printlogo


تیم ملی روی هوا؛ مانولوپولوس به دنبال فسخ
بسکتبال در بلاتکلیفی
تیم ملی بسکتبال ایران دو ماه دیگر باید در پنجره سوم انتخابی جام جهانی ۲۰۲۷ به میدان برود؛ پنجره‌ای که با توجه به نتایج قبلی، می‌تواند نقش تعیین‌کننده‌ای در سرنوشت صعود ایران به جام جهانی قطر داشته باشد. با این حال، آنچه امروز بیش از هر چیز به چشم می‌آید، نه برنامه‌ریزی و انسجام، بلکه ابهام و بلاتکلیفی در سطوح مدیریتی و فنی است.

وزارت ورزش و جوانان 9 اسفند باید برای فدراسیون بسکتبال سرپرست تعیین می‌کرد، تصمیمی که می‌توانست تکلیف مدیریت را روشن کرده و مسیر آماده‌سازی تیم ملی را شفاف کند، اما وقوع جنگ تحمیلی باعث شد بعد از گذشت دو ماه از موعد معرفی سرپرست، همه چیز در بلاتکلیفی مطلق فرو رود.همین موضوع، فضای مدیریتی بسکتبال را در وضعیتی نیمه‌تعلیق قرار داده است. در چنین شرایطی، جامعه بسکتبال این پرسش را مطرح می‌کند: برنامه وزارت ورزش چیست؟ اگر طبق قانون انتخابات فدراسیون‌ها قرار بر تغییر مدیریت است، چرا فرآیند آن تسریع نمی‌شود؟  فدراسیون بارها اعلام کرده «تیم ملی در اولویت است»، اما هنوز مشخص نشده این اولویت دقیقا شامل چه برنامه‌ای می‌شود.  اردوها چه زمانی آغاز خواهد شد؟  بازی‌های تدارکاتی با چه تیم‌هایی در دستور کار است؟  تکلیف کادر فنی و قرارداد سرمربی چه می‌شود؟  از سوی دیگر، بحث احتمال فسخ قرارداد سرمربی تیم ملی، سوتیریس مانولوپولوس، به یکی از نگرانی‌های جدی تبدیل شده است. گفته می‌شود او قصد فسخ قرارداد دارد و جواد داوری نیز به‌طور ضمنی اعلام کرده در صورت تمایل سرمربی، امکان این فسخ وجود دارد. چنین فضایی، تمرکز فنی تیم ملی را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد. در فاصله کوتاه تا پنجره سوم، هرگونه تغییر در کادر فنی می‌تواند برنامه‌های آماده‌سازی را از نو تعریف کند و زمان را بیش از پیش بسوزاند.

چالش‌های پنجره سوم
از منظر فنی نیز شرایط چندان ساده نیست. محمد امینی به دلیل حضور در درفت NBA و شرکت در فرآیند یارکشی، در پنجره سوم تیم ملی را همراهی نخواهد کرد. غیبت او، به‌ویژه در فاز هجومی، می‌تواند بر ترکیب تیم اثرگذار باشد. وضعیت بهنام یخچالی نیز هنوز مشخص نیست و حضور یا عدم حضور او در هاله‌ای از ابهام قرار دارد.  از سوی دیگر، سینا واحدی پس از مصدومیت و انجام عمل جراحی، حداقل شش ماه از میادین دور خواهد بود و به پنجره سوم نمی‌رسد. مجموع این غیبت‌ها، دست کادر فنی را محدود می‌کند و اهمیت برنامه‌ریزی دقیق برای جایگزین‌ها را دوچندان می‌سازد.