رسانه ملی با عبور از موج اخبار ضدونقیض میکوشد دقت، اعتبار و آرامش مخاطب را همزمان حفظ کند
صداوسیما و روزهای سخت پدافند رسانهای
در روزهایی که مرز میان خبر، تحلیل و جنگ روایتها هرلحظه باریکتر میشود، صداوسیما گاهی با نقدهایی مواجه میشود که بحث اضطراب اجتماعی را به میان میکشد.
اکبر یداللهی - گروه رسانه
این واژه در فضای رسانهای اخیر به کلیدی برای تفسیر و حتی حمله به سیاستهای محتوایی رسانهملی تبدیل شده است؛ گویی هر تصویر، هر آموزش و هر قاب تلویزیونی که نشانی از آمادگی، بحران یا دفاع داشته باشد، بهسرعت ذیل این برچسب قرار میگیرد و بهعنوان تلاشی برای ایجاد دلهره عمومی تعبیر میشود. اما آیا واقعا ماجرا همینقدر ساده و یکسویه است؟
جنگ روایتها؛ از خبر تا اتهام
مرور فضای رسانهای چند سال اخیر نشان میدهد که صداوسیما در بازههای مختلف چه در شرایط تنشهای سیاسی، چه در مقاطع جنگی یا حتی دورههای آتشبس همواره در معرض نوعی فشار همزمان از دو جبهه قرار داشته است: از یکسو انتقادهای داخلی نسبت به کیفیت، ساختار و محتوا، و از سوی دیگر حملات رسانههای بیرونی که تلاش کردهاند روایت خاصی از عملکرد آن ارائه دهند.در این میان، نمونههایی از هجمهها شامل ادعاهای تغییرات مدیریتی، انتشار تصاویر جعلی منتسب به برنامههای تلویزیونی، یا حتی برداشتهای انتقادی از برنامههایی با رویکرد آموزشی بوده است. یکی از نمونههای اخیر، واکنشها به پخش بخشهایی با محوریت آموزشهای مرتبط با شرایط بحران و دفاعی است؛ موضوعی که برخی آن را «نظامیسازی رسانه» و برخی دیگر «آموزش عمومی در شرایط اضطراری» تعبیر کردهاند.
اضطراب اجتماعی؛ یک مفهوم یا یک برچسب؟
مفهوم «اضطراب اجتماعی» در علوم ارتباطات و جامعهشناسی، به شرایطی اشاره دارد که در آن جامعه تحت تأثیر حجم بالایی از اخبار منفی، بحرانها یا تهدیدها دچار نگرانی پایدار و گسترده میشود. اما در فضای رسانهای فارسیزبان، این مفهوم گاه از یک اصطلاح علمی به یک برچسب انتقادی تبدیل شده است. در روایت منتقدان، صداوسیما متهم میشود که با نمایش تصاویر مرتبط با بحران، ناامنی یا آموزشهای دفاعی، در حال تزریق نوعی دلهره عمومی است. در مقابل، نگاه دیگری وجود دارد که این رویکرد را نه ایجاد اضطراب، بلکه بخشی از وظیفه اطلاعرسانی، آموزش و افزایش آمادگی جامعه در برابر بحرانها میداند. درواقع، نقطه اختلاف اصلی در همینجاست: مرز میان «آمادهسازی جامعه» و «ایجاد اضطراب اجتماعی» کجاست؟
رسانهای در وضعیت آمادهباش
براساس آنچه در عملکرد رسانهملی در سالهای اخیر مشاهده شده، این سازمان در مقاطع مختلف بحران چه در دوران تنشهای منطقهای و چه در شرایط خاص داخلی سعی کرده ساختار برنامهسازی خود را بهسرعت با شرایط تطبیق دهد. تغییر در جدول پخش، تولید برنامههای ویژه خبری، و ساخت مجموعههای مستند و گفتوگومحور ازجمله این اقدامات بوده است. برخی برنامههای تازهساز با محوریت هویت ملی، تابآوری اجتماعی و روایت تجربههای بحران، مانند تولیدات تلویزیونی با مضامین ایرانمحور، در همین چارچوب قابل تحلیل هستند. این رویکرد نشان میدهد که رسانهملی تلاش کرده در لحظات حساس، صرفا یک پخشکننده منفعل نباشد، بلکه نقش فعالتری در مدیریت افکار عمومی ایفا کند. در کنار این، شبکههای مختلف تلویزیونی نیز با مأموریتهای جداگانه فعالیت کردهاند؛ شبکههای کودک، سرگرمی و خبر هریک تلاش کردهاند در چارچوب وظایف خود عمل کنند، بدون آنکه یکپارچگی کلی رسانه دچار توقف شود. این موضوع از نگاه موافقان، نشانهای از «پایداری رسانهای در شرایط بحران» تلقی میشود.
آموزش دفاعی؛ خط قرمز یا ضرورت عمومی؟
یکی از محورهای اصلی بحث اخیر، موضوع آموزشهای مرتبط با آمادگی در شرایط بحرانی است. بخشی از انتقادات متوجه نمایش یا آموزش موضوعاتی بوده که برخی آن را مرتبط با استفاده از سلاح یا آمادگی دفاعی تفسیر کردهاند. در مقابل، مدافعان این رویکرد معتقدند که آموزش عمومی در شرایط اضطراری ــ از کمکهای اولیه گرفته تا رفتار در بحرانهای امنیتی ــ در بسیاری از کشورها امری رایج و حتی ضروری است.در این نگاه، رسانه صرفا نقش سرگرمی یا اطلاعرسانی روزمره ندارد، بلکه میتواند همانند نظام آموزشی رسمی، بخشی از آگاهی عمومی را در حوزههای غیرمعمول نیز پوشش دهد؛ همانطور که آموزشهای سلامت، تغذیه یا مدیریت بحران نیز در رسانهها ارائه میشود.