کشتیگیر بامعرفت در ملارد شهید شد
کتاب «آخرین کولانداز» نوشته طاهره ساکی، که به همت فدراسیون کشتی جمهوری اسلامی منتشر شده، روایت زندگی شهید مرتضی ابراهیمی است؛ قهرمانی که شاید اسمش را کمتر شنیده باشید، ولی داستانش دل هر شنوندهای را به لرزه میاندازد.
مرتضی ابراهیمی، تنها پسر خانوادهای سادهزیست و اصالتا آذریتبار، اهل کهنز شهریار بود. از نوجوانی با مسجد، هیات و پایگاه انس گرفت و شخصیتش در همین فضای ایمانی و انقلابی پرورش یافت. بعد از گرفتن دیپلم، کنکور داد و قبول شد، اما دلش با سپاه بود. پدر و مادرش هم که از علاقهاش خبر داشتند، رضایت دادند و مرتضی با سابقه بسیجیای که داشت، سریع جذب سپاه شد. مرتضی بدنی ورزیده و هیکلی درشت داشت. همین توانایی باعث شد در بخش عملیات خیلی زود خودش را ثابت کند و به مقام فرماندهی گردان رسید. مرتضی فقط یک نظامی نبود؛ روحیات فرهنگی داشت و بسیار مطالعه میکرد. او علاوه بر آموزشهای نظامی، بر اعتقادات نیروهایش نیز تأکید داشت. آنقدر در تربیت نیروهای شهریار موفق بود که فرماندهی کل از او خواست مدتی به ملارد برود و نیروهای آنجا را نیز سامان دهد. اما این مأموریت مصادف شد با ایام اغتشاشات. کوردلانی مقابلش بودند که کارشان از هدایت گذشته بود. تنها و غریب گیرش انداختند و دستهجمعی به او حمله کردند. دوستاش مرتضی را رساندند به بیمارستان، اما او شهید شد.