نمایشگاه مجازی، بهشت تنبلها
خب! ظاهرا نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران، امسال هم طبق روال سالهای کرونایی، مجازی شده و این یعنی دلتنگی برای بوی کاغذ و شلوغیهای نسبتا بیمورد نمایشگاه. حالا چرا نسبتا بیمورد؟! چون تو یکی دوسال اخیر، حکایت پول و کتاب؛ حکایت جن و بسمالله شده.
زهرا اسعدبلنددوست - نویسنده
خلاصه که امسال از اون همه صفآرایی و آلاگارسون بازی و برخورد ناخواسته با شونه غریبهها و عه توام اینجایی! و و و... تو راهروهای نمایشگاه، خبری نیست. و اینجانبان و اونجانبان به جای کولهپشتیهای سنگین و شکمهای پرسروصدا از گرسنگی و پاهای وارفته از خستگی، فقط انگشت مبارکمونو روی صفحه گوشی حرکت میدیم و اگه جیب مبارکمون یاری کرد، یه چند جلد کتاب به کتابهای خوونده و نخووندمون اضافه مینماییم.
به نظر من که بهتره به جای شعار (بخوانیم برای ایران) چندتا بیلبورد مشتی بزنن با شعار (بهشت تنبلها و خریداران باکلاس). هم جدیده، هم تیکه میندازه، هم من خوشم میاد. بعد برن چندتا مصاحبه هم از رفقای همیشه خسته و دوستان هر لحظه در صحنه هم بگیرن، اونام با یه لبخند ژوکوندطور، زل بزنن تو دوربین و با لحن سیامک انصاری بگن: اول از همه، خدا رو شاکریم که دیگه خبری از اون جنگ تنبهتن برای پیدا کردن پارکینگ و جای پارک نیست و این به معنی درگیری کمتر با بقیه رانندگان هموطنمونه.
در گام دوم متشکریم از مسئولان عزیز که شرایطی رو فراهم آوردن که میتونیم با پیژامه، در حالیکه یه پاتیل چایی دستمونه و پاهامون به صورت نود درجه روی میز پهن شده، کل کتابهای ایران را زیر و رو کنیم و آخرش ببینیم با محتوای جیبمون همخونی نداره و بدون خجالت، کنترل تلوزیون رو برداریم. خلاصه که خدا لعنتت کنه ترامپ. الهی که به زمین گرم بخوری، هوا بری.
ما هم نباس از حق بگذریم. این روزای ایران روزای عادی نیست. وسط روزگار جنگیم. خداییشم عقلی نیس که لقمه بدیم دست چشمتنگای بدخواه.
اصلا اجازه بدین یه مقدار چوبکاری بفرمایم و چندتا نوشابه خنک واس خودمون باز بنمایم.
اِهِم اِهِم...
ما ایرونیجماعت یک ویژگی عجیب داریم: اونم کتابخوانی، فراتر از شرایطه! (الکی مثلا ما خیلی...) تو روزای آروم باشیم، کتاب میخوانیم. تو روزای جنگ باشیم، بازم کتاب میخوانیم! انگار برای ما، کتاب تنها پناهگاهیه که وقتی دنیای واقعی بهمون سخت میگیره، مابین صفحاتش، یه گوشه امن پیدا میکنیم.
مخلص کلوم که ایرونیجماعت براش فرق نداره وسط بمباران یا یه بحران شدید اقتصادی؛ هر جااااا باشه بازم در حال جستوجوی کتابهای تخفیفداره حتی تو سایت (البته این قسمت تخفیفدار؛ شامل همهچیز از شیر مرغ تا جوون آدمیزاده) یهجور بیخیال که انگار بگه: «بگذار دنیا راه خودش را برود، من فعلا این کتاب تخفیفدار را میخرم»! در نهایت، چه مجازی باشه و چه حضوری، چه با شعار جدید باشه و چه شعار تکراری، بازم دم همه کتابخوونا گرم... .