدن آنها را فراهم و كاری كرد كه مخاطبان تلویزیون افزایش یابد.
به جز این باید در رادیو میزان تحلیل را بالا برد یعنی به صرف خبررسانی بسنده نكرد چون خبر را مخاطب از جاهای دیگر هم میبیند و میشنود
و رادیو باید همان خبر را در
قالب تحلیل ارائه کند. در نهایت
باید كاری كرد رادیو بهعنوان مكمل تلویزیون امتداد حیاتی قوی و موثر
داشته باشد.