printlogo


تشیع نبوی و تشیع اموی 
ما یک دین داریم که آن را از قرآن مجید گرفته‌ایم و یک مذهب داریم که آن را از سیره پیغمبر(ص) گرفته‌ایم و دیگر هیچ! اصطلاحاتی از قبیل مذهب حنفی و مذهب مالکی و مذهب شافعی و حتی مذهب جعفری پس از پیروزی عباسیان بر امویان و آغاز عصر استفاده سلاطین عباسی از قدرت نرم در مقابل «تشیع نبوی» که مذهب اهل‌بیت پیغمبر بود، بر سر زبان‌ها افتاد. ا
محمدحسن زورق | استاد دانشگاه

اجازه بدهید بحث را از اصطلاح «تشیع جعفری» آغاز کنم. چون ما «شیعه جعفری» شناخته می‌شویم و اگر بحث خود را از این اصطلاح آغاز کنم حساسیت کمتری وجود خواهد داشت. اگر تشیع جعفری به این معنی است که امام جعفر صادق(ع) یک مذهب جدید آورده که پیش از ایشان وجود نداشته و لاجرم هرکس که پیرو این مذهب نباشد بر حق نیست، پس مذهب امام محمدباقر(ع)، امام زین‌العابدین(ع)، امام حسین(ع)، امام حسن مجتبی(ع)، امام علی(ع) و امام محمدبن عبدالله(ص) رسول گرانقدر خدا چه بوده؟ آیا می‌توان گفت که آنها بر مذهب حق نبوده‌اند؟ از طرف دیگر اگر تصور کنیم راه نجات پیروی از یکی از چهار مذهب حنفی، مالکی، شافعی و حنبلی است پس تکلیف اصحاب نامدار پیغمبر و خلفای پس از پیامبر و تابعین و... چه می‌شود؟ آیا آنها همه اهل نجات و سعادت نیستند؟ اگر امام جعفر صادق(ع) مذهب تازه‌ای را بنیان نگذاشته و پیرو همان مذهب حق، یعنی مذهب امامان اسلام از پیامبر گرامی اسلام(ص) تا امام عصر(عج) بوده است، پس اصطلاح «مذهب جعفری» چه معنایی دارد؟ اصطلاح مذهب جعفری زاییده شرایط سیاسی و اجتماعی عصر عباسی در دوره استفاده از قدرت نرم در مقابل امامان اسلام و اهل‌بیت رسول‌الله است. در این دوره اولین راهبرد عباسیان در استفاده از قدرت نرم حمایت عملی و نه الزاما رسمی از محدثین خوشنام که به دلیل اختناق سیاسی رسما از نظام سیاسی امامت حمایت نمی‌کردند، در مقابل جاذبه اجتماعی نیرومند امامان اسلام بود. در این شرایط است که نه رسما ولی عملا در مقابل مکتب فقهی اهل‌بیت مکاتب جدیدی شکل می‌گیرد. در این دوره جلسه درس ابوحنیفه به‌عنوان محدثی که سابقه شاگردی امام جعفر صادق را در کارنامه‌‌اش دارد مورد توجه قرار گرفت به‌گونه‌ای که از میان شاگردانش قاضیانی برای قضاوت در بلاد اسلامی انتخاب می‌شدند و فرزندان نخبگان سیاسی به جلسه درسش رفت‌وآمد می‌کردند. 
البته این امر به آن معنا نبود که او دل به خلافت عباسی سپرده و قلبا از مکتب اهل‌بیت روی برگردانده باشد. از همین‌رو سرانجام دستگیر و زندانی ‌شد و در زندان هارون‌الرشید جان‌به‌جان آفرین تسلیم کرد. پس از او مالک بن انس و پس از او شافعی در چنین موقعیتی قرار گرفتند در حالی که هردو به دلیل اختناق سیاسی رسما از نظام سیاسی امامت حمایت نمی‌کردند و خلفا به سکوت‌شان درباره نظام سیاسی تراز قرآن یعنی نظام سیاسی امامت محمدی و سکوت درباره شیوه حکومت رسول‌الله(ص) راضی بودند. سیاست بهره‌گیری از محدثین خوشنامی که رسما از نظام سیاسی امامت حمایت نمی‌کردند، زمینه‌ساز شکل‌گیری مذاهب فقهی حنفی، مالکی و شافعی شد. به‌دنبال آن، مردم به جریان‌های گوناگون گرایش یافتند و هر گروه از یکی از این مذاهب تبعیت کرد. در این میان، پیروان فقه اهل‌بیت(ع) با عنوان «شیعه جعفری» شناخته شدند اما ماجرا به همین‌جا ختم نشد. با به بن‌بست رسیدن مأمون، در ادامه استفاده از قدرت نرم در برابر امامان اسلام به‌ویژه امام هشتم(ع) و ناکارآمدی راهبرد‌هایی همچون حمایت عملی از محدثین خوشنام در مقابل مکتب فقهی اهل‌بیت، ترجمه آثار یونان باستان که آشکارا از برده‌داری و تبعیض اجتماعی حمایت می‌کرد و مناظرات بین‌الادیانی و با به‌شهادت رسانیدن امام هشتم استفاده از قدرت سخت در مقابل امامان اسلام و پیروان‌شان در دستور کار قرار گرفت. اگر در دوره استفاده از قدرت نرم، زندان و شکنجه و به‌شهادت رسانیدن امام آخرین گزینه بود در دوره استفاده از قدرت سخت به‌شهادت رسانیدن امامان اسلام اولین گزینه سلاطین عباسی شد و به همین دلیل میانگین طول عمر امامان اسلام بیش از 26سال کمتر از میانگین طول عمر امامان اسلام در دوره استفاده از قدرت نرم است. [نک: اسلام و سکولاریسم از آغاز تا امروز ص 166 ]