دفاع مقدس و چالشها در خلیجفارس
تجاوز آمریکا و اسرائیل به ایران و تحمیل جنگی 40روزه بر کشور، رویدادی مهم و اثرگذار در فضای منطقهای و بینالمللی کنونی است. این رویداد بخش عمدهای از بازیگران منطقهای و بهخصوص کشورهای عربی جنوب خلیج فارس را متاثر ساخت. در حالی که این کشورها در منازعات منطقهای چند سال اخیر در حاشیه بحرانها قرار داشتند، در این جنگ به بخشی از جغرافیای جنگ تبدیل شدند.
دکتر علیاکبر اسدی | عضو هیأت علمی پژوهشگاه علوم انسانی
رهبران عرب خلیج فارس در طول یک دهه اخیر در تلاش بودند به تدریج خود را از بحرانها و منازعات خاورمیانه جدا کنند و به پیگیری طرحها و برنامههای اقتصادی خاص خود بپردازند اما تجاوز آمریکایی-صهیونیستی به ایران و وقوع جنگ رمضان نشان داد شرایط و معادلات ژئوپلیتیک و منازعات ناشی از رقابتهای مداوم و توسعهطلبی بازیگران متجاوز در محیط همسایگی این کشورها، به ناچار کشورهای شورای همکاری را نیز به بخشی از میدان نبرد و منازعه تبدیل میکند و تصورات و محاسبات امنیتی پیشین رهبران عرب را دگرگون میسازد. در این راستا مهمترین تغییر به تحول روابط این کشورها با جمهوری اسلامی ایران از مرحله مدیریت تنش به تشدید تنش و بازدارندگی فعال مربوط است که به معنی بروز چالشهای جدید در روابط همسایگی کشورهای دو سوی خلیج فارس در نتیجه جنگ اخیر است.
روابط ایران و کشورهای عربی خلیج فارس در طول دهههای گذشته با فراز و فرودهای مختلفی مواجه شده و از تقابلهای جدی و جنگ سرد تا تلاشهای معطوف به تنشزدایی و شکلدهی به برخی همکاریها را شامل شده است. با تصاعد بحرانهای منطقهای ناشی از خیزشهای مردمی جهان عرب بعد از 2011، رقابتها و تنشهای بین تهران و پایتختهای عربی جنوب خلیج فارس بهشدت افزایش یافته و بهخصوص به قطع شدن یا کاهش سطح روابط با کشورهایی مانند عربستان سعودی و امارات متحده عربی منجر شد اما پیامدها و هزینههای بالای این سطح از رقابت و تنش، کشورهای خلیج فارس را وادار ساخت بار دیگر مدیریت و کاهش تنش را در اولویت قرار دهند؛ تحولی که از جمله به احیای روابط ایران و عربستان در پی توافق پکن در سال 2023 منجر شد. در طول این سالها ایران سیاست همسایگی و بهبود روابط با کشورهای عربی خلیج فارس را مورد تاکید قرار داد و رهبران عرب نیز لزوم کاهش تنشها و در اولویت قرار دادن همزیستی مسالمتآمیز و حسن همجواری را بهعنوان اصول و منافع مورد نظر خود در روابط با تهران مورد اشاره قرار دادند.
بهرغم برخی نتایج مثبت روند تنشزدایی برای مناسبات، برخی از مؤلفههای ساختاری از جمله تعارض دیدگاههای ایران و کشورهای عربی درخصوص امنیت منطقهای، تداوم بیاعتمادی و استمرار سطحی از رقابتها مانع از آن شد که مدیریت تنش به همکاریهای گسترده و تعمیق روابط منجر شود. در این دوره ایران در چارچوب سیاست همسایگی به ارائه طرحهایی برای همکاری گسترده و تامین امنیت منطقهای پرداخت و برای تسری تعاملات سیاسی به همکاریهای اقتصادی عمیق و حتی سطحی از روابط امنیتی تلاش کرد اما عوامل مختلفی مانند اولویت امنیت وارداتی معطوف به مشارکت با غرب برای رهبران عرب و نگاه حداقلی و بازدارنده این کشورها به تنشزدایی با ایران مانع از آن شد که سیاست همسایگی ایران با دستاوردهای جدی و پایداری همراه شود. در این میان بهرغم سطحی از منافع مشترک، وابستگی سیاسی و امنیتی کشورهای شورای همکاری به آمریکا و شراکت راهبردی آنان با غرب بهعنوان چالش مهمی برای روابط همسایگی دو سوی خلیج فارس است که بهخصوص با تجاوز آمریکا و اسرائیل به ایران و وقوع جنگ اخیر بهخوبی نمایان شد.
استفاده آمریکا از پایگاههای خود در کشورهای شورای همکاری برای تجاوز به ایران و واکنش فوری تهران و مورد هدف قرار دادن خاک این کشورها، به توقف مرحله تنشزدایی و بروز چالشهای کلیدی در روابط بازیگران دو سوی خلیج فارس منجر شد. این جنگ نشان داد مناسبات طرفین و امنیت منطقهای در حوزه خلیج فارس همچنان بهشدت از مؤلفههای بینالمللی تاثیرپذیر است. تداوم منازعات و تنشهای بین آمریکا و اسرائیل با ایران و استمرار وابستگی سیاسی و امنیتی کشورهای عربی خلیج فارس به غرب تعارض مهمی است که هرگونه تلاش برای تعمیق سیاست همسایگی و توسعه همکاریها را ناکام خواهد گذاشت.
در این خصوص هرچند رهبران عرب تلاشهای اولیهای را برای تقویت چندجانبهگرایی و کاهش وابستگی امنیتی به آمریکا آغاز کردهاند اما واقعیت آن است که این کشورها همچنان از ظرفیتهای سیاسی و نظامی-امنیتی لازم برای ایجاد تحول اساسی در الگوهای امنیتی خود برخوردار نیستند و حداقل برای دورههای زمانی کوتاهمدت و میانمدت ناچارند برای تقویت امنیت خود به شراکت با واشنگتن ادامه دهند.