سیره امامان را درستتر بشناسیم
«من از ورود به ماهیت گفتوگوهای سیاسی خودداری میکنم. آنچه سبب شد دست به قلم ببرم و این نوشته را تقدیم کنم، مظلومیتی است که سیمای شخصیت امام حسن مجتبی(ع) را فرا گرفته است. بعضی از عواملی که سبب این مظلومیت شدهاند را میتوان به شرح زیر بیان کرد: یکم: اختناق عصر خلافت اموی و عباسی.
دکتر محمدحسن زورق - استاد دانشگاه
استبداد اموی آنچنان شدید و بیپروا و گستاخ بود که اجازه سخن گفتن به امامان اسلام نمیداد. جز در دوره کوتاهی که کشمکش بر سر قدرت بین بنیامیه و بنیعباس در جریان بود، امامان اسلام فرصت سخن گفتن با مردم را پیدا نکردند. امام باقر(ع) در انتهای دوران اموی و امام صادق (ع) در ابتدای دوران عباسی تا حدی آزادی بیان پیدا کردند و دیگر تقریبا هیچ! اختناق اموی و اختناق عباسی تأثیر برگشتناپذیری بر رابطه امت و امام گذاشت و این تأثیر بازتاب عینی در کتب روایی شیعه داشته است. به عنوان مثال احادیثی که از امام حسن مجتبی تا امام حسن عسکری در چهار کتاب کافی، من لایحضره الفقیه، تهذیب الاحکام و الاستبصار آمده را اگر بشمریم به اعداد شگفتانگیزی میرسیم. این محاسبه را نویسنده محترم و دانشمند تاریخ تشیع در جلد دوم آن انجام دادهاند و من آن را در کتاب «امامت و جهان امروز» به نقل از ایشان آوردهام اعداد چنینند: امام حسن(ع) 48 حدیث، امام حسین(ع) 28 حدیث، امام سجاد(ع) 300 حدیث، امام باقر(ع) 7969 حدیث، امام صادق(ع) 31325 حدیث، امام کاظم(ع) 2958 حدیث، امام رضا(ع) 2312 حدیث، امام جواد(ع) 421 حدیث، امام هادی 473 حدیث، امام حسن عسکری 204 حدیث. آنچنانکه میبینیم در این محاسبه تعداد احادیث شمرده شده از امام صادق(ع) بیش از 652 برابر بیشتر از احادیث شمرده شده از امام حسن(ع) مجتبی است! کما اینکه تعداد احادیث شمرده شده از امام باقر (ع) نیز بیش از 166 برابر بیشتر از احادیث شمرده شده از امام حسن مجتبی(ع) و به عبارت دیگر اختناق و استبداد اموی اجازه نداد تا امام حسن مجتبی (ع) بتوانند فلسفه سیاسی اعراض از حکومت را برای همه و برای تاریخ آشکار کنند. دوم: تبلیغات اموی از زمان معاویه تا امروز بر پدیدهای بهنام «صلح امام حسن(ع) با معاویه» تاکید کرده است و این تاکید به اندازهای پرتکرار و پرطنین بوده که حتی بعضی از شیعیان را به این باور نزدیک کرده که گویی امام حسن(ع) کاملا در مسند قدرت قرار داشتهاند و کوفه بهعنوان یک امت کاملا گوش به فرمان امام بوده و امام در چنین شرایطی به نفع اسلام دیدهاند که به جای ایشان، معاویه بر مسند قدرت تکیه بزند تا از خونریزی جلوگیری شود و با برقراری صلح، مردم در آرامش و امنیت و رفاه قرار گیرند در حالیکه این تصور کاملا غلط و این ادعا کاملا دروغ و این گزاره تهمت به امام و امامت و امت و تاریخ است. سوم: مسأله دیگر ضعف ظرفیت فلسفی در اندیشهورزیهای اسلامی است.