استراتژی فریبکارانه آمریکا و اسرائیل در غرب آسیا
اگر استراتژی آمریکا در غرب آسیا را که همان استراتژی اسرائیل است مورد بررسی قرار دهیم که بر گسترش جغرافیایی اسرائیل و درواقع بر اشغال بخشها یا حتی تمام خاک همسایگان اسرائیل و همینطور خلع سلاح و مبارزه با تمام گروههای مقاومت مبتنی است، متوجه میشویم این راهبرد منحصر به لبنان نیست.
مصطفی مصلحزاده - سفیر اسبق ایران در اردن
میبینیم اسرائیل در غزه هم همین کار را میکند و در سوریه نیز، که البته زمانی ارتش سوریه در آن حضور داشت. بعد از اینکه ارتش سوریه سقوط کرد دیدیم اسرائیل چه رفتاری کرد. یعنی نابودی توان نظامی ارتش سوریه در حالی که دولت سوریه سقوط کرده بود. اگر این استراتژی را در نظر بگیریم، اجرای آن مستلزم بهکارگیری تاکتیکهایی است که آمریکاییها تلاش میکنند به نوعی با تمسک به حقوق بینالملل این اشغالگری را توجیه کنند یا به تعبیر دیگر، آن را منطبق با حقوق بینالملل نشان دهند. البته طبیعتا و قطعا این راهبرد با حقوق بینالملل ناسازگار است اما آمریکاییها چه تاکتیکهایی برای کار اجرا میکنند.
تاکتیک نخست طبیعتا یک بیان امنیتی است. اسرائیل اعلام میکند برای امنیت خود نیاز دارد بخشهایی از جنوب لبنان را در اختیار داشته باشد. یعنی اشغال یا حداقل اینکه هیچ نیروی مخالف اسرائیل در آنجا حضور مسلحانه نداشته باشد. این یعنی همین چیزی که الان تحت عنوان «خط زرد» از آن یاد میشود. کما اینکه با همین طبیعینمایی از خط زرد، چیزی تقریبا نزدیک به دوسوم غزه را اشغال کرده که این مخالف حقوق بینالملل است. شرط تامین امنیت اسرائیل در متن چارچوب توافق با لبنان هم آمده است. در تفاهمنامه مذکور که در 26ژوئن امضا رسید، تاکید شده اسرائیل تدریجا خاک لبنان را ترک خواهد کرد به شرط اینکه کلیه نیروهای حزبالله خلع سلاح شوند و دولت لبنان، ارتش لبنان را در تمام منطقه مورد نظر طرف آمریکایی و اسرائیلی تحت عنوان خط زرد مستقر شود.