بهشتی و تهمتها
یكی از تهمتهایی كه به شهید بهشتی میزدند، سرمایهدار بودن ایشان بود. برخورد ایشان با تهمتها و شایعهها چه بود؟
یك روز موقع ناهار در شورای عالی قضایی خدمتشان رفتم و دیدم ناهارشان یك ظرف ماست است و كمی نان! در حالی كه همه جا شایع كرده بودند ایشان زندگی تجملاتی دارند. دشمن خوب میدانست پس از امام، شهید بهشتی مهمترین شخصیتی است كه قدرت اداره كشور رادارد، لذا همه توان خود را صرف تخریب چهره ایشان كرد. شهید بهشتی اساسا تحت تاثیر تایید و تكذیب قرار نمیگرفت و وظایف خود را فارغ از هر سخنی انجام میداد. این نوع تهمتها را بنیصدر و منافقین میساختند و منتشر میكردند. اما ایشان بهرغم همه شایعات مثل كوه ایستاده بود و حتی یك بار واكنش نشان نداد. هر وقت هم میپرسیدیم وظیفه ما در مقابل این توفان شایعات و تهمتها چیست، میگفت: «سكوت! سكوت! سكوت!»
نگاه شهید آیتا... بهشتی به شخصیت بنیصدر و عملكرد او چه بود؟
شهید بهشتی مدتها قبل از پیروزی انقلاب و زمانی كه در پاریس با او برخورد كرده بودند، به ماهیت او پی برده بودند. بعدها هم كه او در دشمنی با شهید بهشتی و رفتارهای ضد و نقیصی كه انجام داد، ماهیت اصلی خود را برملا كرد. زمانی كه قرار بود حضرت امام حكم ریاست جمهوری بنیصدر را تنفیذ كنند، حرفی را به او زدند كه كاملا نظرشان را نسبت به بنیصدر نشان داد، منتها به حرمت رأی مردم در لفافه سخن گفتند. ایشان خطاب به او كه بانوعی تكبر و بیاحترامی و با یك دست، حكم را از امام گرفت، فرمودند: «حب الدنیارأس كل خطیئه» و از همانجا، ماهیت او برای خیلیها روشن شد.